ایالات متحده و ایران در مسیر تدوین یک توافق اولیه برای توقف جنگی قرار گرفتهاند که ماههاست ادامه دارد؛ آن هم در حالی که مذاکرات سیاسی و نظامی پیشرفت کرده، اما ابهام درباره مواضع طرفهای منطقهای، بهویژه اسرائیل، همچنان پابرجاست؛ کشوری که ظاهراً بیرون از دایره تفاهم مستقیم قرار دارد، اما در کانون پیامدهای آن است.
بر اساس آنچه منابع دیپلماتیک و گزارشهای بینالمللی گفتهاند، پیشنویس توافق شامل ترتیباتی برای بازگشایی تنگه هرمز و کاهش محدودیتهای اعمالشده بر صادرات نفت ایران است. همچنین، مسیر مذاکرات بعدی درباره برنامه هستهای نیز در چارچوب زمانی مشخصی پیشبینی شده که چند هفته گفتوگوهای فنی را در بر میگیرد.
در مقابل، تهران اصرار دارد آنچه در جریان است همچنان در حد یک «تفاهم اولیه» و ناتمام است و سخن گفتن از امضای قریبالوقوع «دقیق نیست»؛ آن هم در شرایطی که روایتهای میانجیهای منطقهای درباره سرعت نهایی شدن توافق با یکدیگر متفاوت است.
اختلاف روایتها درباره زمان توافق
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، گفت دو طرف به «چارچوب توافق» رسیدهاند و امضا ممکن است ظرف 24 ساعت انجام شود، اما منابع رسمی ایران بهسرعت توضیح دادند که جدول زمانی «قطعی نشده» و صحبت از امضای قریبالوقوع زودهنگام است.
همچنین از سخنگوی وزارت خارجه ایران نقل شده است که تهران با احتیاط با درز اطلاعات مربوط به زمان امضا برخورد میکند و اشاره کرده که توافق، در صورت نهایی شدن، ممکن است پیش از تصویب نهایی به مشورتهای فنی بیشتری نیاز داشته باشد.

به گفته منابع آگاه از روند مذاکرات، چارچوب پیشنهادی بر بازگشایی تنگه هرمز و لغو برخی محدودیتهای دریایی تأکید دارد و قرار است پس از آن، مذاکرات تفصیلی درباره برنامه هستهای ایران در یک دوره 60 روزه ادامه یابد.
بر اساس این اطلاعات درزکرده، پیشنویس همچنین شامل اقدامهای متقابل است؛ از جمله کاهش تحریمهای آمریکا علیه صادرات نفت ایران، در برابر گامهایی مرتبط با مدیریت پرونده هستهای، از جمله نحوه برخورد با ذخایر اورانیوم با غنای بالا.
در مقابل، واشنگتن تأکید میکند که هدف نهایی، برچیدن زیرساختهای برنامه هستهای ایران است؛ موضوعی که تهران آن را رد میکند و هرگونه فرمولی را که به پایان کامل برنامهاش منجر شود، نمیپذیرد.
عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، نیز گفت کشورش همچنان برای اعمال اصلاحاتی در متن آمادگی دارد و مسیر مذاکرات را، به تعبیر او، بازتابدهنده «موازنههای جدید» پس از جنگ دانست.
او افزود ایران از این رویارویی «قویتر» بیرون آمده است؛ اشارهای به اینکه تهران با این توافق بهعنوان یک مصالحه سیاسی برخورد میکند، نه تسلیم در برابر شروط طرف مقابل.
اسرائیل: بیرون از امضا، درون معادله
اسرائیل در پیشنویس توافق بهعنوان طرفی مستقیم دیده نمیشود، اما بیش از همه از موازنههای امنیتی و سیاسی آن تأثیر میپذیرد. تلآویو به هر تفاهم میان آمریکا و ایران از یک زاویه نگاه میکند: اینکه چه اثری بر دامنه تحرک نظامیاش در منطقه، بهویژه در لبنان، خواهد گذاشت.
اسرائیل تأکید کرده که طرف هیچ توافق احتمالی نیست، در حالی که مقامهای اسرائیلی هرگونه تفاهم با تهران را به آزادی عمل نظامی در منطقه گره زدهاند.

موضع علنی اسرائیل بر این نکته تأکید دارد که هیچ توافقی نباید عملیات نظامی آن را محدود کند یا از «آزادی پاسخ» به آنچه تهدیدهای ایران یا تهدیدهای مرتبط با متحدان تهران میخواند، بکاهد.
به نظر میرسد حساسترین بخش این روند به صحنه لبنان مربوط باشد؛ جایی که جنگ مستقیم و غیرمستقیم میان اسرائیل و «حزبالله» با هر تفاهم احتمالی میان واشنگتن و تهران تلاقی پیدا میکند.
اظهارات متقابل نشان میدهد توقف جنگ در لبنان بهطور ضمنی بهعنوان یکی از نتایج آرامسازی منطقهای مطرح است؛ موضوعی که اسرائیل آن را پروندهای جداگانه میداند و معتقد است نباید به هیچ مصالحه آمریکا و ایران گره بخورد.
در مجموع، اسرائیل هر توافق احتمالی را آغاز مرحلهای تازه از بازتوزیع نفوذ میبیند و تلآویو همچنان اثرگذارترین عامل در آزمون دوام یا عدم دوام این توافق باقی میماند.

