نقشه سیاسی و امنیتی عراق در حال تجربه تحولی است که موازنه قوا را در اردوگاه گروههای نزدیک به ایران تغییر داده؛ تحولی که تفاهمهای سیاسی اخیر را به تصمیمهای میدانی قاطع تبدیل کرده و مهمترین نمود آن، پاسخ مثبت جنبش «عصائب اهل حق» به رهبری قیس الخزعلی به تصمیم انحصار سلاح در دست دولت است.
این جنبش بهطور رسمی اعلام کرد که روند قطع کامل ارتباط شاخه نظامی خود با هیئت «الحشد الشعبی» را آغاز کرده و کمیتهای مرکزی برای شمارش و تحویل همه سلاحهای سنگین، نیمهسنگین و تجهیزات لجستیکی خود به فرماندهی کل نیروهای مسلح تشکیل داده است؛ اقدامی که با چرخشی کامل به سمت فعالیت سیاسی همراه خواهد بود.
پشتپرده فرار از گیوتین
در پشت صحنه، این تصمیم جنجالی از مهندسی دقیقی پرده برمیدارد که الخزعلی برای کنار گذاشتن همیشگی ردای «گروههای عقیدتی» هدایت میکند؛ چرخشی تاریخی که میکوشد این جنبش را از سنگربندی نظامیِ خارج از کنترل، به جایگاهی سیاسی و عملگرایانه منتقل کند و آن را بهعنوان جریانی حکومتی و قابل قبول در داخل و خارج، برای اداره عراق در مرحلهای آینده معرفی کند.
منابعی از درون محافل تصمیمگیری سیاسی در بغداد به شرط آنکه نامشان فاش نشود، به «الحل نت» گفتند: تصمیم «العصائب» برای جدایی کامل از «الحشد» ناگهانی نبوده، بلکه حاصل ارزیابی واقعبینانه و سختگیرانهای از تحولات مربوط به فشار آمریکا بر دولت جدید علی الزیدی بوده است.
این منابع توضیح دادند که الخزعلی، با تکیه بر میراث و تجربههای بازداشتگاه «کروبر» که آگاهی عملگرایانه بیشتر رهبران نسل کنونی را شکل داده، دریافته است که اصرار بر منطق «بیدولتی» در سایه مدیریت کنونی ترامپ، به معنای خودکشی سیاسی و افتادن زیر گیوتین تحریمها و پیگرد بینالمللی است.
تماس محرمانه میان الخزعلی و الشرع!
در همین چارچوب، منابع سیاسی آگاه فاش کردند که چند ماه پیش تماس محرمانه و اعلامنشدهای میان الخزعلی و رئیسجمهور انتقالی سوریه، احمد الشرع، برقرار شده است؛ تماسی که در آن، دو طرف روزهای «مبارزه» خود علیه نیروهای آمریکایی در عراق پس از سال 2003 را، هر یک با عقیده و اندیشه متفاوت خود، مرور کردند. الخزعلی در آن زمان با «جیش المهدی» بود و الشرع، زمانی که با نام ابو محمد الجولانی شناخته میشد، با «تنظیم القاعده» همراه بود. دو طرف همچنین درباره وضعیت کنونی منطقه گفتوگو کردند.
شایان ذکر است که نیروهای آمریکایی الشرع را در سال 2005 در موصل بازداشت و به بازداشتگاه مشهور «بوکا» در جنوب عراق منتقل کردند و چند سال بعد او را آزاد کردند. در مقابل، الخزعلی در سال 2007 در کربلا بازداشت و در «اردوگاه کروبر» در نزدیکی فرودگاه بینالمللی بغداد نگهداری شد و سپس در سال 2009 آزاد شد.
الخزعلی در حال اجرای «الگوی الشرع» در سوریه است؛ یعنی با پشت کردن به گذشته عقیدتی و نشان دادن بالاترین سطح انعطاف، میکوشد صعود خود را بهعنوان چهرهای سیاسی و مورد قبول در سطح بینالمللی تضمین کند. با این تفاوت که او به انعطاف گسترده در برابر دولت میاندیشد تا در ازای آن، مشروعیت و نوعی برائتنامه به دست آورد که نفوذش را تثبیت کند.
در همین چارچوب، پژوهشگران سیاسی بر این باورند که الخزعلی با جنبش «العصائب» درباره سازوکارهای مدیریت این تحولات رادیکال برای تضمین بقا گفتوگو کرده است؛ رویکردی که جزئیات تجربه الشرع در سوریه را بازتاب میدهد، از جمله چرخش «هوشمندانه» از گذشته عقیدتیِ مسلحانه تا رسیدن به حاکمیت در دمشق. با این تفاوت که الخزعلی به انعطاف گسترده در برابر دولت میاندیشد تا در ازای آن، مشروعیت سیاسی و نوعی برائتنامه بینالمللی به دست آورد که نفوذ و منافع اقتصادی کنونی و آینده جریانش را تضمین کند.
جاهطلبی الخزعلی از تمایل او برای بهرهبرداری از آخرین اختیار اعطاشده از سوی «الإطار التنسیقی» به نخستوزیر علی الزیدی برای انحصار سلاح در دست دولت سرچشمه میگیرد؛ تا «العصائب» را بهعنوان الگویی مطیع در اجرای تصمیمهای آرامسازی و ادغام در نهادهای رسمی امنیتی، در قالب نیروهای نظامی رسمی، معرفی کند؛ مسیری که میتواند در آینده راه را برای رسیدن این جنبش به کرسی نخستوزیری باز کند، بهعنوان موجودیتی برخوردار از کنترل، مقبولیت و توان مانور.
جهش انتخاباتی: «العصائب» و معادله جایگیری جایگزین
این چرخش تاریخی الخزعلی با صعود سیاسی چشمگیر این جنبش همراه بوده است؛ بهطوری که «العصائب» در آخرین جهش انتخاباتی خود توانست 27 کرسی پارلمانی به دست آورد، در حالی که پیشتر 9 کرسی و قبل از آن تنها 5 کرسی داشت؛ موضوعی که باور این جنبش به کارآمدی مسیر سیاسی در برابر گزینه مسلحانه را تقویت کرده است.
چرخش «العصائب» با خشم گسترده جناحهای عقیدتی در جبهه گروههای مخالف انحصار سلاح روبهرو شد. افزون بر این، اتخاذ موضع «تماشاگر» خاموش از سوی این جنبش در جریان جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران و خودداری آن از ورود به نبردهایی که گروههای ولایی مانند «کتائب حزب الله» و «حرکة النجباء» در آن شرکت داشتند، موجی بیسابقه از اتهامزنی و تخطئه علیه این جنبش در میان پلتفرمها و تحلیلگران این محور برانگیخت؛ کسانی که الخزعلی را متهم کردند برای حفظ منافع سیاسی، اقتصادی و سرمایهگذاری وابسته به «العصائب»، از آرمان و «مقاومت» دست کشیده است.
در عمل، جنبش «العصائب»، تیپهای وابسته تاریخی آن در «الحشد الشعبی» یعنی تیپهای 41، 42 و 43 را که در استانهای صلاحالدین، نینوا و کمربند بغداد مستقر هستند، زیر نظر کمیته مرکزی شمارش به ریاست جواد الطلیباوی قرار داده است تا با وزارتخانههای دفاع و کشور هماهنگی شود و زمینه برای ادغام نیروها بهصورت فردی در ساختارهای دولت فراهم آید؛ اقدامی که در پاسخ به شروط واشنگتن صورت گرفته، چرا که آمریکا تأکید کرده با هر طرفی که سلاح را کنار بگذارد و به مسیر سیاسی روی آورد، مشکلی ندارد.
با پیوستن «العصائب» به قطار تحویل سلاح، بهعنوان دومین گروه پس از «سرایا السلام» وابسته به مقتدی الصدر، رهبر «التیار الوطنی الشیعی»، جبهه گروههای مخالف سازش با شوک انزوای کامل روبهرو شد؛ بهگونهای که «الکتائب» و «النجباء» اکنون در برابر پروژه بازسازی ساختار امنیتی عراق کاملاً بیپشتوانه ماندهاند و دیگر هیچ پوشش سیاسی داخلی از سوی متحدان دیروز ندارند.
در نهایت، مهندسی الخزعلی برای مرحله پیش رو به سمت قطع کامل ارتباط با پرونده سلاحِ خارج از کنترل پیش میرود؛ مسیری که از عملگراییِ «شبح کروبر» و جاهطلبی برای حکومتداری نیرو میگیرد تا به همه طرفهای داخلی و بینالمللی ثابت کند که پرونده زرادخانه نظامی «العصائب» رسماً بسته شده و جای خود را به صعودی سیاسی داده است که در پی رهبری بغداد است؛ در حالی که گروههای وفادار به ایران را تنها در برابر رویارویی گریزناپذیر با معادله جدید بازدارندگی و دولت الزیدیِ برخوردار از حمایت بینالمللی رها میکند.

