با برگزاری مراسم تدفین علی خامنهای در مشهد و تثبیت جایگاه سید مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید، جمهوری اسلامی وارد دورانی شده است که تحلیلگران آن را «پیچیدهترین گذار سیاسی تاریخ معاصر ایران» مینامند. میراثی که از دومین رهبر جمهوری اسلامی بر جای مانده، مجموعهای است از اقتدار نظامی در خارج از مرزها و شکافهای عمیق و التیامناپذیر در داخل. گزارشی که در ادامه میخوانید، با نگاهی انتقادی به بررسی کارنامه ۳۷ سالهای میپردازد که از دیدگاه ناظران مستقل، ایران را در میانهی جنگ، انزوای اقتصادی و چندقطبیگری شدید اجتماعی رها کرده است.

امنیتمحوری به قیمت انقباض سیاسی
دوران رهبری علی خامنهای با تغییر ریل از «سیاستورزی مدنی» به «حکمرانی امنیتی» شناخته میشود. در حالی که غلامعلی حداد عادل در نشست نخبگان، این دوران را «نقشه راه ایران قوی» و مبتنی بر «حکمت و شجاعت» توصیف میکند، دادههای میدانی تصویری متفاوت را نشان میدهند.
بسیاری از کارشناسان سازمانهای بینالمللی معتقدند که میراث اصلی این دوره، تبدیل سپاه پاسداران به ابر-نهادی است که تمام شریانهای حیاتی سیاست و اقتصاد را در دست گرفته است. این فرآیند که با هدف صیانت از نظام انجام شد، در عمل به حذف نیروهای میانهرو و تبدیل نهادهای انتخابی مانند مجلس و دولت به پوستههایی بیاختیار منجر گردید. از دیدگاه تحلیلگران مستقل، این «ساختارسازی» که محمدصالح جوکار آن را مایه ثبات میداند، در واقع عامل اصلی بنبست سیاسی در ایران بوده است؛ چرا که هرگونه مسیر اصلاحطلبانه از درون نظام را مسدود و جامعه را به سمت اعتراضات رادیکال سوق داده است.

دکترین مقاومت؛ اقتدار منطقهای یا ویرانی اقتصادی؟
در لایه راهبردی، علی خامنهای معمار اصلی «محور مقاومت» بود. اسامه حمدان، از اعضای ارشد حماس، در گفتگو با رسانهها، میراث او را «تعهدی تزلزلناپذیر به آرمان فلسطین» میخواند. اما این سکه روی دیگری نیز دارد. هزینههای هنگفت مالی و نظامی برای تثبیت نفوذ در دمشق، بیروت و صنعا، همزمان با تحریمهای فلجکننده، اقتصاد ایران را به مرحله فرسودگی کامل رسانده است.
اگرچه رسانههای داخلی همچون خبرگزاری آنا از «ابطال فرضیههای جهان آمریکایی» سخن میگویند، اما واقعیتهای زندگی روزمره مردم ایران روایت دیگری دارد. نرخ تورم مزمن، سقوط ارزش پول ملی و گسترش فقر مطلق، نتیجه مستقیم رویکردی است که «ایدئولوژی منطقهای» را بر «رفاه ملی» مقدم شمرده است. تحلیلگران بینالمللی اشاره میکنند که ورود ایران به جنگ ٤٠ روزه، اگرچه از دیدگاه مدافعان نظام یک آزمون بازدارندگی است، اما برای زیرساختهای کشور و معیشت شهروندان، باری فراتر از تحمل ایجاد کرده است که نتیجهای جز ویرانی تدریجی توان اقتصادی نداشته است.

میراث سرکوب و شکاف آشتیناپذیر دولت-ملت
شاید بحرانیترین بخش میراث ۳۷ ساله، گسست عمیق میان حاکمیت و بدنه جامعه باشد. علی ربیعی، دستیار ارشد رئیسجمهور، اخیراً به «دوقطبی شدن شدید جامعه» اعتراف کرده است؛ شکافی که ریشه در موجهای پیاپی سرکوب اعتراضات دارد. از وقایع ۱۳۸۸ تا اعتراضات خونین دیماه ۱۴۰۴ (کودتای نافرجام)، استفاده از «مشت آهنین» به جای گفتگو، مشروعیت نظام را در میان طبقه متوسط و نسلهای جوان به شدت مخدوش کرده است.
گزارشهای حقوق بشری و شهادتهای عینی از داخل کشور نشان میدهد که میراث رهبر فقید برای بسیاری از خانوادههای ایرانی، نه «عزت بینالمللی»، بلکه «بیعدالتی و فقدان عزیزانشان» بوده است. ناظران سیاسی معتقدند که قطبیسازی جامعه به دو دسته «وفاداران ایدئولوژیک» و «معترضان شناسنامهدار»، ایران را در وضعیت جنگ داخلی بالقوه قرار داده است. در حالی که رسانههای دولتی مانند ایرنا بر حضور جمعیت در مراسم تشییع تاکید میکنند، تحلیلگران مستقل این حضور را لزوماً به معنای رضایت عمومی ندانسته و به خشم فروخوردهای اشاره میکنند که در زیر پوست شهرها جریان دارد.

گذار به رهبری سوم؛ موروثیسازی یا تداوم بحران؟
آغاز دوران رهبری سید مجتبی خامنهای، آن هم در شرایطی که او تا پیش از این هیچ سمت رسمی دولتی یا نظامی نداشته، چالش «مشروعیت سنتی» نظام را دوچندان کرده است. ناظران بینالمللی و کارشناسان «گروه بینالمللی بحران» معتقدند که شیوه انتقال قدرت، شائبه موروثی شدن انقلاب را در افکار عمومی تقویت کرده است. رهبر جدید میراثدار کشوری است که:
در سطح بینالمللی: درگیر یک جنگ تمامعیار با ائتلاف غربی-منطقهای است.
در سطح اقتصادی: با خزانه خالی و زیرساختهای فرسوده ناشی از دههها تحریم روبروست.
در سطح اجتماعی: با نسلی مواجه است که نه تنها با ایدئولوژی رسمی بیگانه است، بلکه مطالبات خود را تنها در کف خیابان میجوید.
حتی حمایتهای چهرههایی مانند نوریالمالکی یا مقامات گروههای همپیمان نیز نمیتواند واقعیت سخت داخلی را بپوشاند. مجتبی خامنهای اکنون بر سر دوراهی است: تداوم مسیر پدر که به معنای تشدید انقباض سیاسی و احتمال برخورد نهایی با جامعه است، یا انجام یک «جراحی ساختاری» دردناک برای آشتی با واقعیتهای قرن بیست و یکم.
میراث علی خامنهای را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: «اقتدار سخت در برابر دشمن خارجی و فرسودگی نرم در برابر مطالبات داخلی». او ایرانی را بر جای گذاشت که در درون مرزهای خود با بحران هویت، فقر فزاینده و جامعهای زخمی دست و پنجه نرم میکند. پرونده دومین رهبر جمهوری اسلامی در حالی بسته شد که سایه تصمیمات او، بهویژه در حوزههای نظامی و امنیتی، همچنان بر سر آینده ایران سنگینی میکند. موفقیت یا شکست جانشین او، نه در میدانهای نبرد منطقهای، بلکه در توانایی او برای ترمیم شکافهای عمیقی رقم خواهد خورد که امروز ایران را شقه کرده است.
- ۱۲ کشته و ۳۰۹ زخمی در حمله به فرودگاه ملک خالد ریاض
- جهش ۸۰ درصدی قیمت لوازم خانگی و رکود فراگیر بازار ایران
- هشدار سازمان ملل درباره بازداشت زنان در افغانستان
- سقوط تاریخی تراز دریای خزر به کمترین حد در ۵۰۰ سال گذشته؛ انفعال تهران در برابر بحران زیستمحیطی شمال
- از هرمز تا بابالمندب؛ عقبنشینی نفوذ ایران و احتمال ورود سوریه به پرونده یمن
