جمهوری اسلامی در سراشیبی سقوط قرار گرفته است، اما آیا اپوزیسیون و ملل ساکن ایران برای فردای پس از فروپاشی آمادهاند؟ مصطفی هجری، دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران، در گفتگویی تفصیلی با «حلنت»، ضمن تشریح استراتژی این حزب برای دوران گذار، از آغاز گفتگوها با برخی تشکلهای سیاسی هموطنان فارس خبر میدهد. وی با تأکید بر لزوم پایان دادن به سیاستهای مرکزگرایانه و «یک ملت، یک زبان»، خط قرمز حزب دموکرات را عدم همکاری با جریانهایی میداند که در پی بازتولید دیکتاتوری متمرکز در ایرانِ آینده هستند. این رهبر سیاسی همچنین به واکاوی چالشهای همزیستیِ کُردها و ترکهای آذری، پیامدهای سیاستهای منطقهای آمریکا و ضرورت اتحاد حول محور مشترکات میپردازد.
در شرایطی که تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران با شتابی کمنظیر در حال جریان است و افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری در جستجوی راهکارهای عملی برای دوران گذار و فردای پس از جمهوری اسلامی است، گفتمان با رهبران احزاب سیاسی باسابقە و ریشهدار از اهمیت ویژهای برخوردار است. وبسایت «حلنت فارسی» در راستای رسالت رسانهای خود مبنی بر ترویج گفتگوی سازنده، همگرایی، همزیستی مسالمتآمیز و جستجوی راهحلهای دموکراتیک برای ایران و خاورمیانه، گفتگویی مکتوب با جناب آقای «مصطفی هجری»، دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران، ترتیب داده است.
هدف از این مصاحبه، بررسی شفاف دیدگاههای یکی از منسجمترین احزاب سیاسی اپوزیسیون درباره چالشهای اساسی از جمله استراتژی گذار، مسئله همبستگی سراسری، همزیستی تاریخی اتنیکها و چشمانداز خاورمیانه است. حلنت با رویکردی کاملاً بیطرفانه، پرسشهای خود را با تمرکز بر یافتن راهکار، کاهش تنشها و تقریب انسانها طرح کرده تا صدای استراتژیک و برنامههای این حزب بدون لکنت به گوش مخاطبان برسد. آنچه در ادامه میخوانید، متن کامل پاسخهای آقای هجری به پرسشهای «حلنت» است که بدون هیچگونه تغییری در محتوا و معنا، در اختیار شما مخاطبان گرامی قرار میگیرد.

محور اول: شرایط کنونی ایران و استراتژی گذار
حلنت: در شرایطی که بحرانهای اقتصادی و نارضایتیهای عمیق اجتماعی، مشروعیت و کارآمدی جمهوری اسلامی را در داخل و خارج به پایینترین سطح رسانده و بسیاری معتقدند رژیم ایران در شیب سقوط قرار گرفته است؛ حزب دموکرات کردستان ایران چه ارزیابیای از نقطه پایان این حکومت دارد؟ به عنوان یکی از منسجمترین احزاب سیاسی در سراسر ایران، استراتژی و نقشه راه شما برای مدیریت دوران گذار و جلوگیری از بروز هرجومرج در فردای احتمال فروپاشی چیست؟
مصطفی هجری: من هم بر این باور هستم که جمهوری اسلامی در سراشیبی سقوط قرار گرفته است، ولی پیشبینی زمان رسیدن به پایان این شیب، یعنی سقوط کامل رژیم، کار آسانی نیست؛ زیرا:
این رژیم با وجود روبهرو شدن با بحرانهای متعدد داخلی مانند اقتصاد فروپاشیده، از دست دادن مشروعیت داخلی و خارجی، پدیدار شدن شکاف سیاسی در هرم قدرت و دلایل بیشتر، هنوز هم توان و اراده سرکوب خشن و گسترده معترضین داخلی را دارد. با وجود بحران شدید اقتصادی، ولی هنوز توان تأمین مالی نیروهای سرکوب را دارا میباشد و این سرکوبها هر چند که بهتدریج تأثیرات خود را از دست میدهند، ولی در به تأخیر انداختن سقوط آن تا اندازهای مؤثر بودهاند.
حزب دموکرات کردستان ایران بر این باور است که به تأخیر افتادن هر روز سقوط رژیم، متضمن پرداخت هزینههای بیشتر جانی مردم به ستوهآمده و ویرانی بیشتر کشور میباشد؛ ولی از طرف دیگر میتواند فرصتی باشد برای اتحاد و همبستگی میان همه آحاد کشور با همه تنوعات ملی، مذهبی، زبانی، اندیشه و افکار سیاسی متفاوت، در چارچوب به رسمیت شناختن این تنوعات که از ویژگیهای یک جامعه زنده و پویا است و بهمنظور جلوگیری از به تأخیر افتادن بیشتر پایان این رژیم و کاستن از هزینههای جانی و ویرانی بیشتر کشور، همچنین تنظیم برنامه و سیاستی دیگر بر مبنای عدالت، پایان بخشیدن به ستمها، تبعیضها، به حاشیه راندن پیرامون و همهچیز را فدای مرکز کردن که طی حدود یک قرن گذشته شاهد آن بودیم و نتیجه نهایی آن، تولید رژیمی به نام جمهوری اسلامی بود که طی چهل و چند سال گذشته نهتنها بلای خانمانسوزی برای مردم ایران بود، بلکه معضل بزرگی برای همه کشورهای همسایه و حتی برای جهان شد.
اگر همه مردم آزادیخواه ایران از گذشته تلخ و پراکندگی گذشته که جمهوری اسلامی برای طولانیتر کردن عمر ننگین خود بیشترین استفاده را کرده است پند بگیرند، هنوز فرصت هست که بعد از سرنگونی این رژیم، ایران دیگری داشته باشیم.
ما کُردها در این رابطه گامهای مهمی در راستای اتحاد و همبستگی برداشتهایم که البته حزب دموکرات نقش مؤثری در شکلدادن به این همبستگی داشته است؛ علاوه بر آن، در اتحاد با جمعی از احزاب و ملیتهای ایران مانند عربها، بلوچها، تُرکها و ترکمنها نیز توانستهایم با درک ضرورت همبستگی به دور پلتفرمی سیاسی مشترک، با هم همکاری داشته باشیم. اکنون با بعضی از تشکلهای هموطنان فارس نیز در گفتگو هستیم تا زمینههای همکاری گستردهتری را با آنها هم فراهم سازیم.
این نوع اتحاد و احترام گذاشتن به حقوق همگی برای اکنون، پیش از فروافتادن رژیم، دوران گذار و بعد از آن نیز یک امر حیاتی و اجتنابناپذیر است.

محور دوم: مسئله همبستگی سراسری و اپوزیسیون
حلنت: پس از خیزش «ژن، ژیان، ئازادی»، تلاشهایی برای ائتلاف میان نیروهای اپوزیسیون صورت گرفت که چنانکه میبینیم به نتیجهی پایدار نرسید. با توجه به وزن سیاسی حزب دموکرات، چارچوب و خطوط قرمز شما برای همکاری با دیگر جریانهای سیاسی سراسری (مرکزگرا، جمهوریخواه و…) چیست؟ آیا در شرایط فعلی، چشماندازی برای شکلگیری یک جبهه متحدِ کارآمد در برابر جمهوری اسلامی میبینید؟
مصطفی هجری: کُردها و سایر ملل تشکیلدهندهی ترکیب جمعیتی این کشور طی یکصد سال گذشته، شاهد دو رژیم شاهنشاهی و جمهوری اسلامی بودیم؛ این رژیمها هر دو دارای شباهتهای فراوانی از شیوهی اداره کشور بودهاند. بازتولید این مرکزگرایی عبارت بوده است از اینکه ایران وسیع با ترکیب جمعیتی مرکب از ملیتها، زبانها، عقاید دینی و مذهبی متفاوت، با فرهنگها و تاریخ جداگانه و دیگر تنوعات فراوان، یک ملت تصور شده است و همه این تنوعات نادیده گرفته شده است. این یک ملت، عبارت بوده است از مجموع مردمانی که در مرکز ایران ساکن هستند، یعنی تنها هموطنان فارس. برای حقیقتبخشیدن به این فرضیه در تمام این مدت کوشیدهاند همه کودکان این سرزمین از همان آغاز تحصیل بهاجبار، زبان فارسی یاد بگیرند، بیشترین بودجههای عمران و توسعه به این بخش اختصاص داده شده است و حداقلِ بسیار ناچیزی به بخشهای پیرامون؛ همچنین برنامهریزیهای پرهزینه فراوان در جهت غنیسازی این زبان واحد، فرهنگ و تاریخ این یک ملت و ذوب اجباری فرهنگ، زبان و تاریخ بقیه ملل ساکن این سرزمین در زبان ملت واحد فارس بوده است. سرکوب هر نوع اعتراض به این بیعدالتی و تبعیضها تحت عناوین کذب و ساختگی تجزیهطلبی، خیانت، عامل دشمنان، تحقیر زبانها، فرهنگها، تاریخ، عقاید و باورهای مذهبیِ غیر از [یک ملت فارس] بوده است.
آماده نیستیم با آن گروهها و جریانهای فکری همکاری داشته باشیم که همچنان در پی تشکیل حکومت تمرکزگرای دیگری بعد از جمهوری اسلامی هستند.
نتایج عملی این سیاست ملتسازی عبارت بوده است از بیکاری، نبود مراکز کاریابی، گسترش فقر، اعتیاد، نبود یا کمبود مراکز درمانی و بهداشت و بهطور کلی توسعهنیافتگی، انواع مصیبتها و گرفتاریهای فراوان در مناطق پیرامون کشور که اکثریت یا نزدیک به نیمی از جغرافیا و جمعیت این سرزمین را شامل میشود.
کوشش حزب ما در تمام این مدت در راستای بر سر کار آوردن حکومتی دموکراتیک با همکاری همه آزادیخواهان بهویژه ملتهای تحت ستم بوده است که در آن، ایران نه ملک شخصی یک فرد (شاه، ولیفقیه) یا یک گروه و ملت باشد، بلکه در آن همه خود را صاحبان این کشور بدانند، قدرت و اختیارات متمرکز در تهران بر اساس یک قانون اساسی دموکراتیک بین همه مناطق ملی تقسیم شود تا این کشور برای همیشه از دست دیکتاتوری به هر شکل و رنگ آن رهایی یابد و ساکنان آن در امنیت، آسایش و آزادی زندگی کنند.
ما با همه احزاب، گروهها و کسانی که بر ایجاد یک چنین ایرانی باور دارند و در راه تحقق آن مبارزه میکنند، آماده همکاری هستیم. در مقابل، آماده نیستیم با آن گروهها و جریانهای فکری همکاری داشته باشیم که همچنان در پی تشکیل حکومت تمرکزگرای دیگری بعد از جمهوری اسلامی هستند.

محور سوم: همزیستی تاریخی؛ کُردها و آذریها (سوال ویژه)
حلنت: جغرافیای شمالغرب ایران مخصوصاً شهرهایی چون ارومیه، نقده، میاندوآب، تکاب و… محل زیست مشترک و درهمتنیدهی دو ملت کُرد و ترک آذری است. در تاریخ معاصر، این منطقه هم تجربه بسیار شیرینِ اتحاد «جمهوری کردستان» و «حکومت ملی آذربایجان» (پیمان قاضی محمد و پیشهوری) را دیده، و هم روزهای تلخی چون درگیریهای اول انقلاب و «جنگ نقده» را از سر گذرانده است.
جمهوری اسلامی همواره کوشیده از این تفاوتها برای تفرقهافکنی استفاده کند. با توجه به اینکه جنابعالی فرزند شهر نقده هستید و این واقعیتها را از نزدیک لمس کردهاید، برنامه راهبردی حزب دموکرات برای خنثیسازی این تفرقهافکنیها چیست؟ چه تضمینی وجود دارد که در فردای ایران آزاد، به جای تکرار تلخیها، شاهد احیای روحیه همزیستی و اتحاد دوران قاضی-پیشهوری در این مناطق باشیم؟
مصطفی هجری: بهجز استان آذربایجان غربی [استان ارومیه] مناطق دیگری نیز در ایران وجود دارند که ساکنین آنها از ترکیب ملل، عقاید مذهبی و… متفاوت تشکیل شدهاند و هرکدام از آنها کموبیش دارای گذشتهی تلخ و شیرین در همزیستی با هم بودهاند. تنشها و گاهی دشمنیهایی که بین مردمان این مناطق به وجود آمده است، نتیجه عوامل گوناگونی از جمله سیاستهای تفرقهافکنانه رژیمهای پهلوی و جمهوری اسلامی بهمنظور بهرهبرداریهای سیاسی و مذهبی به نفع خود بوده است. زیرا این حکومتها بهویژه جمهوری اسلامی همیشه از اتحاد و همبستگی مردم هراس داشته و آن را در جهت تضعیف حکومت خود دانسته است، در نتیجه پیوسته در فکر توطئه برای تفرقهافکنی و اختلاف بین مردم بوده و از طرف دیگر ملیگرایی افراطی که گاهی در شکل شوونیسم نیز در بین افراد و گروههایی از این مردم و احساس برتریطلبی و غیره این تنشها را موجب شده است.
برنامهی حزب ما برای هموطنان ساکن این مناطق درس گرفتن از گذشتههای تلخ و اتحاد و همدلیهای شیرین و آموزندهی گذشته است. یادآوری این تنشها که در آن همه طرفها آسیب دیدهاند و بر پایهی این تجربهها، بنیانگذاری اتحاد و همکاری و به فراموشی سپردن تاریخ ناگوار و جلوگیری از تکرار آنهاست.
اختلاف ملتهای متفاوت با باورهای گوناگون در همهی کشورهای جهان یک امر معمولی است و در هرجا که باورها، زبانهای متفاوت به رسمیت شناخته شده است، زندگی مملو از صلح، دوستی و محبت با همدیگر آفریدهاند.
جامعهی تُرک و کُرد آذربایجان غربی -استان ارومیه- نیز باید با توجه به این تجربهها به جای انتقامکشی و نفاق با یکدیگر، در اندیشهی یافتن راهحلهای همزیستی و مسالمتآمیز برای ادامه یک زندگی بهتر با همدیگر باشند.
در راه رسیدن به این هدف انسانی، همهی آزادیخواهان و مساواتطلبان این ملیتها مسئولیت دارند. بهویژه مسئولیت سنگینتر بر عهده احزاب سیاسی، شخصیتهای مذهبی، آموزگاران، مربیان مدارس، آموزشگاهها، روشنفکران و خانوادهها است که فرزندان خود را در این مسیر پرورش دهند.

محور چهارم: انسجام درونکُردی و ائتلاف احزاب
حلنت: اتحاد مجدد دو بخش حزب دموکرات (حدکا و حدک) موجی از امید را در میان مردم کردستان ایجاد کرد. در کنار این مسئله، در خصوص ائتلاف کنونی که حزب دموکرات با دیگر احزاب کردستانی تشکیل داده است (مرکز همکاری احزاب کردستانی)، مکانیسم دقیق همکاری و اتحاد در این ائتلاف را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا این همگرایی میتواند پیشزمینهای برای تشکیل یک «جبهه واحد کردستانی» منسجمتر برای تصمیمگیریهای کلان آینده باشد؟
مصطفی هجری: یک واقعیت سیاسی که ما بارها در عمل با آن مواجه شدهاییم، این است که در کشورهایی مثل ایران که هیچگاه دموکراسی و کار جمعی را تجربه نکرده است، ایجاد همکاری و کار مشترک بسیار مشکل است. بسیاری در حرف و شعارهایشان خود را دموکرات میدانند و از دموکراسی سخن میگویند، ولی در عمل در پسِ ذهن هر کدام زمینههای دیکتاتوری همچون خودبزرگبینی، تنها خود را بر مسند حق و حقیقت پنداشتن و اندیشه دیگران را باطل شمردن، وجود دارد. به همین جهت، تشکیل ائتلافها و همکاری بهندرت صورت میگیرد و بعد از تشکیل هم معمولاً زود از هم میپاشد. نتیجهی ادعای این نوع دموکراسی دروغین بهطور طبیعی میشود جمهوری اسلامی که دستگاههای حاکمه از ترکیب یک طرز تفکر و جهانبینی شکل میگیرد و اندیشههای دیگر به حاشیه رانده میشوند یا حتی دشمن انگاشته میشوند.
در کردستان ایران به برکت تحزبگرایی دیرینه و تمرین بیشتر در کار جمعی، بر ایجاد اتحاد در جامعه تأثیر فراوان گذاشته است. این تجربه در حزب دموکرات چشمگیرتر و آشکارتر است، به همین جهت توافقات و همکاریها در بین گروههای مختلف و افراد جامعه گستردهتر است.
مکانیسم همکاریها در میان احزاب کردستان نه بر مبنای همانندسازی احزاب، اندیشه و برنامههای آنها، بلکه بر مبنای مشترکات شکل میگیرد. ما روی این موضوع بیشتر کار میکنیم و سعی میکنیم برای رفع اشکالاتِ سرِ راه، راهحل دموکراتیک پیدا کنیم و مکانیسم این راهحل دیالوگ است.
یکی از دلایلی که ما را به این نتیجه رسانده، درک این واقعیت است که کارها و اهدافی را که با همکاری و اندیشهی جمعی میتوانیم به آن برسیم، بهصورت فردی یا تکحزبی غیرممکن یا بسیار دشوار است. ما در این مسیر با گروهها و احزاب متفاوت نه فقط در کردستان بلکه در بخشهای دیگر ایران نیز کار میکنیم و نتایجی که تا به حال در این زمینه به دست آوردهایم، گامهایی به پیش است و آن را ادامه میدهیم.

محور پنجم: توافقات امنیتی و فشارهای منطقهای
حلنت: توافقنامه امنیتی میان جمهوری اسلامی و دولت عراق، فشارهای بیسابقهای را برای خلع سلاح و محدودسازی نیروهای پیشمرگ در اقلیم کردستان ایجاد کرده است. حزب دموکرات چگونه توازن میان «حفظ نیروی مبارز خود»، «رعایت ملاحظات اقلیم کردستان» و «تداوم مبارزه علیه جمهوری اسلامی» را در این شرایط دشوار برقرار میسازد؟
مصطفی هجری: سیاستهای جمهوری اسلامی بر مبنای ایدئولوژی ولایت فقیه شکل گرفته است. ایدئولوژیای که جز خود، همه را دشمن پنداشته و با آنها بهشیوهای در جنگ و ستیز است. این رژیم از همان آغاز شعار نابودی اسرائیل را علم کرده و در عمل نیز با کمکهای مادی و تسلیحاتی گسترده، اقدام به تقویت و حمایت گروههای مسلمان ضد این کشور و غنیسازی اورانیوم با هدف دستیافتن به سلاح اتمی کرده است.
اروپا و آمریکا نیز در طول بیش از چهار دههی گذشته در مقابل این زیادهخواهیهای جمهوری اسلامی همچنان با آن در تعامل بودهاند، به این امید که این دسته از سیاستهای رژیم را تغییر دهند تا بلکه جمهوری اسلامی با کشورهای منطقه بتواند روابط معتدل برقرار نماید و از طرف دیگر آنها نیز منافع تجاری خود را در ایران تأمین نمایند؛ ولی این هدف برآورده نشده است و در نتیجه آمریکا و اسرائیل به انجام حملات سنگین به جمهوری اسلامی متوسل شدند.
شکلگیری خاورمیانهای دموکراتیک و ایران دموکراتیک چیزی نیست که با فروپاشی حکومتها و جنگ تأمین شود، بلکه هر تغییری در جامعه متضمن تغییر طرز تفکر، اندیشه و رفتار مردمی است که در براندازی اینگونه حکومتها نقش اساسی ایفا میکنند
این حملات، ضربات سنگینی بود که از نظر نظامی بهویژه اقتصادی، رژیم را در موقعیت دشواری قرار داده است. تضعیف رژیم برای ما کُردها و بهطور کلی برای اکثریت مردم آزادیخواه ایران که از دست این رژیم به ستوه آمدهاند، مورد استقبال قرار گرفت؛ چه با تضعیف رژیم در درازمدت، فرصت بیشتری برای مردم ایران در مبارزه با آن فراهم خواهد آورد.
ولی خواست مردم ایران بهویژه حزب دموکرات کردستان ایران، سرنگونی کامل این رژیم است نه تنها تضعیف آن. لیکن در محاسبات ایالات متحده آمریکا، هدف اولیه تضعیف رژیم است تا جایی که خواستهایشان را بپذیرد و علیه منافعشان در منطقه اقدامی نکند.
خواست ما و آزادیخواهان، جایگزین کردن این رژیم با حکومتی دموکراتیک است که آزادیها و کرامت انسانها را تأمین کند. حکومتی که درآمدهای کشور ثروتمند ایران را برای توسعه و پیشرفت کشور، رفاه و آسایش مردم به کار ببرد؛ حکومتی متعارف که با همسایگان و تمام دنیا در صلح و آرامش باشد. به این ترتیب ایرانی دیگر باشد که در آن از تبعیض و فشار علیه مردم استفاده نشود و ایرانی که در پاسخ سؤالات قبل نیز بر مشخصات آن اشاره کردیم.
بهطور خلاصه، هر چند ایجاد هر نوع تغییر در سیاستهای رژیم فعلی ایران در راستای گشایش و برآوردن آرزوهای مردم تنها خریدن وقت است و با سرنگونی این رژیم، میتوان به فردایی بهتر امید بست. باید خاطرنشان کرد که سرنگونی رژیم مرحله اول است و این سرنگونی هدف نهایی نمیتواند باشد، بلکه هدف نهایی ایجاد ایرانِ دیگر است با ویژگیهایی که به آن اشاره کردیم.
محور ششم: چشمانداز خاورمیانه و پیام پایانی
حلنت: رسانه ما عمیقاً به ارزشهای همزیستی مسالمتآمیز، مدارا و پایان دادن به دیکتاتوری و خشونت در خاورمیانه باور دارد. به عنوان یک رهبر سیاسی باتجربه، آیا به شکلگیری خاورمیانهای دموکراتیک که در آن حقوق تمام ملل و اتنیکها بدون جنگ تأمین شود، امیدوارید؟ در پایان، پیام مشخص شما برای مردمی که در داخل ایران و کردستان زیر شدیدترین فشارهای امنیتی و اقتصادی مقاومت میکنند، چیست؟
مصطفی هجری: شکلگیری خاورمیانهای دموکراتیک و ایران دموکراتیک چیزی نیست که با فروپاشی حکومتها و جنگ تأمین شود، بلکه هر تغییری در جامعه متضمن تغییر طرز تفکر، اندیشه و رفتار مردمی است که در براندازی اینگونه حکومتها نقش اساسی ایفا میکنند. تغییر در طرز تفکر، اندیشه، رفتار، فرهنگ و عادات مردم نیز احتیاج به گذر زمان، تجربه گرفتن از گذشته و انتقادپذیری میباشد.
آیا ملتهای ایران به این مرحله از پیشرفت فکری و جهانبینی رسیدهاند که بتوانند بعد از جمهوری اسلامی، ایران دیگری بسازند؟ امیدوارم چنین باشد.
پیام من در همین راستا، اتحاد و همبستگی و به رسمیت شناختن تنوعات ملی، زبانی، مذهبی و… همدیگر و سعی در ساختن ایرانی دیگر برای همه در سایه آزادی و دموکراسی است و همه اینها اموری نیستند که به آینده سپرده شوند، بلکه سنگ بنای آنها میبایستی از هماکنون گذاشته شود، واگذاری این امور به بعد از سرنگونی رژیم بسیار دیر خواهد شد و چهبسا موجب از دست دادن فرصت، که نتیجه آن میتواند تحمیل دوباره دیکتاتوری با رنگ و بوی تازه بعد از رژیم کنونی باشد.
