دیپلماسی تحت فشار؛ واکاوی اهداف دوگانه تهران در مذاکره با واشینگتن

در حالی که تنش‌های نظامی میان ایران و ایالات متحده در خلیج فارس طی روزهای اخیر به اوج خود رسیده است، گزارش‌های دیپلماتیک نشان‌دهنده تداوم مذاکرات پیچیده‌ای است که در آن، تهران میان دو قطب ”نیاز به گشایش اقتصادی” و ”جلوگیری از بهره‌برداری سیاسی ترامپ” در نوسان است.
این وضعیت پیچیده در حالی شکل می‌گیرد که اقتصاد ایران تحت تأثیر تحریم‌ها و محاصره اقتصادی، روزهای بحرانی بی‌سابقه‌ای را تجربه می‌کند. بر اساس تحلیل‌های موجود، اعضای عمل‌گراتر در بدنه حاکمیت ایران بر این باورند که دستیابی به یک توافق سریع، تنها راه جلوگیری از تبدیل گسست‌های اقتصادی به موج‌های جدید اعتراضات اجتماعی است. آن‌ها نگران هستند که ”موج ملی‌گرایی” که تاکنون به عنوان یک سپر دفاعی در برابر انتقادات عمل کرده، در صورت تداوم وخامت معیشتی، جای خود را به نارضایتی‌های عمیق مدنی بدهد. از این رو، مذاکرات فعلی فراتر از یک مانور دیپلماتیک، به مثابه ابزاری برای حفظ ثبات داخلی نگریسته می‌شود.

استراتژی صبر و معامله؛ اولویت‌های مالی ایران

روزنامه وال‌استریت جورنال در گزارشی به نقل از منابع دیپلماتیک و میانجی‌های عرب، مدعی است که جمهوری اسلامی ایران در دور جدید مذاکرات، یک استراتژی دوگانه را دنبال می‌کند: کسب حداکثر گشایش مالی برای نجات اقتصاد تحت فشار و در عین حال، حفظ ساختار برنامه هسته‌ای به گونه‌ای که دونالد ترامپ نتواند آن را یک ”پیروزی مطلق” برای خود توصیف کند. اهداف کلیدی تهران در این بخش عبارتند از: تلاش برای آزادسازی بخشی از ۱۰۰ میلیارد دلار دارایی مسدود شده این کشور در غرب و رفع موانع فروش نفت در بازارهای جهانی. همچنین گزارش‌ها از قطر حاکی است که محمدباقر قالیباف، مذاکره‌کننده ارشد تهران، به دنبال آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از دارایی‌هایی‌ست که نیمی از آن قرار است در مرحله اول آزاد شود. جزئیات این گشایش مالی نشان می‌دهد که ایران به دنبال ”نقدینگی فوری” برای تزریق به شریان‌های اقتصادی خود است. منابع نزدیک به مذاکرات قطر فاش کرده‌اند که آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار مذکور، که معادل یک‌چهارم کل دارایی‌های بلوکه‌شده ایران در خارج از کشور است، می‌تواند به عنوان یک ”تست اعتماد” عمل کند. در این میان، نقش کشورهای میانجی نظیر عمان و قطر در تسهیل این انتقالات مالی حیاتی ارزیابی می‌شود. ایران امیدوار است با بازگشت به بازار جهانی نفت، نه تنها درآمدهای ارزی خود را احیا کند، بلکه جایگاه ژئوپلیتیک خود را به عنوان یک تأمین‌کننده انرژی مجدداً تثبیت نماید، تا از این طریق اهرم فشار آمریکا در بلندمدت تضعیف شود.

سایه سنگین درگیری‌های نظامی بر میز مذاکره

یکی از نکات قابل توجه در تحولات اخیر، تداوم مذاکرات علیرغم تبادل آتش مستقیم است. در اواخر روز دوشنبه، سنتکام به قایق‌های تندرو ایرانی در تنگه هرمز حمله کرد و ایران نیز با هدف قرار دادن هواپیماهای آمریکایی پاسخ داد که منجر به حملات متقابل آمریکا به سایت‌های موشکی در خاک ایران شد.
با این حال، تحلیلگران معتقدند ”صبر راهبردی” ایران در این مقطع، نشان‌دهنده اولویت داشتن نتایج مذاکرات است. وال‌استریت جورنال ادعا می‌کند که تهران حتی اعلام خبر کشته شدن برخی نیروهای سپاه را به تأخیر انداخت تا از توقف روند دیپلماسی جلوگیری کند. این رفتار نشان‌دهنده فشار جریان‌های ”عمل‌گرا” در حکومت است که نگران‌اند تداوم بحران اقتصادی به موج جدیدی از اعتراضات داخلی منجر شود. این خویشتن‌داری بی‌سابقه در حالی رخ می‌دهد که پیام‌های متناقضی از واشینگتن مخابره شده است. دونالد ترامپ که در ابتدا از نهایی شدن توافق سخن می‌گفت، تحت فشار جمهوری‌خواهان سنا که چارچوب توافق را ضعیف می‌دانستند، تغییر موضع داد. با این حال، اصرار تهران بر ادامه مذاکرات حتی پس از هدف قرار گرفتن سایت‌های موشکی در خاک خود، نشان‌دهنده این واقعیت است که نیاز به ”تنفس اقتصادی” بر ملاحظات نظامی و حیثیتی پیشی گرفته است. مقامات ایرانی و میانجی‌های عرب تأکید دارند که هرگونه وقفه در مذاکرات در این مقطع حساس، می‌تواند شانس دستیابی به منابع مالی مسدود شده را برای ماه‌ها یا شاید سال‌ها از بین ببرد.

علی باقری کنی: بحث ذخایر اورانیوم غنی‌شده اصلاً در دستور کار مذاکرات فعلی نیست


ابهامات فنی و مواضع متناقض درباره برنامه هسته‌ای

در حالی که وال‌استریت جورنال از نزدیک شدن مواضع دو طرف در مورد ذخایر اورانیوم غنی‌شده خبر می‌دهد، اظهارات مقامات رسمی ایران تصویر متفاوتی ارائه می‌کند. از طرفی به نظر می‌رسد ترامپ از شرط تحویل اورانیوم به آمریکا عقب‌نشینی کرده و به رقیق‌سازی یا انتقال آن به روسیه (مدل پیشنهادی ایران) نزدیک شده است. از سویی دیگر، علی باقری کنی، معاون امور بین‌الملل و سیاست خارجی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، در مسکو تأکید کرد که ”بحث ذخایر اورانیوم غنی‌شده” اصلاً در دستور کار مذاکرات فعلی نیست. او همچنین بر تدوین قواعد جدید برای کشتیرانی در تنگه هرمز با همکاری عمان تأکید کرد.

باقری کنی در حاشیه کنفرانس امنیتی مسکو، بر اصل ”توافق بر همه چیز یا هیچ‌چیز” پافشاری کرد و خاطرنشان ساخت که تا زمانی که بر سر تمامی بندها اجماع حاصل نشود، هیچ تعهدی اجرایی نخواهد شد. این در حالی است که گزارش‌های موازی از میانجی‌گری پاکستان پرده برداشته‌اند؛ گزارش‌هایی که مدعی‌اند تهران و واشینگتن به پیشرفت‌های چشمگیری در مورد پایان دادن به درگیری‌های پراکنده و بازگشایی امن تنگه هرمز دست یافته‌اند. تضاد میان ”انکار مذاکرات هسته‌ای” توسط باقری و ”تأیید نزدیکی مواضع” توسط وال‌استریت جورنال، نشان‌دهنده یک تاکتیک چانه‌زنی پیچیده است که در آن ایران تلاش می‌کند غنی‌سازی را به عنوان آخرین سنگر و گران‌ترین امتیاز برای مراحل نهایی حفظ کند.

خطوط قرمز و شروط پنج‌گانه؛ صدای سخت‌گیران در تهران

همزمان با پیشرفت‌های احتمالی، سیگنال‌هایی از سوی چهره‌های متنفذ در ایران ارسال می‌شود که نشان‌دهنده بالا بودن سقف مطالبات است، علی‌اکبر ولایتی، مشاور رهبر ایران، با اشاره به اینکه ”جغرافیا دروغ نمی‌گوید”، تنگه هرمز را قاضی نهایی هرگونه توافق دانست و بر لزوم ضمانت‌های عینی (و نه فقط روی کاغذ) تأکید کرد.

همچنین امیر حیات‌مقدم، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، شروط سختی را برای امضای توافق مطرح کرده است که شامل: پرداخت غرامت جنگ و فشارها، آزادسازی کامل دارایی‌ها (تا ۱۲۰ میلیارد دلار)، لغو تمامی تحریم‌ها، آتش‌بس در تمامی جبهه‌های منطقه‌ای (محور مقاومت) و به رسمیت شناختن سلطه کامل ایران بر تنگه هرمز می‌شود.

پیام ولایتی در شبکه اجتماعی ایکس حاوی یک بار تاریخی و تمدنی عمیق بود؛ او با یادآوری شکست متجاوزانی چون اسکندر مقدونی و چنگیزخان در برابر تمدن ایران، به نوعی هشدار داد که ایران از موضع ضعف مذاکره نمی‌کند. وی تأکید کرد که ملت ایران ”کالایی نیست که با دلارهای نفتی خریده یا اجاره شود.” این لحن تند، در کنار شروط پنج‌گانه حیات‌مقدم که بر جبران خسارات جنگ و به رسمیت شناختن قدرت منطقه‌ای ایران تأکید دارد، نشان‌دهنده وجود یک جبهه داخلی قدرتمند است که تنها به ”رفع تحریم” راضی نیست و خواهان ”تغییر پارادایم قدرت” در خلیج فارس است.

حیات‌مقدم صراحتاً اعلام کرد که هرگونه تردد در تنگه هرمز در دوران پساجنگ، باید تحت نظارت و هماهنگی کامل ایران باشد.

مذاکرات فعلی میان تهران و واشینگتن در میانه یک پارادوکس قرار دارد، از سویی هر دو طرف برای کاهش تنش و دستیابی به نتایج اقتصادی/سیاسی انگیزه دارند، و از سوی دیگر، فشارهای داخلی در هر دو پایتخت و درگیری‌های میدانی در خلیج فارس، رسیدن به یک توافق جامع را دشوار کرده است. در حالی که میانجی‌های پاکستانی از پیشرفت سخن می‌گویند، تأکید مقامات ایران بر اینکه ”تا بر سر همه چیز توافق نشود، توافقی در کار نخواهد بود”، نشان می‌دهد که روزهای سرنوشت‌سازی در پیش است.

در نهایت، آنچه صحنه کنونی را از ادوار پیشین متمایز می‌کند، پیوند خوردن سرنوشت توافق با ”ژئوپلیتیک تنگه هرمز” است. ایران با هوشمندی، امنیت انرژی جهان را به امنیت اقتصادی خود گره زده است. اگرچه عمل‌گرایان در تهران به دنبال دلارهای بلوکه‌شده برای آرام کردن فضای داخلی هستند، اما سایه سنگین ”شروط حاکمیتی” نشان می‌دهد که عبور از این بن‌بست مستلزم امتیازی فراتر از گشایش‌های مالی موقت از سوی واشینگتن است. اکنون توپ در زمین دیپلماسی است تا مشخص شود آیا ”جغرافیای قدرت” بر ”کاغذهای قرارداد” غلبه خواهد کرد یا مسیری میانه برای خروج از این بحران چندلایه یافت می‌شود.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم