چین در سیبل «دی‌دی اقتصادی»؛ قمار بزرگ واشینگتن در میانه بن‌بست با تهران

در حالی که شش ماه از آغاز درگیری‌های نظامی در منطقه می‌گذرد و بن‌بست در تنگه هرمز همچنان بازارهای جهانی را تحت فشار قرار داده است، دولت دونالد ترامپ با رونمایی از راهبردی موسوم به «روز فرود اقتصادی» (Economic D-Day)، فاز جدیدی از فشار حداکثری علیه ایران را کلید زده است. این طرح که هدف آن قطع تمامی شریان‌های حیاتی باقی‌مانده اقتصاد ایران برآورد می‌شود، نه تنها تهران، بلکه مستقیماً منافع بزرگترین شریک تجاری آن، یعنی چین را در سیبل قرار داده است. با این حال، در حالی که مقامات تهران این تهدیدها را «گنده‌لافی» توصیف می‌کنند، تحلیلگران بین‌المللی با دیده تردید به این پرسش می‌نگرند که آیا واشینگتن آمادگی دارد در آستانه نشست سران با پکن، هزینه‌های رویارویی اقتصادی با چین را به بهانه ایران بپذیرد؟

آناتومی «دی‌دی اقتصادی»؛ فراتر از تحریم‌های سنتی

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، از این طرح به عنوان «سخت‌ترین کارزار تحریمی تاریخ» یاد کرده است. به گزارش رویترز، جوهره این راهبرد بر پایه گسترش بی‌سابقه «تحریم‌های ثانویه» استوار است؛ ابزاری که هر کشور، بانک یا شرکتی را که با ایران مراوده داشته باشد، با خطر حذف از سیستم مالی مبتنی بر دلار روبرو می‌کند.

بسنت در یادداشتی در فایننشال تایمز هشدار داد که کشورها نباید «هزینه آزمودن اراده واشینگتن» را دست‌کم بگیرند. او در گفتگو با سی‌ان‌بی‌سی تأکید کرد که همراهی با این برنامه برای چینی‌ها نیز مفید خواهد بود، چرا که آن‌ها ۵۰ درصد انرژی مصرفی خود را از خلیج فارس تأمین می‌کنند و ثبات این منطقه به نفع پکن است. هدف این راهبرد، جایگزینی ابزارهای نظامی با ابزارهای مالی است؛ تلاشی برای به زانو درآوردن تهران از طریق فروپاشی کامل ارزش پول ملی و قطع دسترسی به درآمدهای ارزی.

چین؛ ضربه‌گیر بزرگ یا هدف بعدی؟

چین در سال ۲۰۲۵، تجارتی دو جانبه به ارزش نزدیک به ۱۰ میلیارد دلار با ایران ثبت کرده است که این رقم شامل حدود ۳۱ میلیارد دلار محموله‌های نفتی نمی‌شود. بر اساس گزارش الجزیره و آمارهای کمیسیون بررسی اقتصادی و امنیتی ایالات متحده، پکن خریدار بیش از ۹۰ درصد نفت ایران است. تا به امروز، دولت ترامپ از هدف قرار دادن بانک‌های بزرگ چینی که تسهیل‌کننده اصلی این مبادلات هستند، خودداری کرده و تنها به تحریم پالایشگاه‌های مستقل کوچک موسوم به «قوری» (Teapots) بسنده کرده بود.

رسانه‌های داخلی ایران، از جمله وب‌سایت «عصر ایران»، پیش‌تر گزارش داده بودند که پکن با نادیده گرفتن این تحریم‌ها، به پالایشگاه‌های خود دستور داده است که مجازات‌های ایالات متحده را نادیده بگیرند. اکنون، اگر واشینگتن بخواهد «دی‌دی اقتصادی» را به معنای واقعی کلمه اجرا کند، ناچار است به سراغ موسسات مالی بزرگ چین برود. تحلیلگران در گفتگو با سی‌ان‌ان معتقدند که بدون ضربه زدن به بانک‌های بزرگ چین، ادعای اعمال «ضربات ویرانگر اقتصادی» به ایران از سوی واشینگتن، فاقد کارکرد واقعی خواهد بود.

واکنش‌های داخلی در ایران؛ از ضرورت دیپلماسی تا کوچک‌شمردن تحریم‌ها

درون مرزهای ایران، فشار اقتصادی اخیر آثار خود را بر بازار ارز نمایان کرده و ریال به پایین‌ترین سطح تاریخی خود در برابر دلار سقوط کرده است. با این حال، مواضع رسمی مقامات ایرانی طیفی از واقع‌گرایی تا تهاجم کلامی را در بر می‌گیرد:

رویکرد اجرایی: مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، در اظهاراتی که نشان‌دهنده فشار اقتصادی بر کشور است، تاکید کرده که ایران «نمی‌تواند برای همیشه به جنگ ادامه دهد»، سخنی که از سوی ناظران به عنوان تمایل بخشی از حاکمیت برای یافتن راه خروج دیپلماتیک تعبیر شده است.

 رویکرد امنیتی: محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، با لحنی تندتر هشدار داده است که در صورت همراهی همسایگان با تحریم‌ها، «حتی یک قطره نفت» از خلیج فارس خارج نخواهد شد؛ تهدیدی که مستقیماً امنیت انرژی جهان را نشانه رفته است.

 موضع صریح رئیس مجلس: در تازه‌ترین و قاطع‌ترین واکنش، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، تهدیدهای واشینگتن را بی‌اعتبار دانست. او با اشاره به وضعیت اقتصادی خودِ آمریکا تأکید کرد: «آمریکایی‌ها می‌دانند که کسی گنده‌لافی‌های آن‌ها را باور نمی‌کند؛ آمریکا از لحاظ اقتصادی در شرایطی نیست که بخواهد روابط خود با دیگر کشورها را محدودتر از این کند.» قالیباف همچنین مدعی شد که شرکای تجاری ایران، از جمله چین، در پیام‌های خصوصی و عمومی به تهران اطمینان داده‌اند که این اظهارات واشینگتن را نادیده می‌گیرند. این موضع‌گیری نشان‌دهنده نوعی اطمینان‌خاطر در لایه‌های بالای قدرت در ایران نسبت به تداوم حمایت‌های پکن است.

پکن و دوراهیِ «منافع کلان» یا «حمایت از شریک»

وزارت امور خارجه چین در واکنش به تهدیدات جدید واشینگتن، بر رویکرد سیاسی تاکید کرده و تحریم‌ها را «راه‌حل» ندانسته است. با این حال، آمارهای منتشر شده توسط رویترز نشان می‌دهد که واردات نفت ایران به چین در ماه ژوئن به زیر ۸۰۰ هزار بشکه در روز رسید که یک کمینه تاریخی است؛ موضوعی که می‌تواند نشان‌دهنده تأثیر روانی تحریم‌ها حتی بر خریداران چینی باشد.

زمان‌بندی این تحریم‌ها برای کاخ سفید بسیار حساس است. دونالد ترامپ قرار است در ۲۴ سپتامبر میزبان شی جین پینگ در واشینگتن باشد. تحلیلگران بین‌المللی بر این باورند که وارد کردن ضربه سنگین به بانک‌های چینی در این مقطع، می‌تواند اجلاس سران را که با هدف تثبیت روابط دو قدرت طراحی شده، به بن‌بست بکشاند. ترامپ از یک سو به دنبال فشار بر ایران است و از سوی دیگر نمی‌خواهد صادرات محصولات کشاورزی و هواپیماهای بوئینگ به چین یا دسترسی به مواد معدنی حیاتی پکن را به خطر بیندازد.

واقعیت یا نمایش قدرت؟

ادعای محمدباقر قالیباف مبنی بر اینکه شرکای ایران تحریم‌ها را «به هیچ‌جا حساب نمی‌کنند»، با واقعیتِ سقوط ارزش پول ملی ایران در تضاد است. بازارها معمولاً سریع‌تر از بیانیه‌های سیاسی به واقعیت‌ها واکنش نشان می‌دهند. اگرچه ممکن است چین در کوتاه‌مدت به خرید نفت ادامه دهد، اما هزینه این مبادلات برای ایران (از طریق تخفیف‌های سنگین و پولشویی پیچیده ارزی) به شدت افزایش می‌یابد.

از سوی دیگر، کارشناسان تحریم در گفتگو با رسانه‌های جهانی خاطرنشان می‌کنند که بدون هماهنگی با اروپا و بانک‌های بزرگ آسیایی، «دی‌دی اقتصادی» ممکن است به هدفی که «فروپاشی دولت ایران» نامیده شده، دست نیابد. چین ابزارهای تلافی‌جویانه قدرتمندی در اختیار دارد و بعید است شی جین پینگ اجازه دهد ترامپ از قدرت دلار به عنوان سلاحی علیه موسسات مالی بزرگ چین استفاده کند بدون آنکه پکن واکنشی نشان دهد.

طرح «روز فرود اقتصادی» بیش از آنکه یک برنامه اقتصادی منسجم باشد، یک آزمون اراده است. واشینگتن در تلاش است تا با قرار دادن پکن در یک منگنه اخلاقی و اقتصادی، هزینه‌ی حمایت از ایران را بالا ببرد. تهران نیز با تکیه بر مواضعی همچون سخنان رئیس مجلس، می‌کوشد تصویری از بی‌اثری تحریم‌ها و استحکام روابط با شرق ارائه دهد.

واقعیت این است که اگر واشینگتن جرأت برخورد با بانک‌های بزرگ چینی را نداشته باشد، «دی‌دی اقتصادی» تنها به یک مانور تبلیغاتی تبدیل خواهد شد. اما اگر ترامپ به سیم آخر بزند و جنگ اقتصادی را به قلب تجارت پکن بکشاند، جهان باید خود را برای پاییز داغی آماده کند که در آن بحران ایران، جرقه‌ای برای یک گسست بزرگ در نظم اقتصادی بین‌المللی میان شرق و غرب خواهد بود. نشست ۲۴ سپتامبر در واشینگتن، مشخص خواهد کرد که آیا ادعای قالیباف درباره «گنده‌لافی» آمریکا درست بوده یا تحریم‌های جدید واقعاً توانسته‌اند شریان حیاتی ایران در شرق را مسدود کنند.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم