شجره سرخ هرمزگان؛ چگونه تصویر قبرهای خالی میناب صدای کودکان بی‌پناه را در جهان طنین‌انداز کرد؟

هنر عکاسی همواره رسالتی بزرگتر از ثبت صرف یک رویداد بر عهده داشته است؛ رسالتی که رنج‌های عمیق بشری را در بستر زمان جاودانه می‌سازد و مانع از فراموشی حقیقت در میان هیاهوی بی‌پایان جهان مدرن می‌شود. در روزهایی که کانون توجه رسانه‌ها به مذاکرات سیاسی پیچیده و توافق‌های چندجانبه معطوف شده، درخشش یک اثر هنری در یکی از معتبرترین رقابت‌های بین‌المللی عکاسی، بار دیگر نگاه‌ها را به سوی تراژدی تلخی در جنوب کشور معطوف کرد؛ رویدادی دردناک که جان ده‌ها کودک بی‌گناه را گرفت.

این رویداد هنری، بستری فراهم ساخته است تا ابعاد گوناگون این فاجعه تلخ، مواضع دیپلماتیک قدرت‌های درگیر، واکنش سازمان‌های بین‌المللی و سرنوشت غم‌انگیز پرونده قربانیان در لایه‌های سیاست داخلی و خارجی بازخوانی و تحلیل شود.

 طلای گلدن شات ۲۰۲۶؛ تصویری از عمق سوگ میناب

بر اساس بیانیه‌های رسمی منتشر شده توسط برگزارکنندگان جشنواره بین‌المللی عکاسی “گلدن شات” (Golden Shot) در خرداد ۱۴۰۵ (ژوئن ۲۰۲۶)، مدال طلای بخش عکس خبری این رویداد معتبر جهانی به مرتضی آخوندی، عکاس مستقل اهل استان هرمزگان، تعلق گرفت. اثر برگزیده آخوندی که با عنوان سلیس و گویای “میناب؛ ۱۶۸ دانش‌آموز” در این رقابت حضور داشت، تصویری هوایی و بسیار تکان‌دهنده از آرامگاه و ردیف مزارهای خالی مهیا شده برای قربانیان خردسال مدرسه ابتدایی “شجره طیبه” در شهر میناب است.

روزنامه همشهری در گزارشی با بازخوانی گفت‌وگوی اختصاصی خود با این عکاس هرمزگانی، ابعاد کادر این تصویر را توصیف کرده است؛ کادری که در آن تضاد میان دیوارهای گچی دور قبرها، بیل و کلنگ‌های رها شده، خاک سرخ جنوب و سوگوارانی سیاه‌پوش، جغرافیایی ملموس از اندوه را به نمایش می‌گذارد. آخوندی در یادداشتی که برای توصیف این عکس ارائه داد، با بیانی هنرمندانه و پردرد می‌نویسد: “آرامگاه کودکانی که تنها گناه آن‌ها بچگی‌شان بود؛ بی‌گناهانی که خاموش‌شان کردند و تاریخ هرگز این جنایت را فراموش نخواهد کرد”. برگزارکنندگان جشنواره اعلام کردند این مدال طلا به آثاری اعطا می‌شود که با برخورداری از بالاترین سطح خلاقیت و کیفیت فنی، بتوانند بیانی هنری و تاثیرگذار از واقعیت‌های انسانی ارائه دهند.

 کالبدشکافی واقعه؛ شلیک موشک‌های تاماهاوک به کلاس‌های درس

فاجعه هولناک میناب در تاریخ شنبه، ۹ اسفند ۱۴۰۴ رخ داد؛ روزی که نخستین گام‌های درگیری نظامی مشترک ایالات متحده و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران برداشته شد. بر اساس گزارش‌های منتشر شده در وب‌سایت دانشنامه ویکی‌شیعه و تایید خبرگزاری‌های داخلی مانند خبرگزاری مهر و خبرگزاری تسنیم، در این حمله موشکی به دبستان و پیش‌دبستانی دوطبقه شجره طیبه در شهر میناب استان هرمزگان، دست‌کم ۱۷۵ نفر جان باختند که طبق آمارهای مختلف بین ۱۰۸ تا ۱۶۸ تن از آنان دانش‌آموزان خردسال ۷ تا ۱۲ ساله و مابقی معلمان و کادر آموزشی مدرسه بودند. بر اساس جزئیات منتشر شده، پس از اصابت موشک نخست به حیاط مدرسه، کودکان و کارکنان به نمازخانه ساختمان پناه بردند، اما موشک‌های بعدی درست به محل تجمع آن‌ها برخورد کرد و فاجعه‌ای تمام‌عیار رقم زد.

ابعاد فنی این حمله در رسانه‌های معتبر غربی نیز بازتاب وسیعی داشت. روزنامه نیویورک‌تایمز در یک تحلیل مستند بر پایه تصاویر ماهواره‌ای جدید و بقایای فیزیکی موشک کشف‌شده در حیاط مدرسه گزارش داد که قطعات به‌دست‌آمده متعلق به یک موشک کروز تاماهاوک ساخت ایالات متحده است که پس از سال ۲۰۱۴ (۱۳۹۳) تولید شده و نشان‌های رسمی وزارت دفاع آمریکا بر روی قطعات هدایت ماهواره‌ای آن مشهود است. نیویورک‌تایمز پیش از این به نقل از تحقیقات نظامی اولیه پنتاگون گزارش داده بود که “یک موشک کروز تاماهاوک ایالات متحده به‌دلیل خطا در هدف‌گیری به این مدرسه ابتدایی اصابت کرده است”. برخی از تحلیلگران نظامی در رسانه‌های غربی ادعا کردند که نیروهای فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) به دلیل اتکا به “اطلاعات قدیمی و به‌روزرسانی‌نشده” هدف مجاور مدرسه که یک تاسیسات نظامی مربوط به نیروی دریایی بوده را با خود مدرسه اشتباه گرفته‌اند؛ فرضیه‌ای که گزارشگران مستقل به دلیل سیستم‌های هدایت فوق‌پیشرفته تاماهاوک، آن را با دیده تردید می‌نگرند.

 بازتاب‌های جهانی؛ دیپلماسی اتهام و توجیه

مواضع اتخاذ شده توسط کشورهای مختلف و مجامع بین‌المللی در قبال این واقعه، مرزبندی‌های آشکار ژئوپلیتیک را به تصویر می‌کشد. در ایالات متحده، مقامات بلندپایه از جمله دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور، و پیت هگست، وزیر دفاع، بارها اعلام کردند که تحقیقات درباره این واقعه هنوز در جریان است. دونالد ترامپ در حاشیه نشست سران گروه هفت در اواخر خرداد ۱۴۰۵ (ژوئن ۲۰۲۶) با اتخاذ موضعی که تلاش داشت اهمیت حادثه را تقلیل دهد، تلویحاً نقش کشورش را پذیرفت و گفت: “در جنگ، اتفاقات وحشتناکی رخ می‌دهد. همان‌طور که اشاره کردید، مدرسه مورد اصابت قرار می‌گیرد. محل‌های دیگری هم مورد اصابت قرار می‌گیرند. اتفاقات بدی در جنگ رخ می‌دهد. جنگ بد است. من این را می‌فهمم. من آن را بهتر از هر کسی متوجه می‌شوم!”. با این حال، سناتور دموکرات مارک کلی با صراحتی بیشتر در برابر دوربین‌های رسانه‌ها ایستاد و اعلام کرد: “دروغ نگویید، ما زدیم!”.

در سمت مقابل، مقامات جمهوری اسلامی ایران این واقعه را یک حمله عامدانه به غیرنظامیان با هدف تحت فشار قرار دادن افکار عمومی توصیف کردند. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در گفتگو با شبکه تلویزیونی پی‌بی‌اس (PBS) در اسفند ۱۴۰۴ (مارس ۲۰۲۶)، ادعاهای آمریکا مبنی بر بروز خطای هدف‌گیری را “مضحک” خواند و تاکید کرد این کودکان در کلاس‌های درس خود حضور داشتند و ارتش آمریکا آگاهانه آن‌ها را هدف قرار داد. همچنین خبرگزاری ایسنا گزارش داد که رئیس کل دادگستری هرمزگان پرونده قضایی این تجاوز نظامی را به عنوان “جنایت جنگی آشکار” برای پیگیری در دادگاه‌های داخلی و بین‌المللی به دادسرای تهران ارسال کرده است.

در مجامع بین‌المللی، واکنش‌ها به این کشتار گسترده بود. فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، در نشست اضطراری این شورا در سوئیس که به درخواست ایران، چین و کوبا برگزار شد، خواستار انجام تحقیقات سریع و بی‌طرفانه و اجرای عدالت شد. فریده شهید، گزارشگر ویژه حق آموزش سازمان ملل نیز اعلام کرد که حمله ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴) و استفاده از موشک‌های تاماهاوک علیه یک مکان آموزشی، مصداق بالقوه “جنایت جنگی” است. در این میان، برخی کشورها نظیر چین با محکوم کردن شدید این تهاجم، مبلغ ۲۰۰ هزار دلار به عنوان همدردی با خانواده‌های قربانیان به هلال‌احمر ایران کمک کردند و ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه، سکوت کشورهای غربی در برابر کشته شدن ده‌ها دانش‌آموز ایرانی را مغایر با انسانیت دانست.

 بازی با خون فرشتگان؛ وقتی فاجعه قربانی بده‌بستان‌های سیاسی می‌شود

در ورای بیانیه‌ها و جایزه‌های بین‌المللی، تلخ‌ترین جنبه فاجعه مدرسه شجره طیبه میناب، فروکاسته شدن این رنج انسانی به ابزار چانه‌زنی در بازی‌های سیاسی داخل ایران و معامله‌های دیپلماتیک بین تهران و واشنگتن است. پس از گذشت ماه‌ها از این فاجعه و با آغاز مذاکرات فشرده و راهبردی ایران و آمریکا در سوئیس جهت دستیابی به یک توافق دیپلماتیک و رفع تحریم‌های اقتصادی، پیگیری واقعی حقوق کودکان کشته‌شده آرام‌آرام در سایه محاسبات سیاسی به حاشیه رفت.

در داخل کشور، جریان‌های مختلف سیاسی بلافاصله به ابزارسازی از این واقعه پرداختند. تندروها و مخالفان مذاکرات، از خون کودکان میناب به عنوان ابزاری برای متهم کردن دولت به “سازش با قاتلان” استفاده کردند. در مقابل، جناح دولتی نیز تلاش کرد تا دیپلماسی خود را نوعی نبرد قهرمانانه برای حفظ امنیت کشور جلوه دهد. عباس عراقچی در یک موضع‌گیری جنجالی با انتشار تصویری گرافیکی از علیرضا بیرانوند در حال مهار توپ فوتبال با همراهی فرشتگان شهید مدرسه میناب نوشت: “از زمین فوتبال تا میز مذاکره؛ هدف یک چیز است”. این اقدام با انتقاد ناظران مستقل روبه‌رو شد که معتقد بودند استفاده از تصاویر “کودکان شهید” برای توجیه تصمیمات سیاسی، نوعی بهره‌برداری ابزاری از احساسات عمومی است.

حتی هیات مذاکره‌کننده ایرانی در فروردین ۱۴۰۵ (آوریل ۲۰۲۶) با انتخاب عنوان “میناب ۱۶۸” برای کاروان خود در پاکستان و سوئیس، تلاش کرد از این فاجعه یک اهرم چانه‌زنی سیاسی در برابر طرف آمریکایی بسازد. محمدباقر قالیباف، رئیس تیم مذاکره‌کننده در بدو ورود به سوئیس در خرداد ۱۴۰۵ (ژوئن ۲۰۲۶) گفت: “کودکان مظلوم میناب و تمام شهدای ایران عزیز را هر لحظه ناظر اعمال و رفتار خود می‌دانم”. با این وجود، تحلیلگران بر این باورند که در راهروهای تاریک دیپلماسی، آنجا که موضوعاتی چون آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده و فروش نفت خام بر روی میز قرار می‌گیرد، پرونده حقوقی کشتار کودکان میناب به تدریج جای خود را به بندهای توافق‌نامه‌های راهبردی می‌دهد.

امروز که در ۱ تیر ۱۴۰۵ ایستاده‌ایم، برای خانواده‌های داغدار مینابی که هنوز بقایای تفحص‌شده فرزندان خود را تشییع می‌کنند، درد از دست دادن جگرگوشه‌هایشان در میان بوق‌های تبلیغاتی احزاب داخلی و لبخندهای دیپلماتیک میزهای سوئیس گم شده است. در چنین فضایی، مدال طلای گلدن شات ۲۰۲۶ به عکس تشییع این کودکان، تلنگری دوباره به وجدان‌های بیدار است تا به یاد آورند پشت تمام بازی‌های راهبردی و بده‌بستان‌های بین‌المللی، داغ خانواده‌هایی وجود دارد که هرگز با هیچ تفاهم‌نامه‌ای التیام نخواهد یافت.

آرش یزدی

آرش یزدی

روزنامه‌نگار و ویراستار بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم