بیروت و تلآویو با میانجیگری آمریکا توافق چارچوب امضا کردند، اما دستور همزمان تخلیه شهرکهای جنوبی شکنندگی روند صلح را نمایان ساخت.
پارادوکس آشکار دیپلماسی خاورمیانه بار دیگر خود را در تلاقی میزهای مذاکره و میدانهای نبرد به نمایش گذاشت. در حالی که فرستادگان رسمی و دیپلماتهای ارشد در واشنگتن برای امضای توافقنامهای جدید به منظور پایان دادن به خصومتها گرد هم آمدند، واقعیتهای سخت مرزی در جنوب لبنان مسیر متفاوتی را تصویر کرد. همزمانی بیسابقه تلاشهای دیپلماتیک با تداوم عملیاتهای رزمی و انتشار هشدارهای تخلیه اجباری برای غیرنظامیان، نشاندهنده شکاف عمیقی است که میان متنهای مکتوب روی کاغذ و واقعیتهای عینی جبهههای نبرد وجود دارد. این وضعیت نهتنها شکنندگی توافقات بینالمللی را آشکار میسازد، بلکه نشان میدهد که تلاش برای آرامش پایدار بدون حل ریشهای پروندههای امنیتی با چالشهای جدی مواجه خواهد بود.

جزئیات توافق چارچوب سهجانبه در واشنگتن
بر پایه گزارشهای منتشر شده از سوی خبرگزاری رویترز، مقر وزارت امور خارجه ایالات متحده در واشنگتن میزبان مراسم امضای یک «توافق چارچوب» سهجانبه در روز جمعه ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶ (۵ تیر ۱۴۰۵) بود که با میانجیگری فعال دولت آمریکا به سرانجام رسید. در این مراسم که با نظارت مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده برگزار شد، ندا حماده، سفیر لبنان در واشنگتن و یحئیل لایتر، سفیر اسرائیل در ایالات متحده به همراه دانیل هولر، مشاور ارشد وزارت امور خارجه آمریکا، پای این سند راهبردی را امضا کردند. وزیر خارجه ایالات متحده پس از امضای این سند، با اذعان به پیچیدگیهای فرآیند پیشرو، این توافق را «آغازِ آغاز» و نخستین گام در مسیری دشوار توصیف کرد. این سند راهبردی راه را برای تشکیل یک «گروه هماهنگی نظامی سهجانبه» با مشارکت ایالات متحده هموار میکند که وظیفه آن تسهیل فرآیند بازگرداندن حاکمیت کامل به لبنان، خلع سلاح تدریجی شبهنظامیان و برچیدن زیرساختهای نظامی آنها خواهد بود.
تقابل اهداف راهبردی بیروت، تلآویو و واشنگتن
بررسی مواضع طرفهای امضاکننده نشان میدهد که هر یک از بازیگران از زاویه منافع راهبردی خود به این سند مینگرند. به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، سفیر لبنان این اقدام را گامی کلیدی برای بازیابی حاکمیت ملی، حفظ تمامیت ارضی و ایجاد بستری مناسب برای بازگشت آوارگان به سرزمینهای خود دانست. در مقابل، سفیر اسرائیل ماهیت توافق را «عملکردمحور» ارزیابی کرد و با اعلام اینکه در این چارچوب، نقش ایران و حزبالله حذف شده است، مدعی شد که مسیر صلح واقعی گشوده شده است. لایتر تأکید کرد که خروج ارتش اسرائیل از لبنان تنها با خنثی شدن تهدیدات تروریستی علیه اسرائیل محقق خواهد شد. این در حالی است که پیش از این در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ (۲۸ خرداد ۱۴۰۵)، تفاهمنامهای میان واشنگتن و تهران برای متوقف ساختن جنگ غیرمستقیم امضا شده بود، اما بیروت تلاش کرد پرونده حاکمیتی خود را از معادلات منطقهای تهران مجزا نگاه دارد.

واقعیتهای سرسخت میدان و هشدارهای تخلیه
درست در شرایطی که مقامات در واشنگتن از دستاوردهای صلح سخن میگفتند، ارتش اسرائیل اقدام به پخش اعلامیههایی در جنوب لبنان کرد. بر اساس گزارشهای میدانی خبرگزاری فرانسه، بالگردهای ارتش اسرائیل با پرواز بر فراز شهرک منصوری در جنوب لبنان، با توزیع برگههایی از ساکنان خواستند تا خانههای خود را تخلیه کنند. این اقدام همزمان، به وضوح نشان داد که آتشبس موقت کنونی تا چه اندازه سست است. در همین حال، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در پیامی ویدیویی که ساعاتی پس از اعلام توافق واشنگتن منتشر شد، تصریح کرد که نیروهای نظامی این کشور تا خلع سلاح کامل حزبالله در «منطقه امنیتی» جنوب لبنان باقی خواهند ماند. وی همچنین از ایجاد دو «منطقه آزمایشی» برای واگذاری تدریجی کنترل امنیتی به ارتش لبنان بر اساس توصیههای ارتش اسرائیل سخن گفت و در پیامی به تهران مدعی شد که امور حاکمیتی لبنان ارتباطی به ایران ندارد.

چالش حزبالله و بنبست خلع سلاح
شبکه خبری الجزیره در تحلیل موانع اجرایی این توافق گزارش داد که ایده «مناطق آزمایشی» پیش از این نیز مطرح شده بود، اما اجرای چنین طرحهایی بدون جلب رضایت بازیگران کلیدی لبنان تقریباً غیرممکن است. حزبالله لبنان که در این مذاکرات حضور نداشت، هرگونه طرحی را برای خلع سلاح سراسری خود رد کرده است. نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، تأکید کرده است که خروج بیقیدوشرط نیروهای اسرائیلی از خاک لبنان، شرط نخست برای هرگونه آرامش پایدار است. هرچند توافقهای پیشین بر خروج نیروهای مسلح به شمال رودخانه لیتانی و استقرار ارتش لبنان متمرکز بودند، اما اصرار واشنگتن و تلآویو بر نابودی کامل زیرساختهای نظامی حزبالله، عملاً این توافق را با یک بنبست اجرایی مواجه ساخته است؛ چرا که ارتش لبنان فاقد ابزارها و قدرت سیاسی کافی برای رویارویی مستقیم با تشکیلات نظامی حزبالله است.

پیامدهای انسانی بحران و چشمانداز مبهم صلح
ابعاد ویرانگر درگیریهای اخیر که پس از حملات متقابل در ۲ مارس ۲۰۲۶ (۱۱ اسفند ۱۴۰۴) شدت گرفت، شرایط انسانی فاجعهباری را بر لبنان تحمیل کرده است. بر پایه آمارهای منتشر شده توسط شبکه خبری پیبیاس نیوزآور، این جنگ تاکنون بیش از چهار هزار کشته و افزون بر یک میلیون آواره بر جای گذاشته و در جبهه مقابل نیز دهها نظامی اسرائیلی کشته شدهاند. در چنین بستری، ساکنان جنوب لبنان خود را در میان دو لبه قیچی گرفتار میبینند: حضور تسلیحاتی حزبالله در مناطق مسکونی از یک سو و حملات مداوم و هشدارهای تخلیه اجباری از سوی اسرائیل از سوی دیگر. کارشناسان مسائل منطقه بر این باورند که صلح واقعی تنها زمانی محقق خواهد شد که یک جدول زمانی دقیق برای عقبنشینی کامل نیروهای اسرائیلی تدوین شود و ارتش لبنان کنترل مرزهای ملی خود را در دست گیرد. تا آن زمان، توافق واشنگتن احتمالاً به عنوان مرحلهای جدید از مدیریت بحران و نه حل واقعی آن قلمداد خواهد شد.
