در دهههای گذشته، دکترین نظامی پاکستان بر پایه مفهوم عمق استراتژیک در افغانستان بنا شده بود؛ تصوری که کابل را حیاط خلوت اسلامآباد و سپری در برابر نفوذ هند میدید. اما اکنون، با گذشت نزدیک به سه سال از بازگشت طالبان به قدرت، این معادله به شکلی بنیادین معکوس شده است. تنشهای اخیر میان اسلامآباد و کابل، در کنار نزدیکی بیسابقه دهلینو به طالبان، این پرسش کلیدی را در محافل دیپلماتیک برانگیخته است: آیا هند و طالبان در حال شکلدهی به یک اتحاد نانوشته علیه پاکستان هستند؟

کارزار دیپلماتیک پاکستان در سازمان ملل
دور جدید تنشها زمانی به اوج رسید که منیر اکرم، نماینده دائم پاکستان در سازمان ملل متحد، اعلام کرد کشورش قصد دارد قطعنامهای را علیه آنچه «حمایت هند از تروریسم از طریق خاک افغانستان» خواند، به این سازمان ارائه دهد. اسلامآباد مدعی است که شواهد انکارناپذیری از حمایت مالی و تسلیحاتی دهلینو از گروههایی نظیر تحریک طالبان پاکستان (TTP) و جداییطلبان بلوچ در اختیار دارد.
این اقدام پاکستان نشاندهنده یک چرخش دراماتیک است. کشوری که سالها متهم به حمایت از طالبان بود، اکنون خود در جایگاه شاکی نشسته و رژیم کابل را به همکاری با دشمن دیرینهاش، هند، متهم میکند. ارتش پاکستان اخیراً با نمایش سلاحهای باقیمانده از نیروهای خارجی در افغانستان و تجهیزات ساخت هند، مدعی شد که تروریستها در حملات به زیرساختهای ایالت بلوچستان از این ابزارها استفاده کردهاند.

چرخش راهبردی دهلینو؛ از تقابل تا تعامل
هند که در دوره جمهوریت، متحد استراتژیک کابل بود، پس از سقوط افغانستان در اوت ۲۰۲۱، ابتدا موضعی محتاطانه اتخاذ کرد. اما برخلاف انتظار، دهلینو بهسرعت مسیر «واقعگرایی سیاسی» را برگزید. در نشستهای اخیر شورای امنیت، در حالی که اکثر کشورها از جمله پاکستان نسبت به رشد تروریسم فرامرزی در افغانستان ابراز نگرانی میکردند، هند لحنی متفاوت برگزید.
دفاع هند از گسترش روابط با طالبان و اعلام آمادگی برای کلید زدن پروژههای انکشافی، پیامی روشن به اسلامآباد بود. واگذاری سفارت افغانستان در دهلی به دیپلماتهای معرفی شده از سوی طالبان (هرچند بدون شناسایی رسمی رژیم)، نشاندهنده لایههای پیچیده این تعامل است. هند با درک شکاف میان طالبان و پاکستان، از خلأ موجود برای بازپسگیری نفوذ خود در افغانستان استفاده کرده است.

زخمهای مرزی و تهدید به تجزیه
تنشها تنها به راهروهای سازمان ملل محدود نمانده و به مرزهای فیزیکی نیز سرایت کرده است. حملات هوایی اخیر پاکستان به ولایتهای پکتیکا و کنر که به گفته مقامات اسلامآباد علیه مخفیگاههای TTP صورت گرفت، با واکنش تند و بیسابقه کابل روبرو شد.
شیراحمد حقانی، از مقامات ارشد طالبان، در اظهاراتی تند و تحریکآمیز، پاکستان را به «تجزیه» تهدید کرد. او با ظالمانه خواندن حملات هوایی، هشدار داد که ادامه این وضعیت میتواند پاکستان را به سرنوشتی مشابه قدرتهای اشغالگر پیشین دچار کند. این نوع ادبیات از سوی گروهی که زمانی متحد نزدیک دستگاه استخباراتی پاکستان (ISI) پنداشته میشد، نشاندهنده فروپاشی کامل اعتماد میان دو طرف است.

سکوت جهانی و حمایت معنادار هند
نکته قابل تامل در تحولات اخیر، واکنشهای بینالمللی به حملات مرزی پاکستان است. در حالی که ایالات متحده و چین به نوعی «حق دفاع مشروع» پاکستان را به رسمیت شناخته و خواستار خویشتنداری طرفین شدهاند، هند تنها کشوری بود که بهطور صریح حملات پاکستان را محکوم و آن را نقض حاکمیت ملی افغانستان توصیف کرد.
این موضعگیری دهلینو، فراتر از یک حمایت دیپلماتیک ساده، نشاندهنده تمایل هند برای بازی در نقش متحد استراتژیک کابل در برابر فشارها و مداخلات همسایه جنوبی است. به باور تحلیلگران، هند با این اقدام در پی آن است تا به طالبان ثابت کند که در روزهای سخت، برخلاف پاکستان، دهلینو در کنار آنها خواهد ایستاد.

ریشههای امنیتی بحران؛ بلوچها و TTP
پاکستان مدعی است که طالبان نه تنها مانع فعالیت تحریک طالبان پاکستان نمیشوند، بلکه زمینه را برای نفوذ استخبارات هند (RAW) جهت حمایت از جداییطلبان بلوچ فراهم کردهاند. حمله به قطار «جعفر اکسپرس» در بلوچستان، به عنوان نقطهای عطف در این ادعاها مطرح میشود. از منظر اسلامآباد، افغانستان تحت سلطه طالبان به پناهگاهی امن برای گروههایی تبدیل شده که هدفشان بیثباتسازی پاکستان است؛ همان نقشی که روزگاری پاکستان امیدوار بود طالبان علیه نفوذ هند در افغانستان ایفا کنند.

پارادوکس امنیتی اسلامآباد
وضعیت کنونی برای پاکستان یک «کابوس استراتژیک» است. سرمایهگذاری طولانیمدت این کشور بر روی طالبان، اکنون به جای تامین امنیت، به تهدیدی موجودیتی تبدیل شده است. اگر ادعاهای پاکستان درباره همکاری امنیتی هند و طالبان درست باشد، این بدان معناست که هند موفق شده است جبهه جدیدی را در مرزهای غربی پاکستان بگشاید.
با این حال، یک خطر بزرگ برای اسلامآباد وجود دارد: کارزار سیاسی و حقوقی علیه طالبان در مجامع بینالمللی ممکن است نتیجه معکوس دهد. هرچه پاکستان فشار بیشتری بر کابل وارد کند و تلاش نماید روابط این گروه با دهلی را تخریب کند، طالبان را بیشتر به سمت آغوش اقتصادی و سیاسی هند سوق میدهد.
در نهایت، افغانستان بار دیگر به صحنه «بازی بزرگ» میان دو قدرت هستهای جنوب آسیا تبدیل شده است. با این تفاوت که این بار، بازیگری که قرار بود مهره پیاده نظام پاکستان باشد (طالبان)، در حال تبدیل شدن به مهرهای است که میتواند توازن قوا را به نفع دهلینو تغییر دهد. پاکستان اکنون با واقعیتی تلخ روبروست: رژیمی که با حمایتهای بیدریغ آنها به قدرت رسید، ممکن است به زودی به جدیترین نیروی نیابتی رقیب دیرینهاش تبدیل شود.
- آمریکا در حال بررسی استفاده از «مادرِ بمبها» علیه زیرساختهای ایران؛ آیا این اقدام پایان جنگ را رقم میزند؟
- جدال داخلی ایران بر سر حمله به سه کشتی در تنگه هرمز و نقض تفاهمنامه اسلامآباد
- صدور حکم زندان در آلمان برای عوامل تروریسم دولتی رژیم ایران؛ محکومیت دو مزدور به اتهام توطئه قتل رهبران جامعه یهودی
- تحدید کانالهای مالی منطقهای؛ کالبدشکافی ابعاد و پیامدهای دور جدید تحریمهای آمریکا علیه ایران
- ترکیه و اسرائیل در سوریه؛ رقابت نفوذ تا کجا پیش میرود؟
