در پایتخت کشوری با اقیانوسی از نفت و گاز، سهم این خانواده از «زندگی»، چادری است بر پشتبامِ یک خانه!
این تنها یک تصویر ساده از فقر نیست؛ سندی زنده از سقوط معیشت و کرامت انسانی شهروندان است. مردی که پس از اخراج از کارگری نانوایی بیکار شده و سقفی جز یک چادر بر فراز پشتبام برایش نمانده است. تلختر از سرپناه نداشتن، داغ جدایی است؛ مادری که از شدت نداری مجبور شده تنها دخترش را به مادربزرگ بسپارد و ماههاست از لمس دستان کودکش محروم مانده است.
حاکمیتی که ثروتهای ملی را صرف ماجراجوییهای ایدئولوژیک، فسادهای نجومی و سرکوب میکند، سالهاست که چشمانش را بر این فاجعههای عریان بسته است. پدیدههایی چون «پشتبامخوابی»، «گورخوابی» و فروپاشی خانوادهها، حادثه نیستند؛ خروجی مستقیم ناکارآمدی ساختاری، تورم افسارگسیخته و بیعدالتی حکومتی است که مردم را به ابتداییترین نیازهای زیستی محتاج کرده است.
حق این مردم، آوارگی بر پشتبامها و جدا افتادن از فرزندانشان نیست. فقر تحمیلی، بزرگترین ظلمی است که سیستماتیک به جان این جامعه افتاده است.
💬 نظر شما درباره وضعیت معیشتی این روزهای مردم چیست؟ مسئول این ویرانی کیست؟
📢 این ویدیو را به اشتراک بگذارید تا واقعیت عریان زندگی مردم زیر سایه این بحران پنهان نماند.
