ناترازی انرژی در تابستان ۱۴۰۵؛ وقتی ظرفیت‌ها به گردِ تقاضا نمی‌رسند

با ورود به دومین ماه از فصل گرما، نقشه دمایی ایران لکه‌های سرخ و بنفشی را نشان می‌دهد که حکایت از استقرار توده‌های هوای گرم در سراسر کشور دارد. اما فراتر از گرمای هوا، آنچه این روزها به دغدغه اصلی شهروندان و فعالان اقتصادی تبدیل شده، بازگشت «ناترازی» انرژی به شبکه سراسری است. آمارهای رسمی وزارت نیرو و گزارش‌های بازوی کارشناسی مجلس، تصویری صریح از شکاف میان تولید و مصرف ارائه می‌دهند؛ شکافی که پیامد آن نه تنها در تاریکی معابر و منازل، بلکه در توقف جریان آب و نبض صنایع نیز هویدا است.

ناترازی ۱۳ هزار مگاواتی؛ میراثی از انباشت مشکلات

مرکز پژوهش‌های مجلس در تازه‌ترین گزارش تحلیلی خود که خردادماه ۱۴۰۵ منتشر شد، هشدار داد که شبکه برق کشور در سناریویی واقع‌بینانه با حدود ۱۳ هزار مگاوات کسری تولید روبرو است. این رقم در بدترین سناریوی محتمل، تحت فشار موج‌های گرمای پایدار، تا ۱۸ هزار مگاوات نیز برآورد شده است.

این ناترازی صرفاً یک عدد در گزارش‌های کارشناسی نیست. وقتی مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق تهران اعلام می‌کند که نیاز مصرف پایتخت ۱۵ هزار مگاوات است اما تنها ۱۰ تا ۱۱ هزار مگاوات آن تأمین می‌شود، به معنای آن است که پایتخت کشور با کسری ۴ هزار مگاواتی، عملاً در وضعیتی قرار دارد که مدیریت شبکه بدون «اعمال خاموشی» ناممکن است.

ریشه‌های بحران: اقتصادِ دستوری و فرسودگی زیرساخت

تحلیل وضعیت فعلی نشان می‌دهد که ریشه بحران نه در افزایش ناگهانی مصرف، بلکه در کندی توسعه ظرفیت‌های تولیدی نسبت به رشد تقاضا نهفته است. طبق آمارهای صنعت برق، سالانه حدود ۵ درصد به نیاز مصرف کشور افزوده می‌شود، اما نرخ سرمایه‌گذاری در بخش نیروگاهی با این رشد همخوانی ندارد.

دبیر سندیکای صنعت برق ایران پیش‌تر به مشکلات ساختاری و مالی اشاره کرده بود که مانند ترمز در برابر توسعه این صنعت عمل می‌کنند. بدهی صدها هزار میلیارد تومانی دولت به تولیدکنندگان بخش خصوصی و عدم تخصیص کامل یارانه‌های انرژی طی بیش از یک دهه، منابع لازم برای نوسازی شبکه انتقال و ساخت نیروگاه‌های جدید را به‌شدت محدود کرده است. در حال حاضر، بیش از ۹۰ درصد برق ایران توسط نیروگاه‌های حرارتی تأمین می‌شود که خود با چالش راندمان پایین و فرسودگی قطعات مواجه‌اند.

پارادوکس آب؛ سدهای پر و لوله‌های خالی

وضعیت در بخش آب پیچیدگی‌های بیشتری دارد. بر اساس آمار ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ شرکت مدیریت منابع آب ایران، میانگین پرشدگی سدهای مخزنی کشور ۶۶ درصد است که نسبت به سال گذشته رشدی ۳۵ درصدی را نشان می‌دهد. با این حال، این عدد کلی نباید گمراه‌کننده باشد.

بحران در توزیع جغرافیایی منابع آبی نهفته است. در حالی که سدهای غرب کشور وضعیت مناسبی دارند، ذخایر استراتژیک پایتخت در وضعیت قرمز قرار دارند؛ سد لار تنها ۹ درصد و سد ماملو ۱۵ درصد ذخیره آب دارند. سخنگوی صنعت آب کشور صراحتاً اعلام کرده است که علی‌رغم بارش‌های بهاری، یک‌سوم کشور همچنان در خشکسالی مطلق قرار دارد و ۳۵ میلیون نفر از جمعیت ایران تحت «تنش آبی» هستند.

نکته حائز اهمیت در گزارش‌های میدانی، پیوستگی قطع آب با قطع برق است. در کلان‌شهرها و مجتمع‌های مسکونی بلندمرتبه، تأمین فشار آب به پمپ‌های برقی وابسته است. با اعمال خاموشی‌های نوبتی، جریان آب نیز بلافاصله قطع می‌شود؛ پدیده‌ای که در شهرهایی مثل اهواز با دمای بالای ۴۰ درجه، زیست روزمره شهروندان را با اختلال جدی مواجه کرده است.

انرژی‌های تجدیدپذیر؛ راهکاری که دیر آغاز شد

دولت در برنامه‌های خود بر توسعه نیروگاه‌های خورشیدی به عنوان راهکار عبور از بحران تأکید دارد. ورود ۵ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی جدید به مدار، اگرچه کسری برق را در طول روز تلطیف کرده، اما چالش جدیدی را نیز برجسته ساخته است: «جابجایی پیک مصرف به شب». با غروب آفتاب و خروج نیروگاه‌های خورشیدی از مدار، فشار مضاعفی بر نیروگاه‌های حرارتی وارد می‌شود که ریسک قطعی برق را به ساعات پایانی شب منتقل می‌کند.

کارشناسان معتقدند تا زمانی که ظرفیت‌های ذخیره‌سازی انرژی و نیروگاه‌های سیکل ترکیبی با راندمان بالا توسعه نیابند، اتکا صرف به خورشید نمی‌تواند ناترازی عظیم شبکه را جبران کند.

هزینه پنهان ناترازی بر پیکره اقتصاد

مدیریت ناترازی انرژی در ایران سال‌هاست که بر استراتژی «اولویت بخش خانگی» استوار است. این سیاست به معنای قطع برق صنایع و چاه‌های کشاورزی برای جلوگیری از نارضایتی عمومی در بخش خانگی است.

طبق آمارهای رسمی، از اردیبهشت‌ماه برق چاه‌های کشاورزی روزانه حدود ۵ ساعت قطع می‌شود. این اقدام اگرچه به پایداری شبکه کمک می‌کند، اما تهدیدی مستقیم برای امنیت غذایی و بهره‌وری محصولات کشاورزی محسوب می‌شود. همچنین، قطع برق صنایع فولاد، سیمان و پتروشیمی در تابستان، علاوه بر کاهش تولید ملی و افت صادرات، هزینه‌های سرباری را به اقتصاد کشور تحمیل می‌کند که در نهایت خود را در تورم کالاها نشان می‌دهد.

مدیریت کمبود یا حل بحران؟

وضعیت فعلی در تیرماه ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که صنعت برق و آب ایران در لبه باریکی حرکت می‌کند. اگرچه مقامات بر حفظ پایداری شبکه با شرط صرفه‌جویی ۱۵ درصدی مشترکان تأکید دارند، اما تکرار سالانه این وضعیت نشان‌دهنده آن است که راهکارهای مقطعی و تشویق به صرفه‌جویی، تنها مسکنی برای یک بیماری مزمن ساختاری است.

نوسازی ۴ هزار مگاوات ظرفیت نیروگاهی آسیب‌دیده، واقعی کردن اقتصاد انرژی برای جذب سرمایه خصوصی، و کاهش وابستگی مطلق به سوخت‌های فسیلی، ضرورت‌هایی هستند که در گزارش‌های مرکز پژوهش‌های مجلس بارها بر آن‌ها تأکید شده است. بدون اصلاحات ساختاری در بودجه‌ریزی انرژی و نوسازی شبکه انتقال که بخشی از تولید را پیش از رسیدن به مصرف‌کننده هدر می‌دهد، تابستان‌های ایران همچنان با دلهره خاموشی و تنش آبی سپری خواهد شد.

در نهایت، ناترازی انرژی بیش از آنکه حاصل دمای بالای هوا باشد، نتیجه‌ی ناترازی در سرمایه‌گذاری و مدیریت منابع طی دهه‌های گذشته است؛ بحرانی که اکنون خود را در گرم‌ترین روزهای سال به رخ می‌کشد.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم