سقوط قدرت خرید و انسداد زنجیره تأمین؛ پوشاک زمستانه چگونه از سبد معیشت خارج شد؟

با آغاز فصل سرما، ویترین فروشگاه‌های پوشاک در سراسر ایران با نرخ‌هایی روبه‌رو شده‌اند که فاصله آن‌ها با توان مالی بخش عمده‌ای از جامعه به سطحی بی‌سابقه رسیده است. رصد میدانی بازارهای عمده‌فروشی و خرده‌فروشی، از بازار بزرگ تهران تا قطب‌های تجاری مرزی در غرب کشور، حاکی از تشدید رکود تورمی در صنعتی است که به‌صورت هم‌زمان از بحران زنجیره تأمین در بخش بالادستی و انقباض شدید تقاضا در بخش پایین‌دستی آسیب می‌بیند.

آنچه در ادبیات روزمره شهروندان و گزارش رسانه‌های داخلی از جمله وب‌سایت «برترین‌ها» تحت عنوان «تحریم ناخواسته پوشاک زمستانی» بازتاب یافته، در عمل پیامد هم‌افزایی تکانه‌های ارزی، نااطمینانی‌های ناشی از تنش‌ها و جنگ‌های منطقه‌ای، افزایش تصاعدی هزینه‌های لجستیک و ناترازی سرمایه در گردش واحدهای تولیدی و صنفی است؛ فرآیندی که خرید یک کاپشن معمولی را به چالشی جدی برای معیشت طبقات متوسط و فرودست تبدیل کرده است.

زنجیره تأمین در محاصره تورم نهاده‌ها و شوک‌های ارزی

بررسی بازار مواد اولیه در بازار بزرگ تهران نشان می‌دهد گرانی البسه پاییزه و زمستانه پیش از آنکه به ویترین خرده‌فروشان برسد، در خطوط بافندگی و بازار عمده‌فروشی پارچه تثبیت شده است. این معضل تنها به اقلام وارداتی محدود نمی‌شود؛ اگرچه نوسانات نرخ ارز و هزینه‌های حمل‌ونقل و ترخیص، بهای پارچه‌های محبوبی نظیر فوترهای ترک یا مخمل کبریتی وارداتی را تا سطوح بیش از دو تا سه میلیون تومان در هر متر برای نمونه‌های باکیفیت ارتقا داده، اما تولیدات داخلی نیز از موج گرانی در امان نمانده‌اند.

پارچه‌های تولید داخل به دلیل وابستگی به بازار الیاف، نخ، صنایع پتروشیمی و افزایش تعرفه‌های حامل‌های انرژی، فشار تورمی ملموسی را تجربه می‌کنند. در همین چارچوب، سید شجاع‌الدین امامی رئوف، دبیر انجمن صنایع نساجی ایران، با اشاره به پیامدهای اقتصادی تنش‌ها و نااطمینانی‌های منطقه‌ای، بر چالش‌های بنیادین واحدهای نساجی از جمله افزایش هزینه‌های لجستیک و دشواری‌های مداوم در تأمین مواد اولیه تأکید کرده است. حتی تدابیری نظیر افزایش سهمیه عرضه هفتگی چیپس پلی‌استر نساجی به سه هزار تن در بورس کالا که از سوی انجمن صنایع نساجی دنبال شد، نتوانسته اثر سرریز هزینه‌های عمومی تولید را به‌طور کامل مهار کند؛ وضعیتی که نشان می‌دهد مهار تورم ساختاری صنعت با مشوق‌های مقطعی در یک قلم کالا ناممکن است.

تنگنای کارگاه‌های دوزندگی و افت حاشیه سود

افزایش تصاعدی قیمت مواد اولیه، کارگاه‌های خرد و کلان پوشاک را با بحران حاد نقدینگی روبه‌رو کرده است. در تولید پالتو و اورکت زمستانه، مصرف میانگین ۲ تا ۲.۵ متر پارچه به همراه آستر، یراق‌آلات و هزینه‌های دوخت، قیمت تمام‌شده هر واحد کالا را به‌شدت بالا برده است. در یک کارگاه با تیراژ ۵۰۰ دست پالتو، افزایش حتی ۱۰۰ هزار تومانی در نرخ هر متر پارچه، نیازمند ۱۲۵ میلیون تومان سرمایه اولیه مازاد است.

تولیدکنندگان داخلی اکنون در دوراهی دشواری قرار گرفته‌اند: کاهش کیفیت مواد اولیه و روی‌آوردن به الیاف کم‌دوام که حیات برند و رضایت مشتری را نابود می‌کند، یا انتقال مستقیم بار تورم به قیمت نهایی که در رکود فعلی، معنایی جز ریزش کامل سفارش‌ها ندارد. در غیاب خطوط اعتباری بانکی کارآمد، بسیاری از دوزندگان ناچار به تعدیل تیراژ تولید متناسب با سفارش‌های حداقلی، بهینه‌سازی برش برای جلوگیری از دورریز و تکیه بر خریدهای چکی و مدت‌دار از عمده‌فروشان شده‌اند؛ تدابیری که صرفاً نقشی تسکین‌بخش دارند و آسیب‌پذیری واحدهای تولیدی را در برابر کوچک‌ترین تکانه بازار تشدید می‌کنند.

حذف کالای زمستانه از سبد خانوار

در سطح مصرف‌کننده، آثار این شوک ساختاری به صریح‌ترین شکل نمایان شده است. بر اساس آمارهای میدانی، بهای یک کاپشن معمولی فاقد برند مشخص در بازار ایران اکنون به محدوده ۶ تا ۷ میلیون تومان رسیده است؛ رقمی که معادل بخش معناداری از حداقل دستمزد کارگری یا حقوق مستمری‌بگیران است.

تحت این فشار، الگوهای رفتاری مصرف‌کنندگان دستخوش تغییرات اجباری شده است:

 استفاده مکرر از اقلام قدیمی: بخش بزرگی از شهروندان خرید البسه جدید را به تعویق انداخته و به نوسازی یا استفاده مجدد از لباس‌های چند سال گذشته بسنده کرده‌اند.

خرید خارج از فصل (حراجی‌ها): گرایش به خرید پوشاک فصول گرم در پاییز به امید دریافت تخفیف‌های پایان‌فصل، حتی اگر برای سرمای زمستان کارایی نداشته باشند.

تنگنا در بخش پوشاک کودک: گرچه خانواده‌ها در زمینه پوشاک بزرگسالان امکان ریاضت اقتصادی دارند، اما رشد قدی کودکان این گزینه را محدود می‌کند؛ با این حال، حتی در این بخش نیز گزارش‌ها از کاهش چشمگیر تقاضا و فشار مضاعف بر بودجه خانواده‌های دارای چند فرزند حکایت دارند.

فرسایش سرمایه صنوف و بی‌اثر بودن راهکارهای مقطعی

بحران کنونی تنها به خریداران محدود نیست، بلکه شبکه توزیع و خرده‌فروشی را نیز با فرسایش دارایی روبه‌رو کرده است. بررسی وضعیت کسب‌وکارها در شهرهای تجاری و مرزی غرب کشور، از جمله بانه که پیش‌تر به‌عنوان مقاصد ارزان‌قیمت خرید شناخته می‌شدند، تصویری از قفل‌شدگی معاملات ارائه می‌دهد. فروشندگانی که چند سال قبل با سرمایه‌ای حدود ۳۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان می‌توانستند ویترین یک فصل مغازه را با اجناس متنوع تأمین کنند، اکنون اذعان دارند که همان سطح از نقدینگی حتی کفاف خرید اولیه فصلی را نمی‌دهد.

هم‌زمان با افزایش بهای تمام‌شده و جهش نرخ ارز در کشورهای همسایه مانند ترکیه و اقلیم کردستان عراق، واردات قانونی یا نیمه‌رسمی اجناس برند نیز از صرفه اقتصادی ساقط شده است. افت سفرها و کاهش قدرت خرید گردشگران، به رکود بازارهای مرزی دامن زده است. اگرچه ایده‌هایی همچون بهره‌گیری تجمیعی از ظرفیت مبادلات مرزی و طرح‌های کولبری از سوی برخی فعالان صنفی مطرح می‌شود، اما پیچیدگی‌های بوروکراتیک و هزینه‌های مترتب بر ترخیص و حمل، مانع از تبدیل این الگوها به راهکاری فراگیر شده است. از سوی دیگر، مهاجرت اصناف به بسترهای فروش برخط (آنلاین) نیز به‌دلیل کندی‌های اینترنتی، ضوابط نظارتی سخت‌گیرانه و مهم‌تر از همه، بی‌پولی فراگیر مصرف‌کنندگان، نتوانسته رکود بازار فیزیکی را خنثی کند.

تثبیت رکود ساختاری

بحران قیمت لباس زمستانه در ایران نمادی شفاف از تأثیر مستقیم تلاطم‌های کلان اقتصادی و سیاست خارجی بر سفره و زیست روزمره جامعه است. وابستگی متقابل صنعت نساجی به نهاده‌های اولیه، شوک‌های ارزی، هزینه‌های فزاینده لجستیک و افت پیوسته درآمد سرانه، صنعت پوشاک را در ورطه رکودی ساختاری گرفتار کرده است. بدون مهار عوامل بنیادین تورم‌زا، احیای زنجیره تأمین، تسهیل تجارت خارجی و در رأس همه این‌ها بازیابی قدرت خرید دستمزدبگیران، تعمیق این بحران در فصول آتی اجتناب‌ناپذیر بوده و اقلام اساسی بقا در برابر سرما نیز به‌تدریج به کالاهایی لوکس و دست‌نیافتنی تبدیل خواهند شد.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم