تنشهای دریایی در منطقه خاورمیانه طی روزهای اخیر وارد فاز جدیدی از تقابل مستقیم و فرسایش اقتصادی شده است. در حالی که آمارهای رسمی از کاهش چشمگیر تردد شناورها در تنگه هرمز حکایت دارند، گزارشها از هدف قرار گرفتن یک کشتی کانتینربر در دریای عمان و حملات مرگبار در بابالمندب، نشاندهنده بنبستی است که نهتنها امنیت دریانوردی، بلکه شریانهای اقتصادی منطقه و بازارهای جهانی انرژی را هدف قرار داده است. تقابل میان راهبرد «فشار حداکثری دریایی» ایالات متحده و تلاش ایران برای برونرفت از این انسداد، اکنون در میانه شعلههای آتش در عرشه کشتیها و نوسانات بازار نفت خودنمایی میکند.

تقابل در دریای عمان: شلیک به سکان برای حفظ محاصره
روز سهشنبه ۲۰ مرداد، دریای عمان شاهد حادثهای بود که نشان از جدیت ایالات متحده در اجرای محاصره دریایی بنادر ایران دارد. بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز و تایید منابع امنیت دریایی، کشتی کانتینربر «ولا نوا» با پرچم پاناما هدف حمله قرار گرفت. جزئیات منتشر شده توسط والاستریت ژورنال به نقل از مقامات آمریکایی نشان میدهد که این اقدام نه یک برخورد تصادفی، بلکه عملیاتی هدفمند بوده است؛ یک بالگرد نظامی ایالات متحده پس از بیتوجهی خدمه این کشتی به هشدارهای نیروهای مأمور محاصره، سکان آن را هدف قرار داد تا از ادامه مسیرش به سمت بنادر ایران جلوگیری کند.
این حادثه از آن جهت حائز اهمیت است که نشاندهنده گذار از تهدیدهای کلامی به کنشهای عملیاتی در نزدیکی سواحل ایران است. کشتی ولا نوا پس از آسیب به سیستم هدایت، کنترل خود را از دست داد و گزارشها حاکی از تلاش خدمه برای تخلیه شناور است. این اقدام پیام روشنی به شرکتهای کشتیرانی بینالمللی مخابره میکند: هزینه «شکستن محاصره» میتواند فراتر از جریمههای مالی و شامل برخوردهای سخت نظامی باشد.

بابالمندب؛ جبهه جنوبی و هزینههای انسانی
همزمان با تنش در دریای عمان، جنوب دریای سرخ و تنگه بابالمندب نیز به صحنه درگیریهای خونین تبدیل شده است. حمله به کشتی باری «تهامه» که حامل مواد غذایی بود، به کشته شدن دستکم چهار نفر از خدمه (اتباع پاکستان و اندونزی) منجر شد. اگرچه حوثیهای یمن هنوز مسئولیت این حمله را نپذیرفتهاند، اما دولت یمن و منابع گارد ساحلی، این گروه را مسئول شلیک سه موشک بالستیک به این شناور میدانند.
این نخستین بار از زمان آغاز دور جدید درگیریها در اسفندماه است که حملات در این منطقه منجر به تلفات انسانی میشود. علیاکبر ولایتی، مشاور بینالملل رهبر جمهوری اسلامی، در واکنشی معنادار، یمن را «رکن جنوبی جبهه مقاومت» خوانده و از عربستان خواسته است از فشار بر حوثیها بکاهد. این اظهارات نشاندهنده پیوستگی استراتژیک میان بنبست دریایی در هرمز و عملیاتهای ناامنساز در بابالمندب است؛ جایی که تردد روزانه کشتیها از ۵۰ فروند به حدود ۳۲ فروند کاهش یافته است.

فلج اقتصادی؛ از هزینههای ۱۸ میلیارد دلاری تا بحران دارو
در داخل ایران، مقامات صنفی و دولتی با صراحت بیشتری از تبعات ویرانگر محاصره دریایی سخن میگویند. مجیدرضا حریری، رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، هشدار داده است که انتقال بار از مسیرهای زمینی به جای دریا، سالانه حدود ۱۸ میلیارد دلار هزینه اضافی به اقتصاد ایران تحمیل میکند. به گفته او، هزینه حمل هر کانتینر از راه دریا ۳ هزار دلار است، در حالی که مسیر زمینی این رقم را به ۱۲ هزار دلار میرساند. حریری با لحنی انتقادی تأکید کرده است که «نباید اجازه داد دشمن به محاصره دریایی ایران عادت کند»، چرا که ۸۰ درصد تجارت جهان وابسته به دریاست و تکیه بر ۲۰ درصد ظرفیت زمینی، به معنای سقوط سطح زندگی در کشور خواهد بود.
ابعاد این بحران به حوزه سلامت نیز کشیده شده است. محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، و مهدی پیرصالحی، رئیس سازمان غذا و دارو، از توقف ارسال مواد اولیه دارویی توسط کشورهایی نظیر هند خبر دادهاند. به گفته مقامات بهداشتی، مسدود شدن مسیرهای دریایی و هوایی و همزمان فعال شدن «مکانیسم ماشه» که انتقال ارزی را با مشکل مواجه کرده، تأمین داروهای با برند اروپایی را با بحران جدی روبرو ساخته است.

دیپلماسی غرامت و تلاطم در بازار نفت
در جبهه سیاسی، دونالد ترامپ با اعلام اینکه ایالات متحده «۱۰۰ درصد» تنگه هرمز را تحت کنترل دارد و اقدام به مینروبی این آبراه کرده است، سطح تنش را بالا برده است. ترامپ بازگشایی کامل این مسیر را به پرداخت غرامت از سوی ایران بابت حوادث ۵۰ سال گذشته مشروط کرده است؛ پیشنهادی که تهران آن را به تندی رد کرده است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، در واکنشی انتقادی، واشینگتن را به «اعتیاد بیمارگونه به تحریم» متهم کرده و تأکید کرده که امنیت تنگه هرمز باید توسط کشورهای ساحلی (ایران و عمان) تأمین شود.
این بنبست دیپلماتیک و طرح موضوع «غرامت»، بلافاصله اثر خود را بر بازارهای جهانی نشان داد. قیمت نفت برنت با جهشی ۵ درصدی از مرز ۹۰ دلار گذشت. تحلیلگران بازار انرژی معتقدند امیدها به توافق میان تهران و واشینگتن که هفته گذشته باعث کاهش قیمتها شده بود، اکنون جای خود را به نگرانی از یک جنگ فرسایشی در شریانهای حیاتی انرژی داده است. کاهش تردد در تنگه هرمز به تنها ۶ فروند در روز (در مقایسه با میانگین ۱۴۰ فروند پیش از جنگ)، زنگ خطر را برای اقتصاد جهانی به صدا درآورده است.
وضعیت کنونی در آبهای پیرامونی ایران، نشاندهنده یک «جنگ ارادهها» در بستر دریانوردی تجاری است. ایالات متحده با استفاده از برتری نظامی، در حال تثبیت الگوی محاصره بنادر ایران است و حتی به قیمت درگیری محدود (شلیک به سکان کشتیها)، از ورود کالا به جنوب ایران جلوگیری میکند. در مقابل، ایران با استفاده از نفوذ منطقهای خود در جبهه جنوبی (یمن) و فشار بر قیمت نفت، سعی در افزایش هزینه این محاصره برای جامعه جهانی دارد.
با این حال، آمارهای ارائه شده از سوی مسئولان داخلی ایران نشان میدهد که تابآوری اقتصادی این کشور در برابر انسداد مسیرهای دریایی به شدت تحت فشار است. شکاف میان هزینه حملونقل دریایی و زمینی و بحران در تأمین اقلام استراتژیک مانند دارو، نشاندهنده آن است که محاصره دریایی فراتر از یک مانور نظامی، به یک اهرم فشار ساختاری علیه معیشت عمومی تبدیل شده است. بدون یک گشایش دیپلماتیک که فراتر از بیانیههای تند سیاسی باشد، آبهای منطقه همچنان شاهد حوادثی خواهد بود که در آن کشتیهای تجاری، گوشت قربانی رقابتهای ژئوپلیتیک قدرتهای بزرگ و منطقهای هستند. انجماد تردد در تنگه هرمز و شعلهور شدن بابالمندب، تصویرگر خاورمیانهای است که در آن «دریا» دیگر نه مسیری برای تجارت، بلکه میدانی برای انسداد و تقابل است.
- با تنگتر شدن راههای اقتصادی از سوی آمریکا؛ چین و روسیه تا کجا میتوانند ایران را نجات دهند؟
- عقبنشینی ناگزیر تهران از بلوف خروج از انپیتی؛ هراس حاکمیت از اجماع جهانی و فروپاشی چتر حمایتی شرق
- استیصال رژیم در مهار بحران انرژی و پناه بردن به همسایگان؛ فرافکنی جنگی در برابر ناترازی تاریخی برق
- فاجعه کمبود دارو و جهش ۵۰۰ درصدی قیمتها در ایران؛ تاوان ماجراجوییهای نظامی رژیم بر دوش بیماران
- «رئیسجمهور کارهای نیست»؛ خلعید از دیپلماسی در اوج جنگ و مناقشه بر سر «خیانت»
