دریاچه ارومیه، بزرگترین دریاچه داخلی ایران و ششمین دریاچه آب شور جهان، در سالیان اخیر نمادی از بحرانهای زیستمحیطی و چالشهای پیچیده مدیریتی بوده است. این پهنه آبی ارزشمند، که زمانی کانون حیات و سرچشمه رونق اقتصادی و اجتماعی منطقه به شمار میرفت، از اواسط دهه ۲۰۰۰ میلادی (دهه ۱۳۸۰ شمسی) وارد دورهای از خشکسالی بیسابقه شد. کاهش شدید تراز آب و خشک شدن بیش از ۸۰ درصد از مساحت آن تا سال ۲۰۱۵ میلادی، هشداری جدی برای تمامی ذینفعان بود.
پس از سالها وضعیت بحرانی، در می ۲۰۲۶ میلادی (اردیبهشت ماه ۱۴۰۵)، دریاچه ارومیه شاهد تحولی امیدبخش بوده است. بارشهای بهاری مطلوب و رهاسازی هدفمند آب از سدهای حوضه آبریز، جانی دوباره به این اکوسیستم منحصر به فرد بخشیده است. اما آیا این بهبود مقطعی، نشانهای از پایداری است یا صرفاً فرصتی برای بازنگری عمیق در رویکردهای مدیریتی و مشارکت همگانی؟ این گزارش به بررسی دقیق وضعیت کنونی دریاچه، ریشههای بحران، اقدامات انجام شده و چالشهای پیشرو میپردازد.

جانی تازه در می ۲۰۲۶ (اردیبهشت ۱۴۰۵)
در می ۲۰۲۶ میلادی (اردیبهشت ماه ۱۴۰۵)، دریاچه ارومیه شاهد افزایش قابل توجهی در حجم و تراز آب بوده است که به واسطه بارشهای مناسب و اقدامات مدیریتی صورت گرفته است:
افزایش چشمگیر حجم آب: بر اساس اعلام حجت جباری، مدیرکل محیط زیست ارومیە بە رسانەهای ایران، حجم آب دریاچه ارومیه به ۳.۵ میلیارد مترمکعب رسیده که این میزان در مقایسه با سالهای گذشته افزایشی ۶ تا ۷ برابری را نشان میدهد. وی تأکید کرده که حتی با وجود تبخیر تابستانه، امسال شاهد خشکی وسیع بستر دریاچه نخواهیم بود. این حجم، نسبت به ابتدای سال آبی جاری (اکتبر ۲۰۲۵ میلادی/ مهر ۱۴۰۴) ٦ تا ٧ برابر شده و رکورد پنج ساله را شکسته است.
رشد تراز و مساحت: تراز آب دریاچه به ۱۲۷۰.۹۰ متر رسیده که ۱.۴۰ متر بالاتر از ابتدای سال آبی فعلی است. این افزایش، دریاچه را به تراز ۱۲۷۱ متر نزدیک کرده است. پهنه آبی نیز به حدود ۲۲۵۵ تا ۲۷۸۰ کیلومتر مربع افزایش یافته که ۱۷۰۰ کیلومتر مربع بیشتر از سال گذشته است.
افزایش عمق آب: در برخی مناطق بستر دریاچه، عمق آب به ۲ تا ۲.۵ متر رسیده که نشان از پر شدن نسبی بخشهایی از بستر خشک شده دارد.
بازگشت آرتمیا: پایشهای محققان مرکز تحقیقات آرتمیای کشور نشان میدهد که با بهبود وضعیت آبی، آرتمیا (تنها سختپوست بومی دریاچه) دوباره در آبهای آن مشاهده شده است. این بازگشت حیات، نشانه بسیار مثبتی برای احیای اکوسیستم دریاچه است.
رهاسازی هدفمند آب: عملیات رهاسازی آب از سدهایی نظیر سیلوه و چپرآباد برای تأمین حقآبه زیستمحیطی دریاچه ادامه دارد. ورودی آب از رودخانههای حوضه به پیکره دریاچه بین ۳۰۰ تا ۳۵۰ مترمکعب بر ثانیه و انتقال ۳۰ مترمکعب بر ثانیه آب از سد کانی سیب به سمت دریاچه ادامه دارد.

ریشههای بحران
بحران دریاچه ارومیه ریشههای عمیقی در عوامل اقلیمی و انسانی دارد. این دریاچه، که یک حوضه آبریز بسته است، ورودی آب آن محدود به بارشها و روانآبهای فصلی است. اما طی دهههای اخیر، عوامل انسانی این روند طبیعی را تشدید کردهاند:
خشکسالیهای متوالی: منطقه حوضه آبریز دریاچه ارومیه طی دو دهه اخیر با خشکسالیهای شدیدی مواجه بوده که میزان بارندگی را به شدت کاهش داده است.
توسعه بیرویه کشاورزی: بخش کشاورزی با مصرف بیش از ۹۰ درصد منابع آب حوضه، بزرگترین مصرف کننده آب محسوب میشود. توسعه ۱۳۹ هزار هکتاری اراضی آبی کشاورزی در حوزه دریاچه طی دو دهه گذشته، به معنای مصرف ۱.۴ میلیارد مترمکعب آبی است که سهم دریاچه بوده است. این توسعه، بدون اصلاح الگوی کشت و ارتقاء راندمان آبیاری، فشار مضاعفی بر منابع آبی وارد کرده است.
تأخیر در اجرای پروژههای احیا: با وجود تشکیل ستاد احیای دریاچه ارومیه در سال ۲۰۱۳ میلادی (۱۳۹۲ شمسی) و تخصیص اعتبارات قابل توجه، بسیاری از پروژههای کلیدی نظیر تونل انتقال آب از سد کانی سیب و تصفیهخانهها، با تأخیرهای چشمگیری مواجه شده و به اتمام نرسیدهاند. این تأخیرها، در کنار عدم هماهنگی میان ارگانها و مشکلات در تأمین مالی، اثربخشی اقدامات را کاهش داده است.
تناقض در آمار و عدم شفافیت: در سالیان گذشته، تناقض در آمار ارائه شده توسط مسئولان و عدم شفافیت کافی در خصوص وضعیت واقعی دریاچه، به بیاعتمادی عمومی دامن زده و زمینه را برای سوءاستفاده فراهم کرده است.

چالشهای پیشرو
با وجود بهبودهای اخیر، کارشناسان معتقدند که وضعیت دریاچه ارومیه همچنان شکننده است و برای رسیدن به پایداری کامل، چالشهای جدی وجود دارد:
فاصله تا تراز اکولوژیک: تراز فعلی دریاچه هنوز حدود ۳ تا ۴ متر با تراز اکولوژیک (۱۲۷۴.۱۰ متر) فاصله دارد. این فاصله نشان میدهد که مسیر احیا هنوز طولانی است.
تبخیر شدید در فصل گرما: هر ساله ۷۰ تا ۸۰ سانتیمتر از عمق دریاچه در تابستان به دلیل فصل گرما تبخیر میشود. این پدیده طبیعی، تهدیدی جدی برای حجم آب ذخیره شده در فصل بهار است.
ناپایداری حجمی آب و لکهلکه بودن آن: فعالان محیط زیست با تأیید بهبود نسبی، بر ناپایداری حجمی آب و پراکندگی لکهلکه آب در دریاچه تأکید میکنند.
نیاز به تغییر الگوی کشاورزی: ۹۰ درصد آب در بخش کشاورزی مصرف میشود. بدون تغییر الگوی تولیدمحور کشاورزی و ارتقاء راندمان آبیاری به بالای ۵۰ درصد، فشار بر منابع آبی ادامه خواهد داشت.
خطر خشک شدن بخش جنوبی: مدیران محیط زیست هشدار میدهند که در خشکسالی پیش رو، کاهش سطح تراز دریاچه ارومیه ادامه دارد و احتمال میرود تا پایان اکتبر ۲۰۲۶ میلادی (مهر ماه سال جاری)، سمت جنوبی دریاچه ارومیه به طور کامل خشک شود و به کانونهای گرد و غبار نمکی تبدیل گردد. این امر نشاندهنده بازگشت دریاچه به روزهای بحرانی سال ۲۰۱۴-۲۰۱۵ میلادی (۹۳-۹۴ شمسی) است.
نیاز به شفافیت در اطلاعرسانی: همانطور که در تحلیلها آمده است، نسبت دادن کامل وضعیت خوب دریاچه به اقدامات دولتی میتواند در صورت بازگشت شرایط نامطلوب، پیامدهای معکوسی برای افکار عمومی داشته باشد. اطلاعرسانی دقیق و شفاف، حتی اگر شامل بیان محدودیتها باشد، در بلندمدت به تقویت اعتماد و افزایش مشارکت اجتماعی منجر میشود.

آینده دریاچه ارومیه؛ فرصتی برای احیا، نه پایان بحران
وضعیت کنونی دریاچه ارومیه را باید “فرصتی برای احیا” دانست، نه “پایان بحران”. بهرهبرداری صحیح از این فرصت، مستلزم تداوم سیاستهای مدیریتی ستاد احیا، اصلاح ساختارهای مصرف آب، و همراهی افکار عمومی با رویکردهای علمی و واقعبینانه است. پیشبینی بارشهای مناسب در پاییز و زمستان سال جاری، در صورت مدیریت صحیح آب و عبور از فصل گرما، میتواند به حفظ حجم مناسب آب دریاچه کمک کند و مسیر را برای پایداری بلندمدت هموار سازد.
برای دستیابی به این هدف، راهکارهای زیر حیاتی هستند:
تسریع در تکمیل پروژههای انتقال آب: اتمام هر چه سریعتر پروژههای کلیدی انتقال آب از سدها و تصفیهخانهها، میتواند به تأمین حقآبه دریاچه کمک شایانی کند.
مدیریت جامع منابع آب در حوضه: استقرار مدیریت یکپارچه حوضه آبریز با مشارکت فعال استانهای ذیربط، برای تصمیمگیریهای هماهنگ و اثربخش ضروری است.
تغییر الگوی کشت و ارتقاء راندمان آبیاری: حمایت از کشاورزان برای گذار به الگوهای کشت کمآببر و افزایش راندمان سیستمهای آبیاری، از اهمیت بالایی برخوردار است.
مشارکت فعال جوامع محلی و سازمانهای مردمنهاد: اختصاص بودجه کافی برای برنامهریزی روستایی، آموزش جوامع محلی و استفاده از ظرفیت سازمانهای مردمنهاد، برای جلب مشارکت عمومی در حفظ دریاچه حیاتی است.
شفافیت و اطلاعرسانی واقعبینانه: ارائه اطلاعات دقیق و شفاف به مردم در خصوص وضعیت دریاچه و چالشهای آن، میتواند به تقویت اعتماد عمومی و جلوگیری از سوءبرداشتها کمک کند.
در نهایت، دریاچه ارومیه نه تنها یک پهنه آبی، بلکه بخش جداییناپذیری از هویت زیستمحیطی، اقتصادی و فرهنگی منطقه است. احیای پایدار آن، نیازمند عزمی ملی و همکاری همهجانبه است تا این نگین آبی دوباره بدرخشد و حیات را به منطقه بازگرداند.
