فرجام نافرجام «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد»؛ بازگشت به عصر تقابل سخت

در حالی که تنها چند هفته از امضای تفاهم‌نامه موسوم به «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» میان تهران و واشینگتن می‌گذشت، وقایع خونین ۲۴ ساعت اخیر در خلیج فارس و دریای عمان، کورسوی امید برای کاهش تنش‌ها را به تاریکی کشاند. لغو معافیت‌های نفتی ایران، حملات پهپادی به نفتکش‌ها در تنگه هرمز و متعاقب آن، حملات موشکی سنتکام به خاک ایران و پاسخ متقابل تهران به پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا، نشان‌دهنده فروپاشی کامل چارچوبی است که قرار بود فرصتی ۶۰ روزه برای دیپلماسی فراهم کند.

 فروپاشی یک توافق میان‌مدت

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد که در ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ با میانجی‌گری فعال پاکستان و قطر به امضا رسید، بر دو محور اصلی استوار بود: «توقف عملیات نظامی علیه یکدیگر» و «اجتناب از اقدامات اقتصادی محرک». هدف این بود که در بازه‌ای ۶۰ روزه، طرفین بر سر مسائل کلیدی از جمله پرونده هسته‌ای و امنیت منطقه‌ای به میز مذاکره بازگردند. اما اعلام رسمی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، مبنی بر پایان این تفاهم، نشان داد که شکاف‌های ساختاری میان دو کشور عمیق‌تر از آن است که میانجی‌گری‌های منطقه‌ای بتواند آن را مهار کند.

تصمیم واشینگتن برای لغو معافیت‌های باقی‌مانده فروش نفت ایران، نخستین خشت از دیوار لرزان این تفاهم را فرو ریخت. این اقدام که از سوی تحلیلگران به معنای بازگشت کامل به سیاست «فشار حداکثری» تعبیر می‌شود، عملاً انگیزه اقتصادی تهران برای پایبندی به توافق را از بین برد.

جنگ نفتکش‌ها؛ جرقه انفجار

تنش‌ها زمانی به فاز نظامی وارد شد که روز سه‌شنبه، گزارش‌هایی از هدف قرار گرفتن چندین شناور تجاری در نزدیکی تنگه هرمز مخابره شد. آسیب دیدن نفتکش حامل گاز مایع قطر و نفتکش عربستان سعودی، زنگ خطر را برای امنیت انرژی جهانی به صدا درآورد. بر اساس گزارش‌های منتشر شده از سوی سازمان‌های ناظر تجارت دریایی، این حملات با پرتابه‌های ناشناس صورت گرفته است. اگرچه مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی تاکنون مسئولیت این حملات را نپذیرفته‌اند، اما برخی گزارش‌های رسانه‌ای به نقل از منابع اطلاعاتی غربی، شلیک موشک از سوی نیروهای ساحلی را عامل این خسارات می‌دانند.

 پاسخ نظامی سنتکام و تلفات غیرنظامی

ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) با سرعتی بی‌سابقه به این حوادث واکنش نشان داد. حملات سنگین بامداد چهارشنبه به اهدافی در بندرعباس، بوشهر، قشم و سیریک، فصل جدیدی از رویارویی مستقیم را گشود. سنتکام هدف این عملیات را تحمیل «هزینه سنگین» بر تهران عنوان کرده است.

اما آنچه این رویارویی را با ابعاد انسانی پیچیده‌ای روبه‌رو کرد، گزارش‌های مربوط به کشته و زخمی شدن شماری از صیادان محلی در جنوب ایران است. بر اساس اطلاعات واصله، در جریان حملات به مناطق ساحلی، چندین لنج صیادی هدف قرار گرفته‌اند. اگرچه مقامات رسمی تاکنون آمار دقیقی از تلفات غیرنظامی ارائه نکرده‌اند، اما منابع محلی هویت برخی از جان‌باختگان از جمله یک جوان ۲۶ ساله در بندر کوهستک را تایید کرده‌اند. در مقابل، سپاه پاسداران تنها به کشته شدن یکی از نیروهای خود در جریان حمله به ماهشهر اذعان کرده است.

 واکنش تهران؛ بازدارندگی از طریق اقدام متقابل

جمهوری اسلامی در واکنشی سریع، حملات آمریکا را نقض حاکمیت ملی توصیف کرد. طبق اطلاعیه‌های رسمی که از سوی رسانه‌های داخلی ایران منتشر شد، سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی در عملیات‌هایی جداگانه، پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه را هدف قرار دادند.

سپاه پاسداران مدعی شد که در یک عملیات مشترک موشکی و پهپادی، تاسیسات نظامی آمریکا در بحرین (مقر ناوگان پنجم) و پایگاه علی‌السالم در کویت را هدف قرار داده است. هم‌زمان، روابط عمومی ارتش ایران نیز از حمله به پایگاه هوایی شیخ عیسی در بحرین خبر داد. قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا با صدور بیانیه‌ای تأکید کرد که «تنها مسیر امن برای عبور کشتی‌ها، مسیری است که ایران تعیین می‌کند»؛ اظهارنظری که به وضوح نشان‌دهنده عزم تهران برای به چالش کشیدن سیطره دریایی آمریکا در منطقه است.

رادیکالیسم کلامی و تهدیدهای بی‌سابقه

در کنار تبادل آتش، لفاظی‌های سیاسی نیز به اوج خود رسیده است. دونالد ترامپ در حاشیه اجلاس ناتو در آنکارا با ادبیاتی تند، مقامات ایرانی را مورد خطاب قرار داد و از احتمال حمله به جزیره خارگ (شریان اصلی صادرات نفت ایران) و حتی تصرف آن سخن گفت. ترامپ با اشاره به اینکه ایران هر روز توافق را نقض می‌کند، مدعی شد: «شاید محاصره دریایی ایران را دوباره برقرار کنیم.»

در داخل ایران نیز، رسانه‌های رسمی و چهره‌های سیاسی با ادبیاتی مشابه به استقبال تقابل رفته‌اند. روزنامه «کیهان» در شماره روز چهارشنبه ۱۷ تیر، با تیتری صریح خواستار حذف فیزیکی رئیس‌جمهوری آمریکا شد. همچنین حمید رسایی، نماینده مجلس، در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی «ویراستی»، پیشنهاد هدف قرار دادن محل استقرار ترامپ در ترکیه را مطرح کرد. این حجم از رادیکالیسم کلامی، فضای هرگونه عقب‌نشینی تاکتیکی را برای هر دو طرف مسدود کرده است.

به سوی جنگ تمام‌عیار یا بن‌بست فرسایشی؟

فروپاشی تفاهم‌نامه اسلام‌آباد در کمتر از ۳۰ روز، نشان داد که «دیپلماسی بحران» در غیاب یک اراده سیاسی پایدار در هر دو پایتخت، کارکرد خود را از دست داده است. از یک سو، واشینگتن با لغو معافیت‌ها نشان داد که به دنبال تغییر رفتار بنیادین تهران از طریق فشار حداکثری است و از سوی دیگر، تهران با فعال کردن اهرم‌های نظامی در خلیج فارس، پیام داد که هزینه بستن راه‌های تنفس اقتصادی‌اش را برای جهان و آمریکا گزاف خواهد کرد.

تهدید ترامپ مبنی بر حمله به جزیره خارگ، عبور از خط قرمز استراتژیک ایران محسوب می‌شود. خارگ برای ایران صرفاً یک پایگاه نظامی نیست، بلکه قلب تپنده اقتصاد نیمه‌جان آن است. هرگونه اقدام علیه این جزیره، می‌تواند پاسخ‌های زنجیره‌ای ایران را به فراتر از پایگاه‌های منطقه‌ای و به سمت تاسیسات انرژی متحدان آمریکا در حوزه خلیج فارس سوق دهد؛ کما اینکه محکومیت‌های سریع از سوی کویت، امارات و سازمان همکاری اسلامی نشان‌دهنده وحشت منطقه از سرایت شعله‌های این درگیری است.

شرایط کنونی نشان‌دهنده یک «بن‌بست انفجاری» است. تفاهم‌نامه اسلام‌آباد که قرار بود پلی برای عبور از بحران باشد، خود به بخشی از بحران تبدیل شد. با بازگشت ترامپ به استراتژی فشار همه‌جانبه و پاسخ سخت نظامی تهران، خلیج فارس بار دیگر به صحنه رویارویی مستقیم بدل شده است. در غیاب یک کانال ارتباطی موثر و با توجه به کشته شدن غیرنظامیان و تهدیدهای شخصی علیه رهبران، عبور از این مرحله بدون وقوع یک درگیری گسترده‌تر، نیازمند چیزی فراتر از میانجی‌گری‌های معمول است؛ چیزی که در حال حاضر در فضای غبارآلود آنکارا و تهران دیده نمی‌شود.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم