بازسازی در سکوت؛ نشانه‌های فعالیت مجدد در سایت شمال‌شرق تهران و چالش‌های امنیتی پیش‌رو

تصاویر ماهواره‌ای تجاری با وضوح بالا که در ماه‌های شهریور و مهر ۱۴۰۵ به ثبت رسیده‌اند، حاکی از ازسرگیری تحرکات و عملیات لجستیکی در مجموعه‌ای محصور در شمال‌شرق پایتخت است؛ مکانی که اسفندماه ۱۴۰۴ هدف حمله دقیق نیروی هوایی اسرائیل قرار گرفته بود. بر اساس تازه‌ترین ارزیابی ارائه‌شده از سوی «موسسه علوم و امنیت بین‌الملل» (ISIS) با استناد به داده‌های تصویری شرکت «ونتور تکنالوجیز»، این مجموعه پس از چند ماه آواربرداری و تسطیح، اکنون شاهد بازگشت رفت‌وآمد منظم ناوگان حمل‌ونقل و ادامه خاک‌برداری در بخش‌های آسیب‌دیده از حملات گذشته است.

این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که تنش‌های اطلاعاتی و نظامی پیرامون برنامه هسته‌ای و موشکی جمهوری اسلامی به مرحله حساسی رسیده و انتشار چنین گزارش‌هایی بار دیگر کانون مناقشات را از تأسیسات شناخته‌شده و تحت نظارت آژانس، به سوی پایگاه‌های دوگانه یا اعلام‌نشده سوق می‌دهد.

مختصات جغرافیایی و هویت ثبتی؛ از پوشش غیرنظامی تا داده‌های میدانی

بررسی‌های مکانی و شواهد به‌دست‌آمده از سامانه‌های اطلاعات جغرافیایی داخلی نشان می‌دهد مرکزی که در تحلیل‌های بین‌المللی با عنوان «مین‌زدایی» نام برده می‌شود، به لحاظ مختصات زمینی همان «مرکز مین‌زدایی کشور» وابسته به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح است.

در نقشه‌های راه‌یاب داخلی، از جمله مسیریاب «نشان»، این مجموعه در حاشیه بزرگراه ارتش، کیلومتر ۲ جاده لشکرک و در نزدیکی مجتمع رفاهی-نظامی کوثر (واقع در گردنه قوچک) نشانه‌گذاری شده است. وب‌سایت رسمی مرکز مین‌زدایی از مدتی پیش از دسترس خارج شده است، با این حال سوابق اداری آن پیوند این محدوده با ساختار وزارت دفاع را تایید می‌کند. موقعیت توپوگرافیک این مرکز به‌گونه‌ای است که بخش‌هایی از تأسیسات روی سطح دامنه تپه و بخش‌های دیگری به صورت سازه‌های تثبیت‌شده در دل زمین احداث شده‌اند؛ الگویی که در ساخت ابنیه حساس با ضریب حفاظتی بالا در صنایع دفاعی به کار گرفته می‌شود.

ارتش اسرائیل در ۱۲ اسفند ۱۴۰۴، هم‌زمان با عملیات هدف‌گیری این پایگاه، اعلام کرده بود که این مرکز «مجموعه‌ای برای احیای فناوری و توسعه قابلیت‌های لازم جهت ساخت اجزای کلیدی سامانه تسلیحات هسته‌ای» بوده و مدعی رصد تحرکات دانشمندان هسته‌ای در تونل‌های زیرزمینی آن شده بود. در مقابل، رویکرد رسمی نهادهای سیاسی و دفاعی جمهوری اسلامی همواره بر نفی ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای استوار بوده است. مقامات رسمی تهران با استناد به فتوای فقهی رهبر جمهوری اسلامی و ارزیابی‌های تاریخی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی—که تایید می‌کند ایران از سال ۲۰۰۳ برنامه ساختارمند هسته‌ای نظامی نداشته است—هرگونه فعالیت با هدف تولید کلاهک یا جنگ‌افزار را رد کرده و تمرکز بخش‌های دفاعی را بر پدافند و وظایف تعریف‌شده سازمانی نظیر پاک‌سازی اراضی آلوده به مین توصیف می‌کنند.

شواهد ماهواره‌ای: بازگشت چرخه لجستیک و تسطیح زمین

بر پایه تحلیل عکس‌های ثبت‌شده در ۱۱ شهریور و ۹ مهر ۱۴۰۵، الگوی استقرار در این محدوده تغییر یافته است:

 پاک‌سازی و بهسازی: نخاله‌ها و آوارهای ساختمانی ناشی از بمباران اسفندماه جمع‌آوری شده و شکستگی‌های دامنه تپه که ناشی از موج انفجار سازه‌های زیرزمینی بود، تثبیت و بازسازی شده‌اند.

خاک‌برداری فعال در دهانه‌ها: در محوطه‌ای شبیه به حیاط روباز که پس از حمله، چندین حفره ناشی از بمب‌های سنگرشکن در آن پدید آمده بود، ماشین‌آلات سنگین همچنان در حال جابه‌جایی مقادیر زیادی خاک و مصالح هستند. موسسه علوم و امنیت بین‌الملل این نقطه را دریچه‌ای به بخش‌های عمقی مجموعه ارزیابی کرده است.

تراکم ناوگان حمل‌ونقل: استقرار خودروها در پارکینگ بیرونی محدوده حفاظت‌شده و تردد پرحجم کامیون‌ها و خودروهای سواری در داخل حلقه امنیتی، نشان‌دهنده ازسرگیری حضور نیروهای فنی و پرسنل اجرایی در این تاسیسات است.

تحلیلگران بین‌المللی بر این باورند که این سطح از تکاپو پس از یک ضربه سنگین نظامی، معمولاً حاکی از فوریت امنیتی برای حفظ توانایی‌های زیرساختی و احیای تجهیزات ازدست‌رفته است.

پیوند تاریخی با پرونده تورقوزآباد و سوالات آژانس

یکی از ابعاد حساس این گزارش، پیوند دادن این پایگاه به مناقشات قدیمی بازرسی‌های پادمانی است. ارزیابی‌های اطلاعاتی غربی مدعی هستند که پس از طرح ادعای تل‌آویو در سال ۲۰۱۸ درباره انبار موسوم به «تورقوزآباد» در جنوب تهران و کشف آثار ذرات هسته‌ای توسط بازرسان آژانس در سال ۲۰۱۹، بخشی از کانتینرها، تجهیزات آزمایشگاهی و مواد از آن نقطه به سایت‌های ثانویه از جمله تأسیسات شمال‌شرق تهران منتقل شده است.

این فرضیه مدعی است که سایت مین‌زدایی می‌توانسته زیرساختی برای تحقیق و توسعه پیشرفته، قالب‌گیری و تولید مدل‌های شبیه‌ساز زنجیره انفجار باشد؛ موضوعی که همواره اصلی‌ترین نقطه ابهام در پرونده اختلافات تهران و شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بوده است. تهران تاکنون منشأ ذرات یافت‌شده در تورقوزآباد و دو مکان دیگر را ناشی از اقدامات تخریبی یا آلودگی‌های تصادفی دانسته و ادعاهای مربوط به انتقال عامدانه مواد هسته‌ای فرآوری‌شده به مراکز مخفی جدید را بی‌پایه خوانده است.

راهبرد هم‌زمان پدافندی در تأسیسات مرکزی

گزارش‌های ماهواره‌ای از شمال‌شرق تهران با تحرکات دیگری در شبکه هسته‌ای ایران هم‌پوشانی زمانی دارد. بر پایه گزارش‌های پیشین منابع خبری بین‌المللی از جمله وال‌استریت ژورنال، مقام‌های ارشد آمریکایی در ارزیابی‌های اخیر خود اظهار کرده‌اند که نشانه‌های متعددی از تحکیم استحکامات پدافندی در عمق خاک ایران دیده می‌شود. از جمله این موارد، گزارش‌هایی درباره انتقال هزاران سانتریفیوژ به تأسیسات زیرزمینی و به‌شدت مستحکم‌شده «کوه کلنگ‌گزلا» و همچنین ایجاد موانع بتنی، استقرار سامانه‌های پشتیبانی و تغییرات مهندسی در ورودی تونل‌های نطنز، فردو و اصفهان است.

این تحرکات حاکی از آن است که استراتژیست‌های دفاعی در تهران، با فرض قریب‌الوقوع بودن تهدیدهای هوایی، در حال انتقال مراکز حساس خود به زیر لایه‌های ضخیم کوهستانی و فعال‌سازی مجدد حلقه‌های آسیب‌دیده با حداکثر سرعت هستند.

ابهام بازدارنده یا تشدید ریسک تقابل؟

از منظر راهبردی، ازسرگیری فعالیت در سایتی که پیش‌تر هدف حمله نظامی قرار گرفته، حامل دو پیام متناقض است:

در بعد داخلی و دکترین دفاعی: حاکمیت نشان می‌دهد که ضربات تاکتیکی و هوایی طرف مقابل قادر به متوقف‌کردن چرخه تحقیق و توسعه—چه در قالب صنایع پیشرفته پدافندی و چه فراتر از آن—نیست. بازسازی سریع این سایت نوعی نمایش تاب‌آوری مهندسی و پیام بازدارندگی در مواجهه با فشارهای مداوم تل‌آویو محسوب می‌شود.

در بعد دیپلماتیک و پادمانی: اصرار بر ترمیم سایت‌هایی که زیر ذره‌بین سرویس‌های اطلاعاتی و رصدهای ماهواره‌ای قرار دارند، فضای مانور دیپلماتیک دولت را در مجامع بین‌المللی به‌شدت محدود می‌کند. این مسئله بهانه حقوقی لازم را برای تصویب قطعنامه‌های تندتر در شورای حکام فراهم کرده و ریسک بازگشت مجدد جنگنده‌ها به آسمان تهران را افزایش می‌دهد.

در نهایت، تا زمانی که شفاف‌سازی فنی از سوی مراجع رسمی داخل کشور درباره ماهیت ساخت‌وسازهای سایت بزرگراه ارتش ارائه نشود، این مجموعه به عنوان یکی از جرقه‌های بالقوه در سناریوهای تقابل نظامی میان تهران و تل‌آویو باقی خواهد ماند؛ پروژه‌ای که مرز میان فعالیت‌های نظامی متعارف دفاعی و تحقیقات با کاربرد دوگانه را بار دیگر به موضوع مناقشه‌ای بین‌المللی تبدیل کرده است.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم