در حالی که جهان با دلهره تحرکات نظامی در خاورمیانه را دنبال میکند، درز جزئیاتی از یک یادداشت تفاهم میان ایران و ایالات متحده، معادلات دیپلماتیک را به شکلی بنیادین دگرگون کرده است. این توافق احتمالی که با میانجیگری فعال قطر و پاکستان تدوین شده و به ”توافق اسلامآباد” شهرت یافته، اکنون بر سر یک دوراهی استراتژیک قرار دارد: سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران. در حالی که دونالد ترامپ از نهایی شدن توافقی برای نداشتن سلاح هستهای سخن میگوید، گزارشهای متناقض درباره خروج اورانیوم از خاک ایران یا کاهش غنای آن در داخل، به اصلیترین گره کور این ماراتن دیپلماتیک تبدیل شده است.

چالش اصلی: خروج اورانیوم یا کاهش غنا در داخل؟
محوریترین بخش تفاهمنامه که میتواند سرنوشت آن را تعیین کند، بند مربوط به ذخایر اورانیوم غنیشده ایران است. پایگاه خبری «آکسیوس» به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی گزارش داده است که دونالد ترامپ با گزینهای موافقت کرده که بر اساس آن، ایران سطح اورانیوم غنیشده خود را در داخل خاک ایران و تحت نظارت دقیق بازرسان سازمان ملل کاهش میدهد.
با این حال، این روایت با آنچه از سوی دفتر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل منتشر شده، در تضادی آشکار است. دفتر نتانیاهو پس از تماس تلفنی با ترامپ، با انتشار بیانیهای تأکید کرد که رئیسجمهور آمریکا متعهد به «خارج کردن مواد غنیشده از ایران» و «برچیدن زیرساختهای غنیسازی» شده است. این تفاوت در روایتها نشاندهنده یک شکاف عمیق است؛ خروج اورانیوم همواره خط قرمز تهران بوده و کاهش غنا در داخل، میتواند فرمولی برای عبور از بنبست فعلی باشد، اما پذیرش آن برای متحدان واشینگتن در تلآویو بسیار دشوار به نظر میرسد.

جزئیات عملیاتی؛ آتشبس ۶۰ روزه و بازگشایی هرمز
تفاهمنامه موسوم به «اسلامآباد» فراتر از مسئله هستهای، ابعاد میدانی گستردهای دارد. بر اساس گزارش آکسیوس، این یادداشت تفاهم آتشبسی را به مدت ۶۰ روز پیشبینی کرده که لبنان را نیز در بر میگیرد. در این بازه زمانی، مذاکرات هستهای وارد فاز جزئیتری خواهد شد.
یکی دیگر از ارکان اصلی این توافق، بازگشایی تنگه هرمز است. طبق متن پیشنهادی، ایران متعهد میشود که این آبراه استراتژیک را بدون دریافت عوارض عبور بازگشایی کند و ترافیک دریایی ظرف ۳۰ روز به سطح پیش از درگیری بازگردد. در مقابل، ایالات متحده لغو محاصره دریایی و معافیتهای موقت تحریمی ۶۰ روزه برای صادرات نفت ایران را در نظر گرفته است. دیپلماتهای میانجی میگویند این اقدام میتواند میلیاردها دلار درآمد نفتی برای تهران ایجاد کند، مشروط بر اینکه پایبندی ایران به توافق احراز شود.
موضع اسرائیل: غافلگیری و تلاش برای تاثیرگذاری
بنیامین نتانیاهو که به نظر میرسد از سرعت پیشرفت مذاکرات میان فرستادگان ترامپ و مقامات ایرانی غافلگیر شده، در روزهای اخیر تلاشهای دیپلماتیک خود را مضاعف کرده است. منابع آگاه به آکسیوس گفتهاند که نخستوزیر اسرائیل با متحدان نزدیک به دولت ترامپ تماس گرفته تا از جزئیات پنهان این تفاهمنامه مطلع شود.
دفتر نتانیاهو: اسرائیل طرف این تفاهمنامه نیست
در حالی که دفتر نتانیاهو اعلام کرده «اسرائیل طرف این تفاهمنامه نیست»، اما استقبال وی از تعهدات ادعایی ترامپ مبنی بر «خروج اورانیوم» و «محدودسازی تولید موشک»، نشاندهنده فشار تلآویو برای گنجاندن مطالبات حداکثری در متن نهایی است. اسرائیل بیم آن دارد که توافق احتمالی تنها به یک «توقف موقت» منجر شود و زیرساختهای هستهای ایران را دستنخورده باقی بگذارد.

روایت تهران: میان دیپلماسی و خطوط قرمز
در تهران، واکنشها آمیزهای از تأیید پیشرفتهای متنی و هشدار نسبت به زیادهخواهیهای طرف مقابل است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اگرچه نهایی شدن «بخش عمده متن» را تأیید کرده، اما اظهارات ترامپ درباره امضای قریبالوقوع توافق را «گمانهزنی» خوانده است.
اسماعیل بقایی: جمهوری اسلامی ایران به هیچ عنوان تحت فشار و تهدید از مواضع اصولی خود کوتاه نمیآید
بقایی با اشاره به حملات اخیر آمریکا به تأسیسات زیربنایی ایران در جنوب و حملات به تانکرهای هندی، تأکید کرد که اقدامات نظامی واشینگتن روند دیپلماتیک را تحت تأثیر قرار داده است. وی با صراحت اعلام کرد: «جمهوری اسلامی ایران به هیچ عنوان تحت فشار و تهدید از مواضع اصولی خود کوتاه نمیآید.» این اظهارات نشان میدهد که تهران همچنان بر حفظ حقوق هستهای خود و عدم خروج اورانیوم غنیشده تأکید دارد و هرگونه توافق را منوط به لغو واقعی تحریمها و احترام به خطوط قرمز خود میداند.

دیپلماسی پشتپرده؛ نقش جرد کوشنر و میانجیهای قطری
گزارشهای آکسیوس پرده از نقش کلیدی «علی الثوادی»، میانجی قطری، در هماهنگی میان عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران و تیم ترامپ برمیدارد. گفته میشود الثوادی در طول مذاکرات تهران چندین بار با «استیو ویتکاف» و «جرد کوشنر»، فرستادگان ویژه ترامپ، گفتوگو کرده است.
همزمان، شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، در تماس تلفنی با ترامپ، پیشرفت در تفاهمات پیشنهادی را بررسی کرده است. دفتر امیر قطر اعلام کرد که ترامپ در این تماس، تفاهمات حاصلشده را مورد تأیید همه طرفها دانسته است. این سطح از درگیری مقامات عالیرتبه، نشاندهنده جدیت طرفین برای دستیابی به یک توافق اولیه پیش از وخامت بیشتر اوضاع است.

سرنوشت داراییهای بلوکهشده و کالاهای بشردوستانه
یکی دیگر از قطعات پازل این توافق، میلیاردها دلار دارایی مسدودشده ایران در خارج از کشور است. در حالی که ایران بر آزادی فوری بخشی از این منابع اصرار دارد، آمریکا بر آزادسازی مرحلهای و متناسب با پایبندی تهران تأکید میکند. به گفته منابع آکسیوس، سازوکاری در حال بحث است که از طریق آن ایران بتواند برای خرید کالاهای بشردوستانه (غذا و دارو) به بخشی از منابع مالی خود در قطر دسترسی پیدا کند؛ موضوعی که میتواند به عنوان یک مشوق مالی برای جلب رضایت تهران عمل کند.

گام بعدی: ژنو یا بنبست؟
تحرکات لجستیکی نیروی هوایی آمریکا و پرواز چهار فروند هواپیمای C-17 به سمت اروپا، گمانهزنیها درباره حضور «جیدی ونس»، معاون رئیسجمهور منتخب، در مراسم امضای توافق در آخر هفته جاری را تقویت کرده است. ترامپ با لحنی پیروزمندانه مدعی است که «جنگ با ایران را پایان دادهایم»، اما واقعیتهای روی زمین در تهران و تلآویو نشاندهنده مسیری دشوارتر است.
توافق احتمالی اسلامآباد بر روی گسل «ماندگاری یا خروج اورانیوم» بنا شده است. اگر ترامپ بتواند نتانیاهو را قانع کند که کاهش غنا تحت نظارت شدید، عملاً تهدید هستهای را خنثی میکند، و اگر تهران بپذیرد که در ازای تنفس اقتصادی محدود، سطح غنیسازی خود را کاهش دهد، ممکن است شاهد یک تحول تاریخی باشیم. با این حال، اصرار اسرائیل بر «خروج کامل مواد» و تأکید ایران بر «عدم مماشات در خطوط قرمز»، این تفاهمنامه را در وضعیتی شکننده قرار داده است. سوال اصلی این است: آیا دونالد ترامپ موفق خواهد شد معاملهای را جوش دهد که در آن اورانیوم ایران هم «بماند» (طبق خواسته تهران) و هم «بیاثر شود» (طبق ادعای واشینگتن)؟ پاسخ این معما در روزهای آینده و شاید در پایان همین هفته در یک پایتخت اروپایی مشخص خواهد شد.
