تنگه هرمز در لبه پرتگاه: کالبدشکافی بحران انرژی ۲۰۲۶ و بن‌بست دیپلماتیک

از ابتدای مارس ۲۰۲۶، نقشه ژئوپلیتیک جهان بار دیگر حول محور باریک‌ترین و حیاتی‌ترین آبراه جهان، یعنی ”تنگه هرمز”، گره خورده است. پس از آغاز درگیری‌های نظامی میان ایران و نیروهای تحت رهبری ایالات متحده، این آبراه که شریان حیاتی انتقال بیش از ۲۰ درصد نفت خام و یک سوم گاز طبیعی مایع (LNG) جهان است، به کانون یک جنگ فرسایشی و اقتصادی تبدیل شده است. گزارش‌های میدانی تا تاریخ ۱۲ می ۲۰۲۶، نشان‌دهنده وضعیتی است که بسیاری از تحلیلگران آن را ”بزرگترین آزمون امنیت انرژی در قرن ۲۱” می‌نامند.

از تردد حداکثری تا سکوت سنگین

گزارش‌های دریافتی از تصاویر ماهواره‌ای و نهادهای نظارتی مانند UANI (اتحاد علیه ایران هسته‌ای) و داده‌های کشتیرانی Refinitiv حاکی از کاهش چشمگیر ۶۰ تا ۷۰ درصدی ترافیک نفتکش‌ها نسبت به مدت مشابه در سال ۲۰۲۵ است. طبق گزارش اختصاصی یورونیوز (Euronews)، بسیاری از شرکت‌های بزرگ کشتیرانی مانند ”مرسک” و ”ام‌اس‌سی” مسیرهای خود را به سمت دماغه امید نیک تغییر داده‌اند که منجر به افزایش ۱۵ تا ۲۰ روزه زمان سفر و جهش سرسام‌آور هزینه‌های حمل‌ونقل شده است. در درون تنگه، گزارش‌های رویترز (Reuters) به حضور گسترده پهپادهای شناسایی و قایق‌های تندرو اشاره دارند. مین‌ریزی‌های گزارش شده در سواحل شرقی تنگه و استقرار سامانه‌های پدافندی جدید، عبور و مرور را برای شناورهای تجاری بدون اسکورت نظامی غیرممکن ساخته است. همزمان با افزایش تنش‌ها، بلومبرگ گزارش داده است که ایران چندین زیردریایی کوچک از کلاس “غدیر” را در تنگه هرمز مستقر کرده است. شهرام ایرانی، فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران، در تاریخ ۱۰ می از استقرار زیردریایی‌های “سبک” در آب‌های تنگه هرمز خبر داده و گفته بود این زیردریایی‌ها متناسب با “تهدید‌ها و ظرفیت‌ها و نیاز‌ها در آب‌های تنگه هرمز دست به ماشه در حال گسترش و کف‌نشینی هستند”. این اقدام نشان‌دهنده تقویت توان دفاعی ایران در این آبراه استراتژیک است.

روایت تهران در مقابل راهبرد واشینگتن

برای درک عمق بحران، باید نگاهی متوازن به مواضع دو طرف اصلی درگیر داشت:

تهران معتقد است که اقداماتش در تنگه هرمز، واکنشی مشروع به ”تجاوزات سرزمینی” و تحریم‌های همه‌جانبه‌ای است که صادرات انرژی این کشور را هدف قرار داده‌اند. مقامات ایران در بیانیه‌های خود تأکید می‌کنند که ”اگر ایران نتواند نفت صادر کند، هیچ کشوری نباید از این تنگه برای صادرات استفاده کند.” از دیدگاه استراتژیک ایران، تسلط بر هرمز ابزار چانه‌زنی نهایی برای توقف حملات هوایی و لغو تحریم‌های بانکی است. ایران مدعی است که امنیت تنگه باید توسط کشورهای منطقه تأمین شود و حضور نیروهای فرامنطقه‌ای عامل اصلی بی‌ثباتی است. محمد رشیدی، عضو کمیسیون انرژی مجلس ایران، در مصاحبه‌ای با خبرگزاری ”ایسنا” با اشاره به مدیریت جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز، تاکید کرده است که ”امروز امنیت انرژی جهان به اراده ایران گره خورده است.” وی افزود که مجلس طرحی برای تثبیت حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز در دستور کار دارد که شامل مواردی همچون ممنوعیت تردد هر نوع شناور مرتبط با اسرائیل و اخذ هزینه تردد از کشتی‌ها به پول ملی ایران است. رشیدی همچنین از همراهی برخی کشورهای منطقه با آمریکا و اسرائیل انتقاد کرد و گفت: ”ایران بنایی برای دشمنی با همسایگان ندارد اما کشورهایی که در مسیر تقابل حرکت کردند، باید تبعات رفتار خود را بپذیرند.”

در مقابل واشینگتن با استناد به قوانین بین‌المللی دریاها (کنوانسیون جامائیکا)، اقدامات ایران را ”تروریسم دریایی” و تهدیدی برای صلح جهانی قلمداد می‌کند. پنتاگون تأکید دارد که ائتلاف بین‌المللی برای تضمین ”آزادی کشتیرانی” تشکیل شده است. از نظر ایالات متحده، مسدود کردن یا ایجاد مزاحمت در تنگه هرمز خط قرمز تجارت جهانی است. واشینگتن مدعی است که هدفش تغییر رفتار ایران و جلوگیری از گسترش درگیری‌ها به سایر نقاط خلیج فارس است.

زلزله در بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی

تاثیرات این بن‌بست در ماه می ۲۰۲۶ از حالت ”نگرانی” به ”بحران واقعی” تغییر کرده است. قیمت نفت برنت که در اوایل سال ۲۰۲۶ در محدوده ۸۰ دلار معامله می‌شد، پس از حوادث مارس با جهشی بی‌سابقه مواجه شد. طبق تحلیل گلدمن ساکس (Goldman Sachs)، قیمت‌ها در مقاطعی از ۱۲۵ دلار عبور کرده و پیش‌بینی می‌شود در صورت تداوم بسته ماندن تنگه، رسیدن به بشکه‌ای ۱۵۰ دلار دور از ذهن نباشد. این موضوع باعث افزایش قیمت بنزین در اروپا و آمریکا به سطوحی شده است که دولت‌ها را وادار به آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت (SPR) کرده است.

صندوق بین‌المللی پول (IMF) نیز هشدار داده است که بحران هرمز می‌تواند رشد اقتصادی جهان در سال ۲۰۲۶ را ۱.۵ درصد کاهش دهد. افزایش هزینه‌های انرژی مستقیماً به قیمت تمام‌شده کالاها سرایت کرده و موج جدیدی از تورم دو رقمی را در کشورهای در حال توسعه ایجاد کرده است.

این بحران تنها محدود به نفت نیست. قطر به عنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان LNG، برای انتقال گاز به اروپا و آسیا با مشکل مواجه شده است. کمبود گاز منجر به کاهش تولید کودهای شیمیایی و در نتیجه تهدید امنیت غذایی در مقیاس جهانی شده است.

نقش بازیگران میانی و دیپلماسی در بن‌بست

کشورهایی مانند چین و هند که بزرگترین خریداران نفت منطقه هستند، در وضعیت دشواری قرار گرفته‌اند. چین از یک سو خواهان حفظ روابط استراتژیک با ایران است و از سوی دیگر به ثبات بازار انرژی برای چرخاندن چرخ‌های صنعت خود نیاز دارد. پکن در این مدت تلاش کرده است نقش میانجی را بازی کند، اما تاکنون موفقیت ملموسی حاصل نشده است. در همین حال، کشورهایی مثل عربستان سعودی و امارات تلاش کرده‌اند با استفاده از خط لوله‌های شرق به غرب (مانند خط لوله حبشان-فجیره و پترولاین)، بخشی از نفت خود را بدون عبور از هرمز به بازارهای جهانی برسانند. اما ظرفیت این خط لوله‌ها تنها جوابگوی بخشی از نیاز بازار است و نمی‌تواند جایگزین ظرفیت عظیم تنگه هرمز شود.

چشم‌انداز پیش‌رو

گزارش‌های می ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که جهان در یک ”جنگ سرد انرژی” به سر می‌برد که هر لحظه ممکن است به یک تقابل تمام‌عیار تبدیل شود. تنگه هرمز اکنون بیش از هر زمان دیگری در تاریخ مدرن، به عنوان اهرم فشار ژئوپلیتیک مورد استفاده قرار گرفته است. بی‌طرفی در تحلیل ایجاب می‌کند که اذعان کنیم هر دو طرف درگیر، هزینه‌های سنگینی را متحمل می‌شوند؛ ایران تحت فشار اقتصادی شدید قرار دارد و غرب با بحران مشروعیت در تأمین امنیت تجارت آزاد روبروست. آنچه مبرهن است، این است که ادامه این وضعیت برای بیش از چند ماه دیگر، می‌تواند ساختار تجارت بین‌الملل را برای همیشه تغییر داده و جهان را به سمت قطب‌بندی‌های جدید ارزی و تجاری سوق دهد.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم