گزارشهای جدید نهادهای حقوق بشری از تداوم بازداشتهای بیضابطه، فشار بر سوختبران و امنیتیسازی روزافزون در بلوچستان همزمان با بحرانهای خاورمیانه حکایت دارد.
مناطق مرزی جنوبشرقی ایران در سالهای اخیر همواره با ترکیبی از چالشهای عمیق اقتصادی، توسعهنیافتگی ساختاری و برخوردهای شدید امنیتی مواجه بودهاند. در شرایطی که توجه رسانههای جمعی و افکار عمومی جهانی بهشدت معطوف به مناقشات نظامی، تنشهای دیپلماتیک و بحرانهای بینالمللی است، وضعیت معیشتی و حقوق بشری اقلیت بلوچ در حاشیه تحولات جاری نادیده گرفته میشود. تشدید کنترلهای نظامی، فقر سازمانیافته، ناپدیدسازیهای قهری و برخوردهای قهرآمیز با کسانی که برای بقای خود به تجارتهای کاذب مرزی روی آوردهاند، چهرهای بحرانی به این جغرافیا بخشیده که در زیر پوست تحولات کلان سیاسی پنهان مانده است.
موج جدید بازداشتهای بیضابطه و پدیده گروگانگیری خانوادگی
بر اساس بررسیها و گزارشهای منتشرشده توسط سازمان حقوق بشری ههنگاو، در روزهای اخیر موج جدیدی از بازداشتها در بلوچستان و مناطق پیرامونی آن به ثبت رسیده است که نشاندهنده عمق رویکردهای امنیتی در قبال شهروندان این منطقه است. در یکی از این موارد که در ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ (۳۰ خرداد ۱۴۰۵) رخ داد، زنی ۳۷ ساله به نام کبری نارویی به همراه کودک یکساله خود، سامان نارویی، پس از یورش نیروهای حکومتی به منزل مسکونیشان در روستای حیدرآباد از توابع شهرستان رودبار جنوب بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شدند.

بر پایه گزارش رسانه حقوق بشری حالوش، بازداشت این مادر و کودک خردسال پس از ناکامی نیروهای پلیس آگاهی در بازداشت همسر او، محمود نارویی، صورت گرفته و اقدامی در جهت گروگانگیری خانوادگی برای تحت فشار قرار دادن متهم به منظور معرفی خود بوده است؛ امری که با اصول شناختهشده حقوق کیفری و اصل شخصی بودن مجازات مغایرت دارد.
در موردی دیگر که در ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶ (۳ تیر ۱۴۰۵) گزارش شد، یک شهروند ۲۸ ساله، متأهل و پدر سه فرزند به نام عمران ایراندوست که ساکن روستای میتگان در بخش مینان شهرستان سرباز است، در حین سفر به سمت چابهار بازداشت شد. بر اساس گزارشهای حقوق بشری، نیروهای حکومتی در ایست بازرسی پلیسراه جکیگور در شهرستان راسک، خودروی او را متوقف کرده و به دلیل همراه نداشتن مدارک، وی را با اعمال خشونت شدید و ضربوشتم بازداشت و به محل نامعلومی انتقال دادند. همزمان گزارشهای آژانس خبری زن از بازداشت دو برادر به نامهای حمزه ترابی، طلبه جوان اهل سنت، و طالب ترابی در منطقه جاسک حکایت دارند که خانوادههای آنان نیز کماکان در بیخبری مطلق از سرنوشت فرزندان خود به سر میبرند.

پیوند فقر ساختاری با پروندهسازیهای امنیتی علیه سوختبران
معضلات بلوچستان تنها به بازداشت شهروندان محدود نمیشود، بلکه ریشه در فقر ساختاری عمیقی دارد که معیشت مردم را به فعالیتهای مرزی پرخطری همچون حمل سوخت پیوند زده است. در مناطقی که فاقد هرگونه زیرساخت صنعتی، سرمایهگذاری دولتی یا فرصتهای شغلی پایدار است، حمل سوخت نه یک گزینه انتخابی، بلکه تنها راهکار راهبردی خانوادهها برای گریز از گرسنگی به شمار میرود. با این حال، نهادهای امنیتی این فعالیت معیشتی ناگزیر را با برخوردهای خشن پاسخ میدهند.
سازمان عفو بینالملل پیشتر در ۲ مارس ۲۰۲۱ (۱۲ اسفند ۱۳۹۹) با انتشار بیانیهای تفصیلی تأکید کرد که اقلیت بلوچ در ایران به طور سیستماتیک با تبعیضهای ریشهدار در دسترسی به حقوق اساسی نظیر آموزش، بهداشت، مسکن شایسته، اشتغال و مشارکتهای سیاسی روبهرو هستند. به باور این نهاد مدافع حقوق بشر، فقر شدید حاکم بر منطقه موجب شده تا جوانان برای تأمین حداقلهای زندگی، جان خود را در مسیرهای مرزی به خطر بیندازند. به عنوان نمونه، در دورهای دیگر از بازداشتهای گسترده در ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶ (۲۹ خرداد ۱۴۰۵)، شش شهروند بلوچ از جمله یک سوختبر ۳۲ ساله به نام عادل دهقانی در مناطقی نظیر دشتیاری و زاهدان بدون ارائه هرگونه حکم قضایی بازداشت شدند که نمونهای روشن از پیوند زدن فقر اقتصادی با پروندهسازیهای امنیتی است.

پیشینه خونین سرکوب؛ از فاجعه سراوان تا جمعه خونین زاهدان
تخاصم و برخوردهای مرگبار در این منطقه جغرافیایی سابقهای طولانی دارد. یکی از خونبارترین صفحات این پیشینه به واقعه ۲۲ فوریه ۲۰۲۱ (۴ اسفند ۱۳۹۹) در نزدیکی سراوان بازمیگردد که در آن نیروهای سپاه پاسداران به سوی سوختبران غیرمسلح شلیک کردند. سازمان عفو بینالملل با بررسی شواهد عینی، ویدئوهای مکانیابیشده و شهادت شهود گزارش داد که در این حادثه دستکم ۱۰ نفر از جمله یک نوجوان ۱۷ ساله جان خود را از دست دادند؛ شلیک به سوختبران جرقه اعتراضاتی گسترده را در سراسر استان سیستان و بلوچستان زد که پاسخ حکومت به آن، قطع سراسری اینترنت، تیراندازی به معترضان در شهرهای مختلف و بازداشتهای دستهجمعی بود.
کمی بعد، دامنه این سرکوبها به مرکز استان کشیده شد و زاهدان در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۲ (۸ مهر ۱۴۰۱) شاهد فاجعهای انسانی بود که به «جمعه خونین زاهدان» شهرت یافت. بر اساس اسناد منتشرشده توسط سازمان دیدهبان حقوق بشر و عفو بینالملل، نیروهای امنیتی با استقرار در مواضع پیرامونی، به سوی نمازگزاران، معترضان مسالمتجو و رهگذران عادی آتش گشودند. در این کشتار بیرحمانه، دستکم ۶۶ نفر از جمله چندین کودک در همان روز هدف گلولههای جنگی قرار گرفته و کشته شدند و در روزهای بعد نیز شمار جانباختگان افزایش یافت. دیدهبان حقوق بشر این سرکوب را به عنوان الگویی نظاممند از خشونت حکومتی علیه اقلیتهای قومی ارزیابی کرد.

بلوچستان در حاشیه معادلات منطقهای و بینالمللی
با آغاز و تشدید تنشهای نظامی و دیپلماتیک در منطقه، بهویژه رویاروییهای مداوم ایران با اسرائیل و ایالات متحده، توجه جهانی به بحرانهای ژئوپلیتیک معطوف شده است. در این میان، بلوچستان بار دیگر به حاشیه رانده شده و به دور از چشمان رسانههای بینالمللی، تحت فشارهای شدیدتر امنیتی قرار گرفته است. در این جغرافیا، پیامد جنگ و تنشهای راهبردی به جای جابهجاییهای نظامی، خود را در قالب انسداد کامل مرزها، نابودی معیشت نیمبند مرزنشینان، افزایش ایستهای بازرسی و بالا رفتن شمار بازداشتها نشان میدهد.
گروه حقوق بشر بلوچستان در بررسی آماری خود که در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۶ (۱ تیر ۱۴۰۵) منتشر شد، اشاره کرده است که همزمان با بحرانهای نظامی اخیر، دستکم ۱۵۷ شهروند بلوچ به اتهامات مختلف بازداشت شدهاند. این آمار نشان میدهد که حاکمیت از پوشش خبری بحرانهای بینالمللی برای پیشبرد اهداف امنیتی خود و خاموش کردن صدای اعتراضات داخلی در مناطق محروم مرزی استفاده میکند. سوختبری و بازداشتهای پیدرپی، دیگر نه یک موضوع ساده انتظامی، بلکه بازتابی از شکست کامل سیاستهای توسعه متوازن، تبعیض سیستماتیک در توزیع منابع ملی و غلبه نگاه امنیتی بر حل چالشهای برآمده از فقر مطلق است.
