نظام سلامت ایران در پی دههها سوءمدیریت ساختاری و بحران اقتصادی فراگیر، با یک فروپاشی بیسابقه روبهرو شده است؛ وضعیتی اسفبار که طی آن دهها هزار تن از پزشکان عمومی و متخصصان به دلیل دستمزدهای تحقیرآمیز و هزینههای کمرشکن مطبداری، عطای طبابت را به لقایش بخشیده و برای بقا به مشاغلی همچون مسافرکشی در تاکسیهای اینترنتی، پرستاری از سالمندان و ساختوساز روی آوردهاند. در کشوری که تربیت هر نیروی متخصص بهای گزافی از سرمایههای عمومی میطلبد، بیاعتنایی کارگزاران جمهوری اسلامی به معیشت کادر درمان موجب شده تا طبابت به حرفهای فاقد توجیه اقتصادی تبدیل شود؛ فاجعهای خاموش که دسترسی شهروندان به مراقبتهای اولیه پزشکی را به نابودی کشانده است.
بر اساس دادههای رسمی سازمان نظام پزشکی و انجمن پزشکان عمومی ایران، دستکم ۳۵ درصد از پزشکان عمومی کشور، معادل بیش از ۵۰ هزار نفر، به طور کامل از چرخه درمان خارج شدهاند. احمد ولیپور، رئیس انجمن پزشکان عمومی ایران، در گفتگو با روزنامه شرق فاش ساخت که دریافتی ماهانه اکثریت پزشکان در مراکز دولتی، اورژانسها و درمانگاهها رقمی میان ۲۵ تا ۳۵ میلیون تومان است که هیچ تناسبی با تورم لجامگسیخته ندارد. همزمان، رضا لاریپور، سخنگوی سازمان نظام پزشکی ایران، با تأکید بر گسترش موج بیکاری و سرخوردگی در میان کادر درمان یادآور شد که دستمزد نازل پزشکان سبب شده تا اشتغال در ناوگان حملونقل اینترنتی برای یک پزشک جوان درآمدی تا دو برابر طبابت در مراکز درمانی به همراه داشته باشد.
از طبابت در درمانگاه تا مسافرکشی؛ فاجعه معیشت نخبگان پزشکی
روایتهای میدانی از زندگی دانشآموختگان برتر رشتههای پزشکی، ابعاد تکاندهندهای از سقوط منزلت و معیشت نخبگان را به تصویر میکشد. فارغالتحصیلان رتبههای برتر دانشگاه تهران و دارندگان مدالهای المپیاد کشوری که سالهای متمادی از جوانی خود را صرف تحصیلات دشوار پزشکی کردهاند، اکنون اعتراف میکنند که دستمزد شیفتهای شبانه در درمانگاهها حتی کفاف هزینههای ایابوذهاب آنان را نمیدهد.
پرداختی ساعتی ۱۱۰ هزار تا ۳۵۰ هزار تومان در مراکز درمانی دولتی و مناطق پیرامونی، رقمی بسیار پایینتر از حداقل دستمزد یک کارگر ساده است و همین امر پزشکان جوان را ناچار ساخته تا اوقات پس از کار یا حتی تمام وقت خود را به رانندگی در خیابانها اختصاص دهند.
این بحران تنها به پزشکان تازهکار محدود نمیشود، بلکه پزشکان باسابقه و متخصصان باتجربه را نیز در بر گرفته است. افزایش سرسامآور اجارهبهای واحدهای تجاری، مالیاتهای سنگین، عوارض شهرداری و هزینههای سرسامآور لوازم مصرفی پزشکی سبب شده تا بسیاری از متخصصان بالینی توان تأمین هزینههای مطبداری را از دست بدهند و پس از سالها خدمت ناچار به تعطیلی مطبهای خود شوند. گزارشهای مستند نشان میدهد پزشکان میانسال در کلانشهرها پس از بستن مطبهای اشتراکی، به مسافرکشی روی آورده یا به عنوان همراه بیمار و پرستار سالمند به کار مشغول شدهاند تا از عهده تأمین مسکن و حداقلهای معیشتی خانواده خود برآیند.
تعرفههای دستوری و شکاف هزار درصدی با واقعیتهای اقتصادی
ریشه اصلی این بنبست معیشتی، اصرار سران جمهوری اسلامی بر نظام تعرفهگذاری دستوری و غیرواقعی در بخش بهداشت است. رضا لاریپور، سخنگوی سازمان نظام پزشکی ایران، در این باره اعلام کرد: “تعرفههای خدمات پزشکی نسبت به واقعیتهای اقتصاد کنونی کشور، بین ۴۰۰ تا ۱۰۰۰ درصد با آنچه باید به طور واقعی پرداخت شود فاصله دارد.” در شرایطی که تورم سالانه کالاها و خدمات عمومی از مرزهای بحرانی عبور کرده، نرخ مصوب ویزیت پزشک عمومی در بیمارستانهای دولتی تنها ۱۴۰ هزار تومان، در بخش غیردولتی ۲۴۵ هزار تومان و در بخش خصوصی ۳۶۸ هزار تومان تعیین شده که پس از کسر سهم بیمارستان، درآمد خالصی کمتر از ۴۰ میلیون تومان برای یک پزشک تماموقت بر جای میگذارد.
قربانیان اصلی این ساختار استثماری، دستیاران تخصصی بیمارستانها هستند. حدود ۱۵ تا ۲۰ هزار پزشک عمومی که دورههای تخصصی را سپری میکنند، بیش از ۸۰ درصد بار سنگین بالینی بیمارستانهای دولتی را بر دوش میکشند و تا ۷۰ ساعت در هفته کار میکنند، اما دریافتی آنان از سوی دولت تنها بین ۲۵ تا ۳۵ میلیون تومان است. محمد رئیسزاده، رئیسکل سازمان نظام پزشکی ایران، بارها هشدار داده است که سرکوب سیستماتیک تعرفهها توسط سازمان برنامه و بودجه نه تنها سهم پرداختی از جیب مردم را کاهش نداده، بلکه به شکلگیری بحرانهای گستردهتر در شبکه سلامت و تحمیل فشارهای فزاینده بر بیماران منجر شده است.
خالی ماندن صندلیهای تخصصی و فاجعه فقدان پزشک در آینده
پیامد مستقیم این سیاستهای فاجعهبار، بیانگیزگی کامل پزشکان جوان برای ادامه تحصیل در رشتههای حیاتی است. بر اساس آمارهای تکاندهندهای که محمد رئیسزاده، رئیسکل سازمان نظام پزشکی ایران، اعلام کرد، در آزمون پذیرش دستیاری سال جاری، ۲۰۶۹ صندلی از مجموع ۵۴۰۰ ظرفیت آزمون تخصصی خالی مانده است. رشتههای مادر و فوقالعاده حیاتی همچون بیهوشی، بیماریهای کودکان، طب اورژانس، جراحی قلب اطفال و بیماریهای عفونی با فقدان شدید داوطلب روبهرو شدهاند، زیرا هیچ پزشکی حاضر نیست سالها فشار آموزشی طاقتفرسا را برای درآمدی تحقیرآمیز در آینده تحمل کند.
در مواجهه با این زوال تدریجی، واکنش ساختار حاکمیت تنها افزایش فلهای و غیرکارشناسی ظرفیتهای پذیرش در دانشگاهها بوده است؛ راهکاری نمایشی که کارشناسان آن را فاقد ارزش عملیاتی میدانند.
رئیسکل سازمان نظام پزشکی تأکید کرده است که افزایش ظرفیت، راهحل بحران نبوده و صرفاً به تربیت انبوهی از پزشکان فاقد انگیزه، بیکار و کمتجربه در ۱۰ سال آینده خواهد انجامید. سرکوب دستمزدها همچنین موجب شده تا بخش عمدهای از پزشکان باقیمانده به انجام اعمال غیرضروری زیبایی روی بیاورند؛ حوزهای که خارج از شمول نظارتهای دولتی است اما هیچ دردی از بار بیماریهای اساسی نظیر سرطان، دیابت و تروما درمان نمیکند.
مهاجرت شغلی و جغرافیایی؛ پیامدهای ویرانگر برای سلامت مردم
عالیه زمانی کیاسری، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، در ارزیابی تکاندهندهای اعلام کرد که بیش از ۵۱ درصد از پزشکان عمومی ایران یا به خارج مهاجرت کردهاند یا طبابت را برای همیشه کنار گذاشتهاند؛ رقمی که به اعتقاد وی در واقعیت به ۶۰ تا ۷۰ درصد نزدیک است. شکاف شدید تعرفهها در ایران با کشورهای همسایه به این مهاجرت گسترده دامن زده است، چرا که تعرفه خدمات پزشکی در کشورهایی مانند پاکستان و هند ۸ تا ۱۰ برابر و در کشورهای حوزه خلیج فارس و ترکیه دهها برابر ایران است؛ وضعیتی که انگیزه ماندن را از نخبگان سلب کرده است.
حاکمیت تهران در شرایطی که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور رژیم ایران، خود به عنوان یک پزشک جراح بر جزئیات این بحران اشراف دارد، همچنان بودجههای ملی را صرف ماجراجوییهای ایدئولوژیک، صنایع نظامی و نهادهای سرکوب میکند و اعتبارات نظام درمان را به حال خود رها ساخته است. انباشت بدهی سازمانهای بیمهگر و تأخیرهای چندماهه در پرداخت مطالبات طرح پزشک خانواده، آخرین رمقهای این پیکره نیمهجان را گرفته است. ادامه این روند زوالبار بدان معناست که جامعه ایران در کمتر از یک دهه آینده، حتی برای دسترسی به خدمات اولیه جراحی و درمانهای عمومی با بنبستی مرگبار مواجه خواهد شد و ناچار میشود بیماران خود را با هزینههای گزاف راهی کشورهای همسایه کند.
- مرگ تدریجی طبابت در ایران؛ وقتی رانندگی از درمان جان انسانها باارزشتر میشود
- ۱۲ کشته و ۳۰۹ زخمی در حمله به فرودگاه ملک خالد ریاض
- جهش ۸۰ درصدی قیمت لوازم خانگی و رکود فراگیر بازار ایران
- هشدار سازمان ملل درباره بازداشت زنان در افغانستان
- سقوط تاریخی تراز دریای خزر به کمترین حد در ۵۰۰ سال گذشته؛ انفعال تهران در برابر بحران زیستمحیطی شمال
