در حالی که تنشهای منطقهای و سیاستهای تنشزای جمهوری اسلامی، تنگه هرمز را به کانون ناامنی تبدیل کرده است، همسایگان ایران در حال ترسیم نقشهای جدید برای مسیرهای انرژی هستند که در آن ایران هیچ جایگاهی ندارد. گزارش تحلیلی رسانه “میدل ایست آی” نشان میدهد که ترکیه با بهرهبرداری از سوءمدیریت حاکمیت در ایران و انزوای روزافزون تهران، در صدد است خود را به عنوان تنها جایگزین امن برای انتقال انرژی به اروپا معرفی کند. این پروژهها که از قطر تا ترکمنستان را در بر میگیرد، نه تنها نفوذ راهبردی ایران را به حداقل میرساند، بلکه فرصتهای اقتصادی عظیمی را که حق مردم ایران است، به کشورهای رقیب واگذار میکند.
بلندپروازیهای ترکیه و تهدید جایگاه ایران در بازار جهانی انرژی
بە گزارش “میدل ایست آی” دولت ترکیه به رهبری آلپارسلان بایراکتار، وزیر انرژی این کشور، مجموعهای از طرحهای جسورانه را برای دور زدن تنگه هرمز و حذف وابستگی به مسیرهای تحت نفوذ ایران ارائه داده است. آنکارا با درک این واقعیت که بازارهای جهانی از بیثباتی ناشی از سیاستهای فعلی تهران به ستوه آمدهاند، پیشنهاد اتصال میادین نفتی بصره در جنوب عراق به بندر جیهان در دریای مدیترانه را با جدیت دنبال میکند. خط لوله عراق-ترکیه که ظرفیت انتقال بیش از ۱.۵ میلیون بشکه نفت در روز را دارد، هماکنون به عنوان اصلیترین گزینه برای نجات اقتصاد عراق از انسداد تنگه هرمز مطرح است.

عکس: میدل ایست آی
آلپارسلان بایراکتار همچنین طرح بلندپروازانه انتقال گاز قطر به اروپا از طریق خاک عربستان سعودی، اردن، سوریه و ترکیه را احیا کرده است. این طرح که پیشتر با مخالفتهایی روبرو بود، اکنون با توجه به اعلام وضعیت “فورس ماژور” یا شرایط اضطراری توسط شرکت انرژی قطر برای برخی قراردادهای گاز مایع، جدیتر از همیشه دنبال میشود. ترکیه به کشورهای حاشیه خلیج فارس پیام روشنی فرستاده است: “به جای تکیه بر مسیرهای ناامن دریایی، گاز خود را از طریق خط لوله و از خاک ما به اروپا برسانید.”
حجم عظیم سرمایەگذاری در پروژههای جایگزین و جای خالی ایران
بررسی ابعاد مالی و ظرفیتهای این پروژهها نشاندهنده ابعاد خسارتی است که به دلیل سیاستهای دولت ایران، به اقتصاد ملی وارد میشود. خط لوله ترانس-خزر که گاز ترکمنستان را از بستر دریا به آذربایجان و سپس اروپا میرساند، ظرفیت صادراتی معادل ۸۰ میلیارد متر مکعب در سال دارد. در حال حاضر ایران تنها بخش کوچکی از این گاز را به صورت سوآپ منتقل میکند، اما با اجرای طرح ترکیه، این نقش واسطهای ایران نیز به کلی حذف خواهد شد.

هزینههای برآورد شده برای این طرحها نیز حاکی از حجم عظیم سرمایهگذاری است که از ایران دریغ شده است. احداث بخش زیردریایی خط لوله خزر به طول ۳۰۰ کیلومتر حدود ۲ میلیارد دلار هزینه دارد. همچنین خط لوله پیشنهادی قطر-ترکیه که حدود ۱۵۰۰ کیلومتر طول دارد، به سرمایهای بالغ بر ۱۵ میلیارد دلار یا بیشتر نیاز دارد.
کارشناسان انرژی بر این باورند که اگرچه این طرحها با چالشهای امنیتی روبرو هستند، اما عزم منطقهای برای حذف ایران از معادلات جدی است. اومود شکری، پژوهشگر ارشد دانشگاه جورج میسون، معتقد است که اگرچه خط لوله ترانس-خزر از نظر اقتصادی پیچیدگیهایی دارد، اما از نظر سیاسی اکنون بیش از هر زمان دیگری محتمل به نظر میرسد. او تاکید میکند که بهبود روابط میان آذربایجان و ترکمنستان و تلاش برای کاهش نفوذ روسیه و ایران، محرک اصلی این پروژه است.
جاستین دارگین، پژوهشگر ارشد شورای خاورمیانه در امور جهانی در دوحه، معتقد است که خط لوله قطر-ترکیه یک تعهد ژئوپلیتیک بزرگ است. او میگوید با توجه به خطراتی که گروههای نیابتی وابسته به ایران برای زیرساختهای انرژی ایجاد میکنند، کشورهای منطقه به دنبال مسیرهایی هستند که کمترین برخورد را با مناطق تحت نفوذ تهران داشته باشد. همچنین وائل الزیات، مدیر اجرایی شورای تجاری آمریکا-سوریه، به امکان اتصال میادین نفتی سوریه به شبکه ترکیه اشاره کرده و آن را راهکاری عملیتر از گذشته توصیف میکند.
تأثیر سوءمدیریت دولتی بر اقتصاد و معیشت مردم ایران
در حالی که کشورهای همسایه با دیپلماسی فعال در حال تبدیل شدن به قطبهای انرژی جهان هستند، مردم ایران به دلیل سیاستهای اقتصادی حاکمیت، با یکی از سختترین دورانهای معیشتی تاریخ خود دست و پنجه نرم میکنند. سوءمدیریت در بهرهبرداری از میادین مشترک گاز و نفت و اصرار بر سیاستهای تنشزا در سطح بینالمللی، باعث شده است که ایران نه تنها بازارهای جهانی را از دست بدهد، بلکه در تامین گاز مصرفی خانگی و صنعتی خود در زمستان نیز با ناترازی شدیدی روبرو شود.
انزوای استراتژیک ایران به معنای از دست رفتن میلیاردها دلار حق ترانزیت و فرصتهای شغلی بیشمار است. در حالی که ترکیه با جذب سرمایههای بینالمللی، رفاه شهروندان خود را ارتقا میدهد، در ایران تورم افسارگسیخته و سقوط ارزش پول ملی، سفره مردم را کوچکتر از پیش کرده است.
پروژههایی مانند خط لوله “توسعه” در عراق یا انتقال برق عربستان به ترکیه از طریق اردن و سوریه، همگی نشاندهنده یک واقعیت تلخ هستند: منطقه در حال آموختن زندگی و پیشرفت بدون ایران است. این انزوای خودخواسته که توسط حاکمیت تحمیل شده، ایران را از جایگاه تاریخی خود به عنوان “چهارراه انرژی جهان” به کشوری منزوی تبدیل کرده که حتی قادر به حفظ بازارهای سنتی خود در همسایگیاش نیست.
طرحهای پیشنهادی ترکیه، هرچند بلندپروازانه و با موانع فنی همراه باشند، اما نشاندهنده یک تغییر پارادایم در ژئوپلیتیک انرژی هستند. اصرار مقامات تهران بر استفاده از اهرم فشار تنگه هرمز، عملاً نتیجه معکوس داده و انگیزه رقبای منطقهای را برای دور زدن ایران دوچندان کرده است.
