در حالی که آتشبس شکننده میان ایالات متحده و ایران پس از ماهها تنش و رویارویی نظامی برقرار شده است، گزارشهای اخیرِ خبرگزاری فرانسه (AFP) حاکی از آن است که عربستان سعودی در حال تدارک میزبانی یک نشست منطقهای با هدف آشتی و عادیسازی روابط میان ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس است. این تحول دیپلماتیک که پیشتر توسط وبسایت خبری «عربی ۲۱» و با استناد به منابع دیپلماتیک بازتاب یافته، نشاندهنده تغییر جهت از «تقابل نظامی» به سوی «واقعگرایی سیاسی» در یکی از استراتژیکترین مناطق جهان است.

تدارک برای نشست ریاض؛ از شایعه تا واقعیت
طبق گزارش خبرگزاری فرانسه، یک دیپلمات آگاه که نخواسته نامش فاش شود، تأکید کرده است که عربستان سعودی در تلاش برای سازماندهی نشستی در ریاض است تا روابط میان کشورهای عربی خلیج فارس، ایران و احتمالاً برخی دیگر از همسایگان منطقهای را پس از جنگ اخیر بازتعریف کند. این منبع دیپلماتیک با تأکید بر اینکه برگزاری این نشست مستقل از مذاکرات جاری میان تهران و واشنگتن برنامهریزی شده، آن را بخشی از تلاشهای گستردهتر برای کاهش تنشها خوانده است.
علاوه بر این، وبسایت «عرب ۲۱» نیز به نقل از منابع آگاه خود گزارش داده است که این اجلاس با هدف ترمیم روابط آسیبدیده در پی حملات تلافیجویانه اخیر در منطقه صورت میگیرد. این گزارشها نشان میدهد که بازیگران منطقهای، بهویژه ریاض، به دنبال آن هستند تا ابتکار عمل امنیتی منطقه را به دست گرفته و از تبدیل شدن خلیج فارس به میدان مین دائمی جلوگیری کنند.

سایه جنگ بر ساختار قدرت منطقهای
جنگ اخیر که با حملات گسترده و واکنشهای متقابل همراه بود، معادلات امنیتی خلیج فارس را بهطور بنیادین دگرگون کرد. این رویارویی نه تنها زیرساختهای صنعتی و نظامی، بلکه اعتماد سیاسی را هدف قرار داد. برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، این بحران تلنگری جدی بود؛ چرا که ثابت کرد وابستگی صرف به چتر امنیتی ایالات متحده، لزوماً ضامن امنیت در برابر توان موشکی و پهپادی ایران نیست.
از سوی دیگر، تهران نیز با اتخاذ راهبرد بازدارندگی فعال، به همسایگان خود پیام داد که علیرغم فشارهای اقتصادی و نظامی، همچنان یک قدرت پایدار منطقهای است که نمیتوان آن را از معادلات خلیج فارس حذف کرد. گزارشهای رویترز نیز تأکید دارد که ایران اگرچه از نظر اقتصادی و نظامی تضعیف شده، اما همچنان توان اعمال فشار بر جریان جهانی انرژی را دارد، واقعیتی که کشورهای خلیج فارس را ناگزیر به پذیرش گفتوگو با تهران کرده است.
متغیر پیچیده: توافقنامه ابراهیم و حضور اسرائیل

یکی از چالشهای اصلی در مسیر تنشزدایی، «توافقنامه ابراهیم» است. یوسی شلی، سفیر اسرائیل در امارات، در مصاحبه با روزنامه «جروزالم پست» مدعی شده است که جنگ اخیر باعث نزدیکتر شدن اسرائیل و کشورهای خلیج فارس شده است. او با اشاره به همکاریهای امنیتی مشترک در طول درگیریها، این روابط را «فوقالعاده» خواند.
اما واقعیت برای کشورهای خلیج فارس پیچیدهتر است. در حالی که امارات بر حفظ روابط با اسرائیل تأکید دارد، عربستان سعودی در مسیری حرکت میکند که دیپلماسی با ایران را در اولویت قرار داده است. این دوگانگی راهبردی، فضای مانور کشورهای منطقه را محدود کرده و آنها را میان دو نیروی پیشران یعنی «ائتلاف با اسرائیل برای بازدارندگی» و «دیپلماسی با ایران برای ثبات» معلق نگاه داشته است.

سناریوهای پیشرو؛ از هماهنگی تا واگرایی
آینده روابط در این منطقه در میان سه سناریوی کلان در نوسان است:
۱. همگرایی امنیتمحور: ایجاد سیستمهای پدافند هوایی یکپارچه و هماهنگی اقتصادی که میتواند قدرت چانهزنی منطقه را در برابر بازیگران فرامنطقهای افزایش دهد.
۲. تداوم وضع موجود (همزیستی محتاطانه): محتملترین سناریو است. در این حالت، رقابتهای استراتژیک باقی میماند، اما طرفین با مدیریت بحران از برخورد مستقیم پرهیز میکنند. همانطور که کنراد شتر، پژوهشگر منازعات بینالمللی در گفتوگو با دویچهوله اشاره کرده، منافع مشترک در رفاه اقتصادی مانع از قطع کامل روابط خواهد شد.
۳. شکاف جدید: رقابتهای اقتصادی و تفاوت نگاه به نحوه تعامل با تهران (مثلاً اختلاف میان امارات و عربستان)، ممکن است شکافی جدید ایجاد کند که راه را برای مداخله خارجی باز بگذارد.

گذار به نظم بومی
گزارشهای اندیشکده «چتم هاوس» نیز مؤید این نکته است که جنگ اخیر آسیبپذیریهای منطقه را آشکار کرد و ضرورتِ کاهش وابستگی به تنگه هرمز و تقویت توان بومی را برجسته ساخت. نشست ریاض، اگر برگزار شود، نشاندهنده «بلوغ راهبردی» بازیگران خلیج فارس است.
در نهایت، آشتی به معنای پایان اختلافات ریشهای نیست؛ بلکه پذیرش این واقعیت است که ایران و کشورهای عربی خلیج فارس محکوم به همسایگیاند. موفقیت نشست ریاض میتواند پیشدرآمدی بر تشکیل یک «نظم امنیتی بومی» باشد که در آن «بازدارندگی» و «دیپلماسی»، دو لبه یک قیچی برای حفظ ثبات منطقهای هستند. چنانکه تحولات نشان میدهد، خلیج فارس در حال عبور از دوره تقابلگرایی به سوی دوره واقعگرایی محتاطانه است؛ مسیری که در آن نه وابستگی مطلق به غرب و نه تقابل بیوقفه با ایران، پاسخگو نیست.
