موازنه قدرت در خلیج فارس پس از نشست منامه و مذاکرات دوحه

در حالی که منطقه خاورمیانه یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخی خود را سپری می‌کند، همزمانی دو رویداد متناقض—پیشرفت در مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در دوحه و برگزاری یک نشست نظامی گسترده به رهبری سنتکام در بحرین—نشان‌دهنده پیچیدگی وضعیت امنیتی و دیپلماتیک در خلیج فارس است. گزارش‌های واصله حاکی از آن است که با وجود پیشرفت‌های نسبی در تدوین سازوکارهای نظارتی بر تفاهم‌نامه‌های دوجانبه، سایه تهدیدهای نظامی و تلاش برای تغییر موازنه در تنگه هرمز، همچنان بر فضای سیاسی سنگینی می‌کند.

دوحه؛ پیشرفت در بن‌بست و وقفه برای تشییع

مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشینگتن در دوحه که با میانجی‌گری قطر و پاکستان انجام شد، طبق بیانیه‌های رسمی با «پیشرفت مثبت» همراه بوده است. ماجد انصاری، سخنگوی وزارت امور خارجه قطر، تایید کرد که طرفین بر روی محورهای مرتبط با «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» که برآمده از نشست سران در لوسرن سوئیس است، به دستاوردهای ملموسی رسیده‌اند.

یکی از دستاوردهای فنی این دور از گفتگوها، توافق بر سر ایجاد یک کانال ارتباط فوری (Hotline) برای ثبت و گزارش موارد نقض تفاهم‌نامه اولیه است. کاظم غریب‌آبادی، رئیس هیئت مذاکره‌کننده ایران، با اشاره به پایان این دور از گفتگوها تصریح کرد که تعهدات این یادداشت تفاهم یک «مجموعه یکپارچه» است؛ موضعی که نشان می‌دهد تهران اجرای بندهای مربوط به آزادسازی دارایی‌های مسدود شده و توقف اقدامات نظامی را به صورت متقابل و همزمان مطالبه می‌کند.

با این حال، این فرایند دیپلماتیک با یک وقفه کوتاه مواجه شده است. طبق اعلام میانجی‌گران، دور بعدی مذاکرات به پس از برگزاری مراسم تشییع و خاکسپاری علی خامنه‌ای، رهبر پیشین ایران، موکول شده است. این مراسم که قرار است از ۱۳ تا ۱۸ تیرماه (۴ تا ۹ ژوئیه) در شهرهای مختلف ایران و عراق برگزار شود، عملاً فعالیت‌های دیپلماتیک رسمی را برای چند روز به حالت تعلیق درآورده است.

منامه؛ آرایش نظامی جدید و کریدور موازی

درست در زمانی که دیپلمات‌ها در دوحه مشغول رایزنی بودند، در منامه، پایتخت بحرین، رویدادی با ماهیت متفاوت در جریان بود. فرماندهی مرکزی نیروهای نظامی آمریکا (سنتکام) میزبان یک نشست امنیتی-نظامی با حضور مقامات ارشد ۱۱ کشور منطقه بود. نکته تامل‌برانگیز در این نشست، حضور نمایندگانی از سوریه و لبنان در کنار متحدان سنتی آمریکا همچون عربستان سعودی، امارات و مصر بود؛ حضوری که برخی ناظران آن را تلاشی از سوی واشینگتن برای ایجاد یک ائتلاف فراگیر منطقه‌ای در برابر نفوذ دریایی ایران تلقی می‌کنند.

دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، در این نشست بر «امنیت دریایی» و «جریان آزاد تجارت در تنگه هرمز» تاکید کرد. اما تحلیل محتوای این نشست نشان‌دهنده پروژه‌ای فراتر از هماهنگی‌های معمول است. به نظر می‌رسد ایالات متحده به دنبال تثبیت یک کریدور کشتیرانی جایگزین در بخش جنوبی تنگه هرمز، از مبدأ سواحل عمان و امارات است. هدفی که به وضوح برای کاهش وابستگی بین‌المللی به مسیرهای تحت حاکمیت ایران در شمال تنگه هرمز طراحی شده است.

واکنش تهران؛ هشدار نسبت به خطای محاسباتی

واکنش مقام‌های ایرانی به نشست بحرین تند و هشدارآمیز بود. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، این گردهمایی را «نمایشی برای سرپوش گذاشتن بر سیاست‌های مخرب آمریکا» توصیف کرد. اما واکنش جدی‌تر از سوی نهادهای نظامی ابراز شد. قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا با صدور بیانیه‌ای، ایجاد هرگونه کریدور موازی یا دخالت در نظم تنگه هرمز را نقض تفاهمات بین‌المللی (از جمله یادداشت تفاهم اسلام‌آباد) خواند و نسبت به عواقب آن هشدار داد.

سردار علی عبداللهی، فرمانده این قرارگاه، با لحنی صریح به آمریکا و اسرائیل نسبت به هرگونه «خطای محاسباتی» در ایام برگزاری مراسم تشییع رهبر پیشین ایران هشدار داد. این هشدارها در پی اظهارات تند مقامات دفاعی اسرائیل مبنی بر قرار گرفتن نام رهبری جدید ایران در «فهرست ترور»، ابعاد امنیتی جدیدی به خود گرفته است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران نیز در واکنشی قاطع اعلام کرد که هرگونه تعرض، با پاسخی «بلافاصله و قدرتمند» مواجه خواهد شد.

متغیرهای موثر بر آینده تفاهم

در حالی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از روند مذاکرات در مورد پرونده هسته‌ای ابراز رضایت نسبی کرده و جی‌دی ونس، معاون او، از آغاز قریب‌الوقوع گفتگوهای فنی خبر داده است، چندین متغیر کلیدی می‌تواند این تفاهم لرزان را از هم بپاشد.

 ایران اصرار دارد که ادامه حملات اسرائیل در لبنان، نقض صریح بند اول یادداشت تفاهم اسلام‌آباد از سوی ایالات متحده است. تهران بر این باور است که واشینگتن مسئول مهار متحد خود در منطقه است. همچنین آزادسازی منابع ارزی ایران به عنوان یکی از اصلی‌ترین مطالبات تهران در مذاکرات دوحه مطرح است که پیشرفت در آن می‌تواند محرک ادامه گفتگوها باشد. و تقابل میان طرح آمریکا برای ایجاد کریدور جایگزین و اصرار ایران بر حفظ حاکمیت خود بر تنگه هرمز، پتانسیل تبدیل شدن به یک جرقه نظامی را دارد.

دیپلماسی در میدان مین

وضعیت کنونی نشان‌دهنده یک «صلح مسلح» و دیپلماسی در میدان مین است. از یک سو، هر دو طرف (تهران و واشینگتن) تمایل خود را برای جلوگیری از گسترش جنگ و رسیدن به یک چارچوب نظارتی (از طریق کانال ارتباط فوری) نشان داده‌اند. از سوی دیگر، تحرکات نظامی در بحرین و تهدیدهای متقابل میان ایران و اسرائیل نشان می‌دهد که اعتماد میان طرفین در پایین‌ترین سطح ممکن قرار دارد.

روزهای پس از مراسم خاکسپاری رهبر فقید ایران (بعد از ۹ ژوئیه)، آزمونی حیاتی برای دیپلماسی خواهد بود. آیا «پیشرفت‌های مثبت» در دوحه می‌تواند بر «آرایش‌های نظامی» در منامه غلبه کند، یا اینکه تضاد منافع در تنگه هرمز و جبهه لبنان، یادداشت تفاهم اسلام‌آباد را پیش از اجرا به بن‌بست خواهد کشاند؟ آنچه مشخص است، منطقه فعلاً در وضعیتی میان «تعلیق» و «تنش» به انتظار دور بعدی گفتگوها نشسته است.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم