سیاست خارجی ایالات متحده در قبال هلال خصیب وارد فاز جدیدی از یکپارچگی شده است. دونالد ترامپ با ادغام دیپلماسی واشنگتن در بغداد و دمشق زیر چتر مدیریتی تام باراک، میلیاردر لبنانیتبار و سفیر خود در آنکارا، گام نوینی جهت پیشبرد دکترین «اول آمریکا» برداشته است.
این تصمیم که همزمان با استقرار دولت جدید در عراق و تداوم ثباتسازی در سوریه پس از سقوط رژیم گذشته اتخاذ گردیده، نشاندهنده ترجیح واشنگتن برای تعامل با دولتهای مرکزی قدرتمند، فعالسازی کانونهای انرژی منطقه و تعدیل حضور نظامی مستقیم به نفع موازنههای راهبردی محلی است.
حکم جدید ترامپ و پایان یک دیپلماسی موازی

در روز یکشنبه ۳۱ مه ۲۰۲۶ (۱۱ خرداد ۱۴۰۵)، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال اعلام کرد که تام باراک، سفیر این کشور در ترکیه، با حفظ سمت کنونی به عنوان فرستاده ویژه ریاستجمهوری در امور سوریه و عراق منصوب شده است. ترامپ در پیام خود ضمن تمجید از عملکرد باراک تصریح کرد که او با حمایت کامل وزارت امور خارجه به کار خود ادامه خواهد داد و روابط راهبردی واشنگتن با دولتهای سوریه و عراق در حال گسترش است.
این انتصاب تنها چند روز پس از آن صورت گرفت که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در ۲۹ مه ۲۰۲۶ (۹ خرداد ۱۴۰۵) اعلام کرده بود دوره ماموریت فرستادگی باراک در امور سوریه پایان یافته، اما او همچنان نقشی پیشرو را در هر دو پرونده دمشق و بغداد ایفا خواهد کرد. تحلیلگران این اقدام را نشانهای از تلاش واشنگتن برای ایجاد هماهنگی همهجانبه در دو کشور همسایه میدانند.
از سقوط دمشق تا آزمایشگاه نوین دیپلماتیک
تام باراک از زمان سقوط حکومت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ (آذر ۱۴۰۳)، یکی از طراحان اصلی رویکرد جدید آمریکا در سوریه بوده است. انتصاب اولیه او به عنوان فرستاده ویژه سوریه در مه ۲۰۲۵ (اردیبهشت ۱۴۰۴) همزمان با برنامهریزی واشنگتن برای لغو تحریمهای گسترده و بازگشایی تدریجی سفارت ایالات متحده در دمشق صورت گرفت. باراک که یک سرمایهدار میلیاردر لبنانیتبار و دوست دیرینه ترامپ است، از نفوذ خود برای ادغام مجدد سوریه در ساختارهای منطقه بهره برد.
او اخیراً پس از دیدار با احمد الشرا، رئیسجمهور موقت سوریه، در ۱۶ مه ۲۰۲۶ (۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵) در کاخ الشعب دمشق، این کشور را به عنوان «آزمایشگاهی برای همسوییهای جدید دیپلماتیک، ادغام و امید در کل منطقه» توصیف کرد. از اقدامات برجسته او در این دوره، میانجیگری در آتشبس ژوئیه ۲۰۲۵ (تیر/مرداد ۱۴۰۴) میان اسرائیل و سوریه و جلب حمایت کشورهای عربی خلیج فارس برای بازسازی زیرساختهای سوریه بوده است.
کردها و چالش ادغام در ساختار مرکزی سوریه

یکی از جنجالیترین ابعاد دیپلماسی باراک، رویکرد او در قبال نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) به رهبری کردها است. باراک با تاکید بر اینکه دوره ماموریت مبارزه با داعش توسط نیروهای محلی تقریباً به پایان رسیده و دمشق باید حاکمیت امنیتی خود را بازپس گیرد، فشارهای سنگینی بر نیروهای دموکراتیک سوریه وارد آورد تا در ساختارهای مرکزی دولت احمد الشرا ادغام شوند.
پس از درگیریهای نظامی در ژانویه ۲۰۲۶ (دی/بهمن ۱۴۰۴) میان ارتش سوریه و نیروهای کرد در شمال شرقی این کشور، باراک با سفر به اربیل و دیدار با مقامات کرد از جمله مظلوم عبدی، برای برقراری آتشبس و توافق ادغام میانجیگری کرد. این سیاست گرچه از منظر واشنگتن گامی به سوی ثبات یکپارچه تلقی میشود، اما انتقادات شدید کردهای سوریه را برانگیخته است؛ منتقدانی که این رویکرد را نوعی «بیوفایی به متحدان قدیمی ضد تروریسم» و همسویی آشکار با منافع آنکارا و دمشق میدانند.
ماموریت بغداد؛ مهار نفوذ تهران و تعامل با دولت الزیدی
افزوده شدن رسمی پرونده عراق به وظایف باراک، واکنشی به بنبستهای دیپلماتیک پیشین و تشکیل دولت جدید در بغداد است. پیش از این، مارک ساوایا، فرستاده ویژه سابق آمریکا در امور عراق، به دلیل عدم توفیق در مدیریت پارهای از پروندههای حساس و ناکامی در مهار روندهای سیاسی تحت نفوذ ایران، از سمت خود کنار رفته بود. عراق پس از انتخابات پارلمانی نوامبر ۲۰۲۵ (آبان/آذر ۱۴۰۴) ماهها درگیر بنبست سیاسی بود تا اینکه با مخالفت واشنگتن با نامزدی نوری المالکی، سرانجام در ۱۴ مه ۲۰۲۶ (۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵)، علی الزیدی، بانکدار و بازرگان مستقل ۴۰ ساله، توانست رای اعتماد پارلمان را برای تشکیل کابینه به دست آورد.

باراک بلافاصله استقرار این دولت جدید را تبریک گفت. همزمان با معرفی رسمی باراک در روز یکشنبه، علی الزیدی با جاشوا هریس، کاردار سفارت آمریکا در بغداد، دیدار کرد تا بر تعهد دو کشور به توسعه مناسبات بر اساس توافقنامه چارچوب راهبردی سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۷) تاکید کند. واشنگتن امیدوار است از طریق باراک بتواند دولت الزیدی را به سمت خلع سلاح گروههای شبهنظامی غیردولتی و تقویت حاکمیت ملی هدایت کند.
دیپلماسی انرژی و نقش محوری ترکیه
باراک به عنوان سفیر ایالات متحده در ترکیه، آنکارا را به عنوان شریک کلیدی برای هرگونه ترتیبات امنیتی و اقتصادی در سوریه و عراق میبیند. او در قامت فرستاده ترامپ، ارتباط نزدیکی با هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه و رجب طیب اردوغان برقرار کرده است. در حوزه انرژی، باراک نقش برجستهای در کاهش تنشها میان اربیل و بغداد ایفا کرد.
او در مارس ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) و پس از گفتگوی تلفنی با مسرور بارزانی، نخستوزیر اقلیم کردستان، به ازسرگیری صادرات نفت کرکوک از طریق شبکه خط لوله ترکیه کمک کرد؛ اقدامی که خود باراک آن را به کار یک «باریستا» تشبیه کرد که با آوردن قهوه، دمای تنشها را پایین کشید و منطق را حاکم کرد. با این حال، اصرار باراک بر ناکارآمد بودن ساختارهای فدرالی در سوریه و عراق و اولویتبخشی به حکومتهای مرکزی متمرکز، مایه نگرانی اقلیتهای قومی بهویژه کردهایی است که سالها برای حفظ خودمختاری خود تلاش کردهاند.
چشمانداز دیپلماسی «معاملهمحور» در هلال خصیب

رویکرد تام باراک بازتابدهنده مستقیم دکترین سیاست خارجی دونالد ترامپ است؛ دیپلماسی غیرایدئولوژیک، معاملهمحور و واقعگرایانه که بر اساس فرمول «اول آمریکا» تنظیم شده است. با تمرکز فزاینده واشنگتن بر کاهش هزینههای مستقیم نظامی و سپردن مسئولیتهای امنیتی به بازیگران مرکزی، باراک تلاش میکند توازنی شکننده اما کاربردی ایجاد کند.
چالشهای پیشروی او بسیار سنگین هستند؛ از یک سو خشم و احساس خیانت در میان کردهای منطقه و از سوی دیگر، تلاش گروههای شبهنظامی مورد حمایت ایران برای به چالش کشیدن ثبات بغداد. چنانکه بلافاصله پس از آغاز به کار دولت الزیدی در ۱۷ مه ۲۰۲۶ (۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵)، حملات پهپادی به تاسیسات هستهای برکه در امارات و اهدافی در عربستان انجام شد که نشان از پویاییهای امنیتی تنشآلود منطقه دارد. موفقیت باراک منوط به توانایی او در همسو ساختن این منافع متعارض و تضمین جریان پایدار انرژی خواهد بود؛ روندی که میتواند چهره ژئوپلیتیک منطقه را بازنویسی کند.
