اعلام جزئیات کارزار جدید اقتصادی ایالات متحده علیه ایران، نشاندهنده تغییر ماهوی در دکترین تقابلی واشینگتن با تهران است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده، در نشست خبری روز دوشنبه ٢٤ اوت (۲ شهریور)، با بهکارگیری ادبیاتی که بیش از آنکه دیپلماتیک باشد، بوی «جنگ اقتصادی تمامعیار» میدهد، از آغاز «عملیات انزوای اقتصادی» پرده برداشت. این طرح که با هدف «خفگی اقتصادی» طراحی شده، فراتر از فشارهای سنتی بر صادرات نفت، به دنبال مسدود کردن تمامی گریزگاههایی است که اقتصاد ایران را در سالهای اخیر با وجود تحریمها، سرپا نگه داشته است.

پنج شریان در اتاق جراحی واشینگتن
وزارت خزانهداری آمریکا در راهبرد جدید خود، دست روی پنج حوزه کلیدی گذاشته است که آنها را «شریانهای حیاتی» جمهوری اسلامی مینامد. تحلیل این حوزهها نشان میدهد که ایالات متحده این بار به دنبال کور کردن نقاط اتصال اقتصاد ایران به بازارهای جهانی در لایههای زیرین است:
داراییهای دیجیتال و رمزارزها: با مسدود شدن مسیرهای بانکی سنتی، استفاده از ارزهای دیجیتال به یکی از ابزارهای تهران برای دور زدن سیستم سوئیفت تبدیل شده بود. تحریمهای جدید قصد دارد با ردیابی کیفپولهای دیجیتال و پلتفرمهای تبادل، این «بانکداری موازی» را فلج کند.
فناوری: این بخش نهتنها قطعات با کاربرد دوگانه، بلکه زیرساختهای نرمافزاری و سختافزاری را هدف قرار میدهد که در صنایع راهبردی و امنیت سایبری کاربرد دارند.
طلا: به عنوان یک کالای استراتژیک برای حفظ ارزش داراییها و تهاتر، طلا همواره در کانون توجه بوده است؛ اما اکنون زنجیره تأمین و فروش آن با محدودیتهای ثانویه سختگیرانهتری روبروست.
هوانوردی: ناوگان هوایی ایران که پیش از این با فرسودگی ناشی از تحریم دستوپنجه نرم میکرد، اکنون با ممنوعیتهای جدیدی در خدمات ناوبری و لجستیک مواجه است که میتواند پروازهای بینالمللی را بیش از پیش محدود کند.
کشتیرانی: هشدار صریح دفتر کنترل داراییهای خارجی (OFAC) به شرکتهای بینالمللی در مورد تردد در تنگه هرمز و همکاری با ناوگان ایران، نشاندهنده قصد واشینگتن برای ایجاد یک «قرنطینه دریایی» غیررسمی است.

لیست سیاه جدید و ابطال استثناها
در این کارزار، بیش از ۶۰ فرد، نهاد و کشتی به فهرست تحریمها اضافه شدهاند. اتهام این افراد و شرکتها، تسهیل صادرات نفت، تأمین قطعات برای برنامههای موشکی و هستهای و انجام عملیات سایبری عنوان شده است.
اما آنچه این مرحله را از ادوار گذشته متمایز میکند، تعلیق «مجوزهای کلی» است. این مجوزها که پیشتر به عنوان دریچهای برای تعاملات فرهنگی، دانشگاهی و برخی تبادلات مالی محدود با اهداف غیرسیاسی عمل میکردند، اکنون به حالت تعلیق درآمدهاند. این اقدام نشاندهنده این است که واشینگتن دیگر تفکیکی بین بخشهای اداری، آموزشی و اقتصادی قائل نیست و به دنبال انسداد کامل هرگونه جابجایی پول یا دانش به داخل مرزهای ایران است.

استراتژی «D-Day»؛ تشبیه اقتصادی به عملیات نظامی
وزارت خزانهداری در بیانیه خود از اصطلاح «روز سرنوشت اقتصادی» (Economic D-Day) استفاده کرده است؛ ارجاعی تاریخی به عملیات نرماندی در جنگ جهانی دوم که به سقوط آلمان نازی منجر شد. این زبان استعاری، گویای آن است که دولت ایالات متحده دیگر به دنبال «مدیریت رفتار» تهران نیست، بلکه هدف خود را «فروپاشی ساختار اقتصادی» قرار داده که قدرت مانور سیاسی و نظامی ایران را تأمین میکند. اسکات بسنت صراحتاً اعلام کرد: «ما دیگر در حال مدیریت تهدید نیستیم، بلکه در حال پایان دادن به منبع تهدید هستیم.»

فشار بر کشورهای ثالث؛ پایان عصر مدارا با شرکای تجاری
یکی از محورهای چالشبرانگیز این کارزار، برخورد با شرکای تجاری ایران، به ویژه چین است. بسنت در پاسخ به سوالی درباره شمولیت چین در تحریمهای ثانویه، تأکید کرد که «هیچکس خارج از شمول تحریمهای ثانویه نخواهد بود.»
واشینگتن با اعزام تیمهای مشترک از وزارتخانههای دارایی، خارجه و دفاع به پایتختهای جهان، به دولتها و بانکها ضربالاجلهای مشخصی برای قطع رابطه با ایران داده است. پیام روشن است: هر نهادی که پولشویی یا تجارت ایران را تسهیل کند، از دسترسی به سیستم مالی مبتنی بر دلار حذف خواهد شد. این موضوع میتواند چالشهای جدی برای بانکهای کشورهای همسایه و شرکای آسیایی ایران ایجاد کند که تا پیش از این، با استفاده از ارزهای محلی یا سیستمهای تهاتری، روابط خود را با تهران حفظ کرده بودند.
دوراهی انزوا یا بازگشت
وزیر خزانهداری آمریکا ادعا کرده است که تهران اکنون با دو گزینه روبروست: «انزوای کامل و فقر اقتصادی» یا «تغییر بنیادین مسیر برای ادغام در اقتصاد جهانی». از منظر تحلیلی، این کارزار نهتنها یک فشار اقتصادی، بلکه یک تست استراتژیک برای دکترین «نگاه به شرق» ایران است.
پرسش اصلی اینجاست که آیا قدرتهای جهانی مانند چین و روسیه، حاضر خواهند بود برای حفظ رابطه با ایران، ریسک حذف از نظام مالی دلار را بپذیرند؟
ایالات متحده با قطع شریانهای پنجگانه و تعیین ضربالاجل برای کشورهای ثالث، در پی آن است تا هزینه همکاری با ایران را به سطحی غیرقابل تحمل برساند. در مقابل، موفقیت این طرح بستگی به این دارد که تهران تا چه حد میتواند از پتانسیلهای منطقهای و ائتلافهای خارج از حیطه دلار (مانند بریکس) برای خنثیسازی این اثرات استفاده کند.
آنچه مسلم است، «عملیات انزوای اقتصادی» وارد مرحلهای شده است که در آن، ابزارهای مالی به سلاحهای راهبردی تبدیل شدهاند و فضای مانور برای دیپلماسی اقتصادی به کمترین میزان خود در دهههای اخیر رسیده است. این گزارش تحلیلی نشان میدهد که ماههای پیشرو، برای تعیین سرنوشت تابآوری اقتصادی ایران و آینده مناسبات بینالمللی آن، نقشی حیاتی و تعیینکننده خواهد داشت.
- ترامپ جنگ با ایران را به تعویق انداخت؛ آیا تشدید تنشهای منطقهای محاسباتش را تغییر میدهد؟
- جهش ۵ برابری کرایه حمل کالا از ترکیه به ایران و توقف ۸ هزار کامیون در مرزها
- مرگ تدریجی طبابت در ایران؛ وقتی رانندگی از درمان جان انسانها باارزشتر میشود
- ۱۲ کشته و ۳۰۹ زخمی در حمله به فرودگاه ملک خالد ریاض
- جهش ۸۰ درصدی قیمت لوازم خانگی و رکود فراگیر بازار ایران
