رمزگشایی از مذاکرات سوئیس؛ یک توافق و دو روایت متفاوت از تهران و واشینگتن


با پایان یافتن دور جدید مذاکرات فشرده میان هیئت‌های عالی‌رتبه ایران و ایالات متحده در «بورگن‌اشتوک» سوئیس، فضای سیاسی بین‌المللی با موجی از گزارش‌های متناقض و در عین حال امیدوارکننده روبه‌رو شده است. در حالی که میانجی‌گران قطری و پاکستانی از یک «نقشه راه ۶۰ روزه» برای دستیابی به توافق نهایی سخن می‌گویند، نگاهی دقیق به اظهارات مقامات رسمی در تهران و واشینگتن نشان‌دهنده تفاوت‌های جدی در تعبیر و تفسیر دستاوردهای این نشست است. این گزارش به بررسی ابعاد مختلف این مذاکرات، از معافیت‌های نفتی و آزادسازی اموال تا مکانیسم‌های امنیتی در لبنان و پرونده هسته‌ای می‌پردازد.

 بازگشت نفت به بازارهای رسمی: معافیت یا حق؟

یکی از ملموس‌ترین نتایج مذاکرات سوئیس، صدور مجوز دوماهه وزارت خزانه‌داری آمریکا برای فروش نفت و فرآورده‌های پتروشیمی ایران بود. عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی ایران، در تحلیل این دستاورد تاکید کرد که طبق بند ۱۱ تفاهم‌نامه، دفتر کنترل سرمایه‌های خارجی آمریکا (اوفاک) موظف به صدور این اسقاطیه‌ها شده است. از دیدگاه تهران، این اقدام نه یک امتیاز، بلکه ضرورتی برای حذف «هزینه‌های اضافی» ناشی از دور زدن تحریم‌هاست.

در مقابل، واشینگتن این مجوز را یک «فرصت محدود» دوماهه در چارچوب تفاهم‌نامه اسلام‌آباد توصیف کرده است. نکته قابل توجه در این مجوز، شمول صادرات نفت ایران به ایالات متحده است؛ امری که پس از دهه‌ها تابوشکنی محسوب می‌شود. با این حال، واکنش بازار جهانی به این خبر فوری بود و بهای نفت برنت با کاهشی بیش از یک دلار، به محدوده ۷۹ دلار رسید که نشان‌دهنده جدیت بازار در پذیرش بازگشت رسمی ایران به چرخه عرضه است.

آزادسازی دارایی‌ها؛ توسعه ملی یا خرید کالاهای اساسی؟

درباره دارایی‌های مسدود شده ایران که ارقام آن بین ۱۰۰ تا ۱۲۳ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود، شکاف روایتی عمیقی وجود دارد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، از «آغاز برنامه بزرگ بازسازی و توسعه» و آزادسازی بخشی از این دارایی‌ها سخن گفته است. همتی نیز پیش‌بینی کرده که در روزهای آتی، فرآیند بهره‌برداری از این منابع با دستور بانک مرکزی آغاز شود.

اما جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. او تاکید دارد که واشینگتن مکانیسمی را دنبال می‌کند که تضمین کند این پول‌ها صرفاً برای «خریدهای تایید شده» مانند گندم و سویا از آمریکا هزینه شود تا اطمینان حاصل شود که صرف “تروریسم” نمی‌شود. ونس به طرحی «جالب» از سوی جرد کوشنر و قطر اشاره کرده که هدف آن نظارت دقیق بر نحوه هزینه‌کرد این منابع است. این تضاد میان «برنامه توسعه ملی» از نگاه تهران و «خرید کالاهای بشردوستانه» از نگاه واشینگتن، یکی از چالش‌های اصلی در اجرای توافق خواهد بود.

 امنیت منطقه‌ای: لبنان و تنگه هرمز

مذاکرات سوئیس تنها بر مسائل مالی متمرکز نبود. تشکیل یک «واحد رفع تنازع» یا کارگروه کاهش تنش در لبنان با حضور ایران، آمریکا، لبنان و میانجی‌گران، گامی بی‌سابقه در دیپلماسی منطقه‌ای است. منابع نزدیک به تیم ایرانی می‌گویند تهران موفق شده برخلاف میل واشینگتن و تل‌آویو، خود را به عنوان بخشی از «ترتیبات امنیتی لبنان» تثبیت کند.

از سوی دیگر، جی‌دی ونس هدف این سازوکار را ایجاد خط ارتباط مستقیم برای جلوگیری از خروج اوضاع از کنترل در صورت بروز حوادث میدانی میان حزب‌الله و اسرائیل توصیف کرد. در همین راستا، ایجاد یک «خط ارتباطی» در تنگه هرمز برای تضمین عبور ایمن کشتی‌ها و پاک‌سازی مین‌ها، از دیگر توافقات مهم بود. ایران تاکید کرده است که بازگشایی کامل و همکاری در این آبراه راهبردی، مشروط به اجرای بند ۱۳ تفاهم‌نامه، از جمله رفع محاصره دریایی و آزادسازی کامل اموال است.

پرونده هسته‌ای؛ گره کور یا گشایش قریب‌الوقوع؟

شاید بیشترین تناقض در روایت‌ها مربوط به بخش هسته‌ای باشد. معاون رئیس‌جمهور آمریکا با قاطعیت از موافقت ایران برای دعوت از بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی «در همین هفته» خبر داد و آن را گامی به سوی «خلع سلاح هسته‌ای دائمی» خواند.

در طرف مقابل، مقامات ایرانی با احتیاط بسیار برخورد کرده‌اند. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، مذاکرات هسته‌ای در سوئیس را «بسیار کوتاه و محدود» خوانده و تاکید کرده که هنوز مذاکرات رسمی هسته‌ای آغاز نشده است. تهران بازگشت بازرسان به تاسیساتی که در جریان درگیری‌های نظامی آسیب دیده‌اند را منوط به پیشرفت کلی مذاکرات و تحقق بندهای اقتصادی می‌داند. این اختلاف نشان می‌دهد که هسته سخت اختلافات (برنامه هسته‌ای) هنوز در لایه‌های زیرین مذاکرات فنی باقی مانده و طرفین در حال چانه‌زنی بر سر «زمان‌بندی» و «مابه‌ازاها» هستند.

 دیپلماسی چندجانبه و نقش میانجی‌گران

حضور قطر و پاکستان به عنوان تسهیل‌گر و تمجید هر دو طرف از نقش آن‌ها، نشان‌دهنده خروج مذاکرات از حالت بن‌بست دوجانبه است. همزمان، دیدار قدیر نظامی‌پور، مقام ارشد امنیتی ایران با وزیر خارجه چین در حاشیه نشست بریکس در هند، نشان می‌دهد که تهران به دنبال جلب حمایت قدرت‌های شرقی برای «تحقق عملی» تفاهم‌نامه اسلام‌آباد است. ایران تلاش می‌کند با اهرم بریکس، فشار بر واشینگتن برای پایبندی به تعهداتش را افزایش دهد.

۶۰ روز سرنوشت‌ساز

مذاکرات سوئیس را می‌توان «پی‌ریزی یک ساختمان» توصیف کرد؛ تعبیری که جی‌دی ونس به کار برد. اگرچه اسکلت این توافق در قالب یک نقشه راه ۶۰ روزه شکل گرفته، اما تفاوت در اولویت‌ها مشهود است: تهران به دنبال «نتایج ملموس اقتصادی و رفع محاصره» است و واشینگتن بر «نظارت هسته‌ای و امنیت اسرائیل» تمرکز دارد.

واقعیت این است که در حالی که تیم‌های اصلی مذاکره‌کننده به پایتخت‌ها بازگشته‌اند، کارشناسان فنی در «بورگن‌اشتوک» همچنان در حال کلنجار رفتن با کلمات و سازوکارهای اجرایی هستند. موفقیت این تفاهم‌نامه در گرو آن است که آیا «آزمون اول» یعنی ثبات در لبنان و صدور واقعی مجوزهای نفتی، راه را برای ورود به مذاکرات دشوارتر هسته‌ای هموار می‌کند یا خیر. آنچه روشن است، هر دو کشور فعلاً ترجیح می‌دهند روایت خود را از پیروزی به افکار عمومی داخلی ارائه دهند، در حالی که سرنوشت نهایی توافق در گرو اجرای دقیق بندهای فنی در هفته‌های پیش‌روست.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم