در حالی که تنشهای نظامی میان ایران و ایالات متحده به مرحلهای فرسایشی و پیچیده رسیده است، حضور محمدرضا نقدی، مشاور عالی فرمانده کل سپاه پاسداران در برابر دوربین شبکه عمومی آمریکا (PBS)، فراتر از یک گفتوگوی رسانهای، حامل پیامی استراتژیک از سوی لایههای سخت قدرت در تهران است. این مصاحبه که در فضایی آکنده از ابهام درباره آینده ساختار سیاسی ایران و بنبست نظامی در منطقه صورت گرفت، نشاندهنده تلاشی برای بازتعریف موازنه قوا در آستانه انتخابات ریاستجمهوری آمریکا است.
ادعای تضعیف ارتش آمریکا؛ تغییر در محاسبات میدانی
محمدرضا نقدی در این گفتوگو، با تکیه بر تجربه درگیریهای پنج ماه اخیر، ادعایی چالشبرانگیز را مطرح کرد: «ارتش آمریکا بسیار ضعیفتر از محاسبات و تصورات ماست.» این موضعگیری که در رسانههای داخلی ایران بازتاب گستردهای داشت، بر پایه این فرض استوار است که ایالات متحده در تقابلهای اخیر نتوانسته مانع از ضربات تاکتیکی ایران به پایگاهها و منافع خود شود.
تحلیلهای بینالمللی نیز تا حدودی این تغییر در موازنه تاکتیکی را تأیید میکنند. روزنامه «نیویورک تایمز» در گزارشی به توانایی ایران در شناسایی نقاط ضعف پدافندی آمریکا اشاره کرده و مدعی است ایران با استفاده از موشکهایی با قابلیت تغییر مسیر، سامانههای پاتریوت را با چالش جدی مواجه کرده است. از نگاه منتقدان، این «تجربهآموزی میدانی» به ایران اجازه داده است تا از لاک دفاعی خارج شده و با اعتماد به نفس بیشتری از ضعفهای لجستیکی و عملیاتی ارتش آمریکا سخن بگوید.

جنگ فرسایشی؛ تقویم تهران برای انتخابات واشینگتن
یکی از کلیدیترین بخشهای اظهارات نقدی، صراحت او در مورد «تداوم جنگ فرسایشی» تا زمان انتخابات ریاستجمهوری آمریکا بود. او با اشاره به اینکه هدف ایران تحمیل هزینه به رهبران بعدی آمریکا است، نشان داد که تهران بر روی عنصر «زمان» سرمایهگذاری کرده است. این راهبرد بر این فرض استوار است که دولت فعلی یا بعدی آمریکا در میانه بحرانهای داخلی و ذخایر محدود مهمات (آنگونه که مجله آتلانتیک گزارش داده)، توان ورود به یک جنگ تمامعیار را ندارد.
نقدی با پیوند زدن جنگ به منافع شخصی مقامات آمریکایی و بازار سهام، تلاش کرد تا روایت رسمی واشینگتن از جنگ را زیر سؤال ببرد. این رویکرد انتقادی، نشاندهنده تمایل سپاه برای اثرگذاری بر افکار عمومی آمریکا و القای این مطلب است که هزینههای درگیری نظامی، تنها متوجه مالیاتدهندگان آمریکایی است و سودی برای امنیت ملی آن کشور ندارد.

توان موشکی؛ تولید بومی در برابر فشار حداکثری
در حالی که فشارهای اقتصادی علیه ایران به اوج رسیده، نقدی بر پایداری و خودکفایی صنعت موشکی تاکید کرد. او مدعی شد که نرخ تولید موشکهای بالستیک و پهپاد در ایران حتی از نرخ شلیک آنها در میدان نبرد بالاتر است. مقایسه توان تولیدی ایران با نوار غزه در سخنان وی، حاوی این پیام بود که محاصره اقتصادی و جغرافیایی نمیتواند ماشین جنگی ایران را متوقف کند.
گزارشهای فنی رسانههایی مانند «والاستریت ژورنال» اگرچه بر فلج شدن بخشهایی از اقتصاد ایران تأکید دارند، اما در عین حال به این واقعیت اذعان میکنند که فشارهای معیشتی لزوماً به تغییر رفتار نظامی حکومتها منجر نمیشود. نقدی با تأکید بر اینکه ایران حتی در صورت اتمام موشکها نیز به دلیل «اراده جنگندگی» خطرناکتر خواهد بود، تلاش کرد تا ابزار موشکی را تنها بخشی از توان بازدارندگی ایران نشان دهد.

تنگه هرمز؛ کنترل آبراهها به مثابه حق قانونی
دفاع صریح نقدی از حق ایران برای کنترل و حتی حمله به کشتیهای غیرنظامی در تنگه هرمز، یکی از مناقشهبرانگیزترین بخشهای این مصاحبه بود. او با استناد به «حقوق بینالملل در زمان جنگ»، مدعی شد هر شناوری که از مسیرهای مورد تأیید ایران عبور نکند، مظنون به حمل بار برای دشمن است. این موضعگیری، از نظر ناظران بینالمللی، تأییدی بر استفاده ایران از اهرم انرژی و امنیت دریانوردی برای فشار بر اقتصاد جهانی و دولت ترامپ است. والاستریت ژورنال در تحلیل خود، این اقدام را بخشی از طرح ایران برای هدف قرار دادن «رگ حیاتی» اقتصاد آمریکا در منطقه توصیف میکند.

ساختار قدرت؛ غیبت رهبری و ظهور نظامیگری
شاید حساسترین بخش تحلیلهای پیرامون ایران، مربوط به ساختار درونی قدرت باشد. در حالی که رسانههای داخلی ایران بر انسجام و تبعیت کامل نیروهای مسلح از دستورات رهبری تأکید دارند، گزارشهای بینالمللی نظیر «بلومبرگ» تصویری متفاوت ارائه میدهند. بلومبرگ مدعی است که در پی تغییرات احتمالی در وضعیت سلامتی یا حضور علی خامنهای و غیبت طولانیمدت مجتبی خامنهای از صحنه عمومی، نوعی سردرگمی در جناحهای سیاسی پدید آمده است.
این گزارشها حاکی از آن است که در فضای «غیبت رهبری» یا انتقال قدرت، سپاه پاسداران و جریانهای تندرو توانستهاند دست بالا را در تصمیمگیریهای کلان پیدا کنند. حضور تهاجمی نقدی در رسانه آمریکایی و تأکید وی بر اینکه «انتصابات اخیر پیام اقتدار دارد»، میتواند پاسخی به این تحلیلها باشد. از منظر انتقادی، این انسجام حول نهادهای نظامی ممکن است نشاندهنده گذار نظام سیاسی ایران به سمتی باشد که در آن میدان نظامی، تعیینکننده نهایی سیاست خارجی و داخلی است.

موضعگیری آمریکا؛ صبر استراتژیک یا انفعال؟
واکنش کاخ سفید به سخنان نقدی، آمیزهای از تهدید و دعوت به توافق بود. کاخ سفید با صدور بیانیهای اعلام کرد که ایران بهتر است توافق کند، در غیر این صورت «آنها میدانند چه اتفاقی خواهد افتاد.» رسانههای داخلی ایران این پاسخ را نشانه انفعال واشینگتن در برابر واقعیتهای میدانی توصیف کردند. با این حال، تحلیل مجله «آتلانتیک» نشان میدهد که دولت آمریکا به دنبال نوعی «صبر استراتژیک» است تا از طریق فرسایش اقتصادی، تهران را به پای میز مذاکره بکشاند.
شکاف میان این دو روایت (صبر آمریکا در برابر فرسایش ایران) نشاندهنده بنبستی است که در آن هر دو طرف تصور میکنند زمان به نفع آنها در جریان است.
مصاحبه محمدرضا نقدی با پیبیاِس، پرده از راهبرد جدیدی برداشت که در آن ایران، نبرد را از مرزهای جغرافیایی به عمق افکار عمومی و محاسبات انتخاباتی آمریکا کشانده است. تاکید بر تضعیف ارتش آمریکا، توان موشکی بومی و کنترل تنگه هرمز، در کنار شواهد مربوط به تغییرات درونی در ساختار قدرت، نشان میدهد که ایران خود را برای یک رویارویی طولانیمدت آماده کرده است. با این حال، پرسش اساسی اینجاست که آیا اقتصاد تحت فشار ایران و ساختار درونی قدرت در غیاب چهرههای کلیدی، تابآوری لازم برای تحقق این «جنگ فرسایشی» را تا رسیدن به نتایج سیاسی دلخواه خواهد داشت یا خیر. آنچه روشن است، پایان عصر دیپلماسی پنهان و آغاز دوران تقابل عریان در میدان و رسانه است.
- تقارن سه پرونده امنیتی و بنبست دیپلماتیک؛ آیا احتمال حمله مجدد به ایران افزایش یافته است؟
- تشدید جنونآمیز اعدامها در ایران؛ ۶۰۴ قربانی در ۹ ماه به عنوان ابزار ارعاب و بقای رژیم
- اولتیماتوم واشینگتن به تهران؛ توقف غنیسازی شرط پایان جنگ هفتماهه
- ثبت رکورد بیسابقه در حملات موشکی به نفتکشها و تهدید تازه سپاه پاسداران برای انسداد تنگه هرمز
- عملیات “فجر یمن”؛ آیا وابستگی به ایران پایان “حوثیها” را تسریع میکند؟
