در حالی که نگاههای دیپلماتیک به شهر بیشکک، پایتخت قرقیزستان، برای برگزاری بیست و پنجمین نشست سران سازمان همکاری شانگهای دوخته شده است، خلیجفارس و دریای عمان بار دیگر به صحنه رویارویی مستقیم نظامی میان ایران و ایالات متحده تبدیل شدهاند. حملات اخیر به جزیره لارک، هدف قرار گرفتن پایگاههای منطقهای و لفاظیهای تند اقتصادی، نشاندهنده ورود تنشها به فاز جدیدی است که تحلیلگران آن را تلاش برای «تعیین نرخ نفوذ» در آستانه معادلات جدید منطقهای توصیف میکنند.
لارک؛ جرقه بازگشت درگیریهای مستقیم
دور جدید تنشها با حمله «محدود و دقیق» نیروهای آمریکایی به مواضعی در جزیره لارک آغاز شد. فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) با تایید این حمله اعلام کرد که این اقدام برای رفع «تهدید قریبالوقوع» علیه کشتیرانی بینالمللی انجام شده است. به گفته تیم هاوکینز، سخنگوی سنتکام، نیروهای سپاه پاسداران در حال آمادهسازی برای مینگذاری در مسیرهای بینالمللی بودند.
در مقابل، مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران، این اقدام را «نقض حاکمیت ملی و تمامیت ارضی» خواندند. وزارت امور خارجه ایران با محکوم کردن این حمله، آن را منجر به خسارت به اموال عمومی و خصوصی دانست. آمارهای رسمی از داخل ایران، از جمله گزارش خبرگزاری تسنیم، حکایت از آن دارد که در این حمله سه تن از نیروهای نظامی ایران کشته شدهاند. حسین امیرتیموری، فرماندار قشم نیز ضمن تایید جانباختن دو نفر در همان ساعات اولیه، از مجروح شدن تعدادی دیگر خبر داد.

پاسخ تهران و جغرافیای گسترده تنش
واکنش نظامی ایران به حادثه لارک، فراتر از آبهای خلیجفارس رفت. روابط عمومی ارتش ایران اعلام کرد که در یک پاسخ متقابل، پایگاه هوایی «المنهاد» در امارات متحده عربی را که محل استقرار نیروهای آمریکایی است، هدف حملات پهپادی قرار داده است. با این حال، وزارت دفاع امارات بلافاصله این خبر را تکذیب و اعلام کرد که تنها یک پهپاد ناشناس را بر فراز آبهای سرزمینی خود رهگیری کرده است. انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس دولت امارات، در واکنشی انتقادی تاکید کرد که سیاست هدف قرار دادن کشورهای خلیجفارس و اردن شکست خورده و وضعیت «نه جنگ و نه صلح» نمیتواند راهکاری پایدار باشد.
همزمان، تنشها به مرزهای اردن نیز کشیده شد. سپاه پاسداران مدعی شد که پایگاههای «ملک حسین» و «الازرق» در اردن را با موشکهای بالستیک و پهپاد هدف قرار داده است. اگرچه ارتش اردن رهگیری هشت موشک وارد شده به حریم هوایی خود را تایید کرد، اما دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مدعی شد که این حملات ناموفق بوده و اکثر پرتابهها پیش از اصابت به هدف منهدم شدهاند.

جنگ روایتها در تنگه هرمز و ماجرای نفتکش
بخش دیگری از این رویارویی در حوزه «اطلاعات و اخبار» جریان دارد. سپاه پاسداران در اطلاعیهای مدعی شد که یک «سوپرنفتکش متخلف» به دلیل تخطی از مقررات امنیتی و برخورد با مینهای دریایی در جنوب تنگه هرمز دچار آتشسوزی مهیب شده است. سنتکام بلافاصله این ادعا را رد کرد و آن را «تلاشی برای ایجاد هراس و ارعاب در کشتیرانی تجاری» نامید. اگرچه موسسه «تانکر ترکرز» از توقف یک ابرنفتکش کویتی به نام «بورگان» در نزدیکی جزیره امالغنم خبر داد، اما گزارشهای رسمی بینالمللی وقوع انفجار یا مینگذاری جدید را تایید نکردند.
فشار اقتصادی؛ از محاصره دریایی تا «نقطه عطف» تحریمها
در کنار درگیریهای نظامی، واشینگتن فشار اقتصادی بر تهران را به اوج رسانده است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در حاشیه نشست گروه ۲۰ اعلام کرد که کارزار «انزوای اقتصادی» ایران با حمایت اتحادیه اروپا در حال پیشرفت است. او با اشاره به صفهای طولانی بنزین در ایران، مدعی شد که اقتصاد ایران لزوماً نباید فرو بپاشد، بلکه هدف، رسیدن به یک «نقطه عطف» برای تغییر رفتار سیاسی تهران در هفتهها یا ماههای آینده است.
در همین راستا، دونالد ترامپ با انتشار ویدئویی که گفته میشود توسط هوش مصنوعی ساخته شده، مدعی نابودی تأسیسات نفتی جزیره خارگ شد؛ ادعایی که بلافاصله از سوی حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، «خندهدار» توصیف شد. بورد تاکید کرد که فعالیتهای نفتی در این جزیره راهبردی بدون وقفه ادامه دارد. با این حال، سخنان ترامپ مبنی بر اینکه «ایران یک کشور شکستخورده است» و تاکید او بر بینیازی به هرگونه توافق مکتوب (مانند تفاهمنامه اسلامآباد)، نشان از رویکرد تهاجمی کاخ سفید در قبال تهران دارد.

اجلاس شانگهای؛ دیپلماسی در سایه باروت
در میانه این درگیریهای نظامی، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، برای شرکت در نشست سران سازمان همکاری شانگهای وارد بیشکک شد. او پیش از سفر با تاکید بر اینکه ایران «به دنبال جنگ نیست»، هشدار داد که در برابر هرگونه تجاوزی پاسخ قاطع خواهد داد.
تحلیلگران معتقدند زمانبندی افزایش تنشها در خلیجفارس با آغاز نشست شانگهای تصادفی نیست. ایران با نمایش قدرت در تنگه هرمز و به چالش کشیدن امنیت انرژی، به دنبال اثبات وزن ژئوپولیتیک خود به اعضای اصلی این سازمان، بهویژه روسیه و چین است. از سوی دیگر، ایالات متحده با انجام حملات پیشدستانه (مانند حادثه لارک)، تلاش میکند نفوذ ایران را در آستانه دیدارهای مهمی همچون ملاقات پزشکیان با ولادیمیر پوتین و نارندرا مودی، مهار کرده و به شرکای شرقی ایران پیام دهد که تهران قادر به تضمین امنیت مسیرهای تجاری مورد نظر آنها نخواهد بود.
رویارویی اخیر میان ایران و آمریکا نشاندهنده یک «بنبست استراتژیک» است. از یک سو، تهران با استفاده از ابزارهای نظامی در منطقه و دیپلماسی در شرق، به دنبال لغو تحریمها و بازگشت به مفاد تفاهمنامه اسلامآباد است. از سوی دیگر، دولت ترامپ با تکیه بر «فشار حداکثری نظامی-اقتصادی»، تلاش میکند بدون دادن امتیازات سیاسی، ایران را به عقبنشینی وادار کند.
اگرچه هیچیک از طرفین تمایلی به آغاز یک جنگ تمامعیار نشان ندادهاند، اما خروج درگیریها از دایره «اقدامات کنترلشده» و کشیده شدن پای کشورهای ثالث مانند اردن و امارات به این بحران، خطر محاسبات اشتباه را به شدت افزایش داده است. موفقیت یا شکست مسعود پزشکیان در رایزنیهای بیشکک میتواند تعیین کند که آیا تنشهای فعلی به یک معامله سیاسی جدید ختم خواهد شد یا خلیجفارس شاهد روزهای داغتری از درگیری نظامی خواهد بود. اکنون پرسش اصلی این است که آیا قدرتهای شرقی در سازمان شانگهای، حاضر به هزینهکرد سیاسی برای حمایت از ایران در برابر فشارهای واشینگتن خواهند بود یا خیر.
- تنش در خلیجفارس و دیپلماسی در بیشکک؛ تقابل راهبردی تهران و واشینگتن در آستانه نشست شانگهای
- نشست سهجانبه استانبول برای اجرای توافق دفاع مشترک مکه
- بررسی پروندههای اعدام زنان معترض در دیوان عالی ایران
- مصطفی هجری: سنگ بنای ایران دموکراتیک باید پیش از سقوط رژیم گذاشته شود
- فشار مضاعف بر ریال در سایه انسداد مسیرهای ارزی؛ از رکوردشکنی دلار تا چرخش نظارتی امارات
