رویدادهای دیپلماتیک اخیر پیرامون تعاملات هیات دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران در حاشیه هشتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، بار دیگر پرده از گسست عمیق و تضادهای بنیادین در ساختار تصمیمگیری سیاست خارجی این کشور برداشت. در حالی که دستگاه دیپلماسی و دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی تلاش میکنند ارسال پیامها و شروط تهران به واشنگتن را در چارچوب یک «دیپلماسی جدید» و با هدف مدیریت بحرانهای حیاتی—نظیر بازگشایی تنگه هرمز و مهار فشارهای اقتصادی—تعریف کنند، واکنش تند رسانههای نظامی و مواضع رادیکال نهادهای سنتی قدرت، حاکی از تشدید تقابل داخلی بر سر خطوط قرمز سیاست خارجی است.

روایتهای متناقض از یک رویارویی دیپلماتیک
کانون بحران اخیر، خبر تعامل میان عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، و استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ بود؛ رویدادی که از همان ساعات نخست انتشار، با آشفتگی روایی در رسانههای رسمی روبهرو شد. صداوسیما ابتدا این رخداد را یک «دیدار» دوجانبه توصیف کرد که به اصرار طرف آمریکایی و با هدف ابلاغ مستقیم و قاطع شروط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز صورت گرفت.
با این حال، روایتهای تکمیلی ابعاد متفاوتی از این تعامل را نمایان ساخت. استیو ویتکاف در پیامی در شبکه اجتماعی اکس اظهار کرد که این گفتوگوها مستقیماً انجام نشده، بلکه «از طریق میانجیها» و طی رفتوآمدهای فشرده در طول روز صورت گرفته است؛ روندی که ویتکاف آن را «مفصل و نویدبخش» توصیف کرد. همزمان، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در تشریح این رخداد تاکید کرد که هیات ایرانی از مجرای میانجی قطری شروط صریح خود را انتقال داده است. به گفته بقایی، پایان درگیریها در تمامی جبههها، توقف محاصره دریایی و حملات آمریکا، پایان دادن به جنگ اقتصادی و آزادسازی داراییهای مسدودشده، چارچوب اصلی این پیامها را تشکیل میداد. بقایی همچنین سخنان دونالد ترامپ علیه ایران را ناشی از «استیصال» دانست و تهدیدهای نظامی واشنگتن را نشانه نقض حقوق بینالملل ارزیابی کرد.
شلیک رسانههای امنیتی به بال دیپلماسی
با وجود تلاش وزارت امور خارجه برای تصویرسازی از این اقدام به عنوان یک دستاورد اقتدارگرایانه در اعلام مواضع، رسانههای وابسته به نهادهای نظامی موضعی کاملاً تهاجمی اتخاذ کردند. خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، با انتشار تحلیلی انتقادی، اصل ورود به چنین فرآیندی را زیر سوال برد. این رسانه استدلال کرد از آنجا که شروط ایران پیشتر بارها از طریق واسطهها و مواضع علنی بیان شده بود، ابلاغ مجدد آنها نمیتواند هزینههای حیثیتی گفتوگو با نماینده دولت ترامپ را توجیه کند. تسنیم به شکلی بیسابقه، صلاحیت و مجوز تیم مذاکرهکننده را به چالش کشید و نوشت که برخی نهادهای تصمیمگیر و سیاستگذار کلان اساساً با چنین اقدامی مخالف بودهاند.
در همین راستا، خبرگزاری فارس با ارجاع به هشدارهای قرارگاه خاتم درباره احتمال اقدام نظامی تازه از سوی آمریکا و متحدانش، زمانسنجی دستگاه دیپلماسی را نقد کرد. از دیدگاه این رسانه، هرگونه تنش نظامی در خلیج فارس به جهش قیمت جهانی نفت منجر میشود؛ بنابراین تلاش واشنگتن برای تثبیت یا کاهش قیمت حاملهای انرژی پیش از هر اقدام احتمالی، در راستای منافع راهبردی ایالات متحده است. خبرگزاری فارس با طرح این پرسش که چرا عراقچی در چنین مقطع تعیینکنندهای وارد تعامل با طرف آمریکایی شده، این تحرک دیپلماتیک را ناخواسته همسو با منافع واشنگتن ارزیابی کرد.

مرزبندی ایدئولوژیک مجلس خبرگان: انسداد گفتوگو
همزمان با حملات رسانهای، بیانیه تند مجلس خبرگان شکاف موجود را از سطح تاکتیکهای دیپلماتیک به سطح تعارضات استراتژیک ارتقا داد. این نهاد با تاکید بر اینکه «راهی جز جهاد و مقاومت وجود ندارد»، ایالات متحده را طرفی غیرقابل تفاهم دانست که تنها به «تسلیم محض» رضایت میدهد.
لحن بیانیه خبرگان بهویژه در بخشهایی که به مفاهیمی چون «رفراندوم» و «صلح شرافتمندانه» میتازد، نشاندهنده هراس بخشهای سنتی قدرت از باز شدن هرگونه پنجره مصالحه است. بیانیه، طرح چنین دیدگاههایی را «تفرقهافکنانه، ناسنجیده و به معنای تسلیم» توصیف کرده و خواستار ورود قاطعانه قوه قضاییه برای برخورد با گویندگان این سخنان به اتهام اخلال در امنیت فکری و روانی جامعه شده است. علاوه بر تاکید بر تداوم حمایت از حزبالله لبنان و مطالبه برخورد با برخی ایرانیان خارج از کشور، اعلام حکم مجازات برای ترامپ و نتانیاهو به عنوان «واجب شرعی و عقلی»، عملاً پیامی در تضاد آشکار با هرگونه انعطافپذیری دیپلماتیک در صحنه بینالمللی ارسال کرد.

تلاش شورای عالی امنیت ملی برای مهار پیامدها
در واکنش به این حجم از تناقضات، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، کوشید تا این تحرکات را برآمده از یک اجماع حاکمیتی نشان دهد. وی اعلام کرد تصمیم برای ابلاغ مکتوب مطالبات ایران در نشستی مشترک میان مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، عباس عراقچی و خود او اتخاذ شده است. رضایی با رد هرگونه تغییر در اصول سیاست خارجی، اظهار داشت که تهران در چارچوب یک «دیپلماسی جدید» بسته شامل هفت شرط مکتوب را در اختیار میانجیهایی چون قطر، پاکستان و عراق قرار داده است.
رضایی با تکرار این گزاره که «تا زمان تحقق شروط، تنگه هرمز بازگشایی نخواهد شد و مذاکرهای در کار نیست»، کوشید میان خواستههای نظامی و اقدامات دیپلماتیک پیوند برقرار کند. با این حال، شواهد میدانی نشان میدهد که ادعای وجود هماهنگی کامل، بیشتر تلاشی برای پنهان کردن شکاف میان دولت مستقر و کانونهای نظامی-امنیتی است.
محسن رضایی: تا زمان تحقق شروط، تنگه هرمز بازگشایی نخواهد شد و مذاکرهای در کار نیست
کانونهای موازی و انسداد در استراتژی بینالمللی
بررسی این رویدادها حاکی از آن است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بیش از هر زمان دیگر از فقدان یک فرماندهی واحد و انسجام استراتژیک رنج میبرد. در شرایطی که دولت و وزارت امور خارجه به دلیل بحرانهای شدید اقتصادی و فرسایش بازدارندگی، ناچار به آزمودن روزنههای دیپلماتیک حتی به شکل تبادل غیرمستقیم پیام هستند، نهادهای نظامی و مذهبی با تعریف خطوط قرمز انعطافناپذیر، دامنه مانور دیپلماتها را محدود میکنند.
این شیوه مدیریت که در آن همزمان ابزارهایی چون مسدودسازی شریانهای حیاتی دریایی و ارسال پیامهای آتشبس اقتصادی دنبال میشود، پیامهایی بهغایت متناقض به طرفهای بینالمللی مخابره میکند. پیامد مستقیم این کشمکشهای درونی، نه تنها تضعیف جایگاه هیات مذاکرهکننده در صحنه جهانی، بلکه تبدیل کردن تصمیمات حیاتی امنیت ملی به میدانی برای تسویهحسابهای سیاسی داخلی است؛ روندی که دستیابی به هرگونه توافق باثبات یا بازدارندگی پایدار را با موانع اساسی روبهرو میسازد.
- فلج کامل هوانوردی جمهوری اسلامی؛ محاصره هوایی منطقهای و انزوای فزاینده تهران
- سخنرانی نخست وزیر اسرائیل در سازمان ملل متحد؛ افشاگری علیه سرکوبگری و جنگافروزیهای منطقهای رژیم ایران
- وابستگی نظامی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی به چین؛ افشای نقش پکن در حملات مرگبار سپاه علیه نیروهای آمریکایی
- همهپرسی ۲۰۱۷ کردستان در نهمین سالروز؛ از یک قرن ستم ساختاری تا مقاومت در برابر جبر ژئوپلیتیک
- مطالبه ۸۰ کشور برای بازگشایی فوری تنگه هرمز؛ از انتقاد رسانههای تهران تا طرح ۷ روزه دیپلماسی مشروط
