در حالی که سایه سنگین فقر، تورم و بیثباتی بر زندگی میلیونها ایرانی سنگینی میکند، گزارشهای جدید از لایههای پنهان قدرت نشاندهنده یک بحران بیسابقه در ساختار سیاسی این کشور است: معمای ناپدید شدن رهبر جدید ایران در بحبوحه بحران.
روزنامه “وال استریت ژورنال” در گزارش اخیر خود بە غیبت دو ماهه سید مجتبی خامنەای، سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران پرداختە است. بر اساس این گزارش، مجتبی خامنەای، در حساسترین لحظاتی که کشور به یک تصمیمگیرنده نهایی برای پایان دادن بە جنگ، رسیدن بە توافق و خروج از انزوای اقتصادی نیاز دارد، به طرز مرموزی از انظار عمومی ناپدید شده است.

به گزارش روزنامه “وال استریت ژورنال” و به نقل از مقامات آگاه ایرانی و آمریکایی، سید مجتبی خامنهای از حدود ۲ ماه پیش، یعنی پس از یک حمله هوایی سنگین در ماه فوریه بە بیت رهبری ایران، در هیچ محفل عمومی دیده نشده است. در آن حادثه مرگبار، نه تنها همسر و فرزند وی، بلکه پدرش، سید علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران نیز جان خود را از دست دادند. از آن زمان تاکنون، تنها نشانههای حیات از سوی رهبر جدید، پیامهای مکتوب و تصاویری بوده است که به تشخیص کارشناسان، با استفاده از “هوش مصنوعی” ساخته یا دستکاری شدهاند. این سکوت مطلق در شرایطی که مردم زیر بار فشارهای خردکننده اقتصادی کمر خم کردهاند، پرسشهای جدی را درباره توانایی حاکمیت برای مدیریت بحرانهای پیش رو مطرح ساخته است.
تلاشهای رسمی برای دفع شایعات و تایید جراحات
در مواجهه با موج فزاینده تردیدها، مقامات دولتی تلاشهای پراکندهای را برای نشان دادن حضور رهبر جدید آغاز کردهاند. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، اخیراً مدعی شد که دیداری طولانی به مدت ۲ ساعت و نیم با سید مجتبی خامنهای داشته است.
این اظهارات مسعود پزشکیان که با هدف آرام کردن فضای متشنج داخلی و بینالمللی مطرح شد، نتوانست منتقدان را متقاعد کند. بسیاری از ناظران معتقدند که این سخنان تنها تلاشی برای خریدن وقت است و فقدان جزئیات درباره زمان و مکان این دیدار، بر ابهامات افزوده است. سعید گلکار، کارشناس مسائل امنیتی، در تحلیل این وضعیت به “وال استریت ژورنال” گفته است که دولت سعی دارد هم به مخالفان و هم به حامیان خود بقبولاند که رهبر تنها به دلایل امنیتی مخفی شده، نه به دلیل مرگ یا ازکارافتادگی.
با این حال، سکوت رسمی سرانجام با اعتراف به جراحات شکسته شد. مظاهر حسینی، مسئول تشریفات و دیدارهای دفتر رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران، در سخنانی برای یک اجتماع مردمی در تهران کە ویدیوی آن توسط آژانس فارس منتشر شدە است، تایید کرد که سید مجتبی خامنهای در جریان حمله ماه فوریه از ناحیه زانو و کمر دچار جراحت شده است. حسینی با این حال تاکید کرد که حال عمومی رهبر جمهوری اسلامی ایران خوب است و غیبت او صرفاً به دلیل تهدیدات امنیتی از سوی اسرائیل است. او از هواداران نظام خواست تا صبور باشند و مدعی شد که رهبر در “زمان مناسب” با مردم سخن خواهد گفت.
سایه سنگین ابهام بر سر میز مذاکرات و سفره مردم
غیبت طولانیمدت مجتبی خامنهای درست در زمانی رخ میدهد که حاکمیت در حال تلاش برای مذاکره جهت پایان دادن به درگیریهای منطقهای و لغو تحریمهای اقتصادی است. هرگونه تعلل در این مذاکرات، علاوە بر تقویت امکان شروع دوبارە جنگ، مستقیماً بر نرخ ارز و قیمت کالاهای اساسی تاثیر میگذارد و سفره ایرانیان را کوچکتر میکند. روزنامه “وال استریت ژورنال” تاکید میکند که “اگرچه حاکمیت در ظاهر سعی دارد اتحاد خود را حفظ کند، اما در لایههای زیرین، شکافهای عمیقی بر سر چگونگی امتیازدهی به آمریکا به وجود آمده است”. در غیاب یک رهبر مقتدر که حرف آخر را بزند، جناحهای مختلف قدرت در حال نبرد با یکدیگر هستند و این بلاتکلیفی، بیش از همه به ضرر شهروندانی تمام میشود که هزینه این اختلافات را با فقر و بیکاری میپردازند.
آرش عزیزی، مورخ و استاد دانشگاه ییل، در گفتگو با “وال استریت ژورنال” اشاره کرده است که “این وضعیت حتی حامیان تندروی حکومت را نیز دچار سردرگمی کرده است”. این گروهها اکنون مشروعیت مذاکرات جاری را زیر سوال برده و نگران هستند که در غیاب رهبری، امتیازات کلانی به طرفهای خارجی واگذار شود. تندروها به ویژه نوک پیکان حملات خود را به سمت چهرههای مصلحتگرا مانند محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، گرفتهاند. آنها محمدباقر قالیباف و تیم شورای عالی امنیت ملی را متهم میکنند که در روند گفتگوها بیش از حد کوتاه آمدهاند. این تنشهای سیاسی در حالی رخ میدهد که مطالبات معیشتی مردم در هیاهوی جنگ قدرت میان جناحها به فراموشی سپرده شده است.
تجربه تاریخی نشان میدهد که در ایران، رهبر همواره نقش داور نهایی را در مسائل کلان امنیت ملی و اقتصادی ایفا کرده است. به طور سنتی، رهبران پیشین در لحظات بحرانی با حضور در انظار عمومی، مسیر حرکت کشور را روشن میکردند. بە عنوان مثال، آیتالله روحالله خمینی، با پذیرش قطعنامه 598 و پایان جنگ با عراق، تصمیمی دشوار اما حیاتی برای بقای جمهوری اسلامی ایران گرفت. همچنین سید علی خامنهای پیش از دستیابی به توافق هستهای سال ۲۰۱۵، چراغ سبز لازم را برای انجام مذاکرات نشان داد تا راه برای کاهش تحریمها باز شود. اما اکنون، جانشین آنها، حتی یک پیام صوتی نیز منتشر نکرده است تا به هوادارانش اطمینان دهد که کنترل اوضاع را در دست دارد.
گزارش “وال استریت ژورنال” تصویری نگرانکننده از کشوری ارائه میدهد که در میان بحرانهای متقاطع گرفتار شده است. از یک سو، رهبری که حضورش با استفاده از تصاویر هوش مصنوعی شبیهسازی میشود و از سوی دیگر، اقتصادی که در انتظار یک تصمیم شجاعانه برای نجات از سقوط آزاد است. غیبت مجتبی خامنهای تنها یک مسئله سیاسی نیست؛ بلکه یک بحران ملی است که بر تمام ابعاد زندگی ایرانیان، از بازار بورس گرفته تا قیمت نان، سایه انداخته است.
