دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا میگوید، در پی رایزنی با رهبران قطر، عربستان سعودی و امارات، دستور تعلیق موقت حمله گسترده نظامی به ایران را صادر کرده است. همزمان با حفظ آمادگی رزمی نیروهای آمریکایی، تلاشهای دیپلماتیک برای دستیابی به توافقی جامع و پایان دادن به محاصره متقابل در جریان است.
در پی تشدید تنشهای بیسابقه در خاورمیانه، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، روز ۱۸ مه ۲۰۲۶ (۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵) با انتشار پیامی اعلام کرد که حمله نظامی برنامهریزیشده علیه اهدافی در ایران را به تعویق انداخته است.
این تصمیم راهبردی پس از درخواست مستقیم و رایزنیهای فشرده تمیم بن حمد آل ثانی (امیر قطر)، محمد بن سلمان (ولیعهد عربستان سعودی) و محمد بن زاید آل نهیان (رئیس دولت امارات متحده عربی) اتخاذ شده است.
رئیسجمهور آمریکا تأکید کرد که رهبران منطقه معتقدند فرصتی برای دستیابی به یک توافق پایدار فراهم شده است که منافع ایالات متحده و متحدان منطقهای را تأمین کند. محور اصلی این توافق احتمالی، تضمین قطعی «عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای» عنوان شده است.
تداوم وضعیت آمادهباش رزمی
رئیسجمهور آمریکا تصریح کرد که به احترام رهبران کشورهای حوزه خلیج فارس، به پیت هگسث، وزیر دفاع و ژنرال دنیل کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، دستور داده است تا عملیات نظامی پیشبینیشده برای امروز را متوقف کنند. با این حال، وی خاطرنشان کرد که نیروهای مسلح ایالات متحده برای انجام یک «حمله تمامعیار و بزرگمقیاس» در هر لحظه، در حالت آمادگی کامل باقی خواهند ماند.
این تحولات در حالی صورت میگیرد که آتشبس شکنندهای که از اواسط فروردینماه (آوریل) برقرار شده، بارها با نقضهای پراکنده مواجه گشته است.

مروری بر ریشههای درگیری و عملیات «خشم حماسی»
بحران کنونی خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ ریشه در اختلافات عمیق بر سر برنامههای هستهای و موشکی ایران دارد. این تنشها در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ با آغاز عملیات راهبردی «Epic Fury» (خشم حماسی) توسط نیروهای مشترک آمریکا و اسرائیل به اوج خود رسید. در جریان این حملات هوایی گسترده، علی خامنهای کشته شد و بخش وسیعی از زیرساختهای نظامی و تأسیسات هستهای ایران هدف قرار گرفت.
ایران در پاسخ به این عملیات، اقدام به شلیک صدها فروند موشک بالستیک و پهپاد به سمت اسرائیل، پایگاههای نظامی آمریکا و کشورهای همسایه کرد که خسارات جانی و مالی قابلتوجهی در امارات، عربستان سعودی و کویت بر جای گذاشت.

بحران انرژی و انسداد راهبردی تنگه هرمز
پس از میانجیگری پاکستان در ۸ آوریل، یک آتشبس دوهفتهای برقرار و سپس تمدید شد. با این وجود، ایران همچنان تنگه هرمز را مسدود نگه داشته و در مقابل، ایالات متحده نیز از ۱۳ آوریل محاصره دریایی بنادر ایران را به اجرا درآورده است. این «محاصره دوجانبه» منجر به اختلال جدی در زنجیره تأمین انرژی جهانی و افزایش قیمت نفت به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه شده است.
ورود کشورهای خلیج فارس به کانون درگیریها
یکی از ویژگیهای متمایز این نبرد، حملات گسترده پهپادی ایران به زیرساختهای همسایگان بوده است. گزارشها حاکی از انجام بیش از ۲۸۰۰ حمله پهپادی تنها علیه خاک امارات متحده عربی است. این حملات که فرودگاهها و تأسیسات نفتی را هدف قرار داده، باعث شد کشورهای منطقه که پیشتر بر بیطرفی تأکید داشتند، به طور مستقیم وارد فضای درگیری شوند. اکنون رهبران عربستان و امارات با هدف جلوگیری از ویرانی بیشتر زیرساختهای خود، نقش فعالی را در مدیریت دیپلماتیک بحران ایفا میکنند.
شکاف در مطالبات و افق مذاکرات
شرایط طرفین برای خروج از بنبست کنونی همچنان با یکدیگر فاصله زیادی دارد. مطالبات اصلی ایالات متحده شامل موارد زیر است:
– توقف کامل غنیسازی سطح بالا و انتقال ذخایر اورانیوم.
– محدودیتهای شدید در برنامه موشکی.
– قطع حمایت از گروههای تحت حمایت در منطقه.
در مقابل، ایران خواستار پایان فوری جنگ، لغو تمامی تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدود شده و دریافت غرامت جنگی است. همچنین حاکمیت بر تنگه هرمز از خطوط قرمز تهران اعلام شده است.

دیپلماسی بینالمللی و نقش پکن
در جبهه دیپلماتیک، دونالد ترامپ در اواسط ماه مه (اردیبهشت ۱۴۰۵) طی سفری به پکن با شی جینپینگ دیدار کرد. اگرچه این دیدار با وعدههای تجاری همراه بود، اما در زمینهی فشار بر تهران برای بازگشایی تنگهی هرمز دستاورد ملموسی نداشت. چین با اتخاذ رویکردی احتیاطی، خواستار مذاکره شده است، اما تحلیلگران معتقدند پکن هرگونه همکاری راهبردی در این پرونده را به کسب امتیاز در مسائلی نظیر تایوان گره زده است.
در حالی که مهلت چندروزه دونالد ترامپ برای پیشرفت در مذاکرات رو به پایان است، منطقه در یک نقطه عطف تاریخی قرار دارد. موفقیت دیپلماسی پنهان که از طریق پاکستان و قطر دنبال میشود، میتواند به بازگشایی شریانهای اقتصادی و ثبات نسبی منجر شود؛ در غیر این صورت، با توجه به آرایش جنگی نیروهای آمریکایی، خطر وقوع یک درگیری تمامعیار با پیامدهای جبرانناپذیر برای اقتصاد و امنیت جهانی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
