در هفتههای اخیر، جغرافیای کردستان در هر دو سوی مرزهای ایران و عراق، شاهد دور جدیدی از بیثباتی و رویاروییهای نظامی بوده است. این وضعیت که با «نظامیسازی اماکن عمومی» در داخل شهرهای کردنشین ایران آغاز شده، با حملات پهپادی و موشکی به اردوگاههای احزاب مخالف در عمق خاک اقلیم کردستان عراق و درگیریهای مسلحانه خونین در پیرانشهر، سردشت و بانه ادامه یافته است. برآیند این تحولات، نشاندهنده تغییر استراتژی امنیتی از کنترل مرزی به تقابل فعال و فرامرزی است که نگرانیهای جدی را در میان نهادهای حقوق بشری و ناظران منطقهای برانگیخته است.

نظامیسازی فضاهای عمومی؛ شهر به مثابه پادگان
گزارشهای میدانی حاکی از آن است که نیروهای سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی، در اقدامی بیسابقه، سیاست «استفاده ابزاری از اماکن عمومی» را در شهرهایی نظیر سردشت، پاوه، روانسر، کرمانشاه، مهاباد، سقز، مریوان و بانه به اجرا گذاشتهاند. این تغییر آرایش نظامی تنها محدود به معابر شهری نیست؛ بلکه به شکلی نگرانکننده، مراکز آموزشی، مذهبی و ورزشی را نیز در بر گرفته است.
بر اساس دادههای مستند، چندین مدرسه در مناطق شهری و روستایی کردستان که به دلیل شرایط جاری تعطیل بودهاند، اکنون به عنوان محل استقرار نیروها و دپوی تسلیحات سبک و نیمهسنگین استفاده میشوند. همچنین مساجد در روستاهایی مانند «بیوران» و «گوگجه» و سالنهای ورزشی از جمله «جلیلی خسروشاهی» در مهاباد و «حجاب» در سقز، به خوابگاههای نظامی و زاغههای موقت مهمات تبدیل شدهاند.
کارشناسان حقوقی معتقدند این اقدامات با کنوانسیون چهارم ژنو در تضاد است. تبدیل مناطق مسکونی و مراکز غیرنظامی به هدفهای بالقوه نظامی، جان غیرنظامیان را به عنوان سپر انسانی در معرض خطر مستقیم قرار میدهد. واکنشهای مردمی نیز در این میان مشهود بوده است؛ مقاومت ساکنان روستای «گوگجه» در مریوان برای تخلیه مسجد و مدرسه، نمونهای از اصطکاک مستقیم میان جامعه مدنی و بدنه نظامی در این مناطق است.

جبهه فرامرزی؛ ۵۰ حمله پهپادی پس از اعلام آتشبس
در حالی که تصور میشد با اعلام توافقات و کاهش تنشهای منطقهای میان ایران، آمریکا و اسرائیل، از شدت حملات علیه احزاب کرد کاسته شود، آمارها واقعیت دیگری را بازتاب میدهند. گزارشهای سازمان حقوق بشری ”هەنگاو” نشان میدهد که از زمان اعلام رسمی آتشبس در ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ خورشیدی، سپاه پاسداران و گروههای نیابتی آن دستکم ۵۰ بار اردوگاههای احزاب کرد را در خاک اقلیم کردستان عراق هدف قرار دادهاند.
این حملات که با استفاده از پهپادهای انتحاری و موشکهای بالستیک انجام شده، عمدتاً کمپهای غیرنظامی و محل سکونت خانوادههای اعضای این احزاب را هدف گرفته است. برای نمونه، حمله به کمپ «زوی سپی» در نزدیکی کویسنجاق، یکی از مرگبارترین این موارد بوده است. بررسی هویت جانباختگان این حملات – از جمله غزال مولان، ندا میری و سمیرا اللهیاری و شاهین آذربرزین نوجوان ۱۷ ساله – نشان میدهد که تفکیکی میان اهداف نظامی و غیرنظامی در این استراتژی وجود ندارد.
تداوم این حملات در شرایطی که مذاکرات دیپلماتیک در سطوح بالا جریان دارد، حاکی از آن است که تهران از «کاهش تنشهای منطقهای» به عنوان فرصتی برای «تسویهحساب فیزیکی» با مخالفان سیاسی خود در خارج از مرزها بهره میبرد.

درگیریهای مسلحانه در پیرانشهر و سردشت؛ بازگشت به فاز برخورد سخت
در درون مرزهای ایران، بهویژه در مناطق کوهستانی و صعبالعبور، سکوت شبها بارها با صدای تبادل آتش شکسته شده است. سنگینترین این درگیریها در ارتفاعات «قزقاپان» پیرانشهر رخ داد؛ جایی که یک تیم از پیشمرگههای حزب دمکرات کردستان ایران در کمین نیروهای قرارگاه حمزه سپاه گرفتار شدند.
در حالی که منابع حکومتی و خبرگزاری فارس از «انهدام تیمها» و کشته شدن چندین نفر سخن میگویند، سازمانهای حقوق بشری و منابع نزدیک به احزاب، آمار تلفات را متفاوت گزارش کردهاند.
طبق دادههای موجود، ۵ تن از اعضای حزب دمکرات (توانا عثمانی، محمد گرگولی، کارو هرمزیاری، فردین چنگیزی و عبدالله حاجی عبدالله) در این کمین جان باختهاند. روایتهای متناقض درباره تعداد کشتهشدگان (از ۶ تا ۱۱ نفر در جبهههای پیرانشهر و سردشت) نشاندهنده شدت درگیریها و دشواری دسترسی به اطلاعات مستقل در این مناطق نظامیشده است.
همزمان در بانه نیز، درگیری میان نیروهای موسوم به (YRK) و پلیس راهور در ورودی شهر، منجر به کشته شدن سه تن از نیروهای حکومتی و زخمی شدن چندین نفر دیگر، از جمله یک شهروند عادی شده است. این حوادث نشان میدهد که شعلههای درگیری از کوهستان به دروازه شهرها رسیده است.
بنبست امنیتی یا آمادگی برای جنگی بزرگتر؟
آنچه در حال حاضر در کردستان میگذرد، فراتر از یک رشته درگیری پراکنده است. ما با سه لایه تنش همزمان روبرو هستیم:
فشار بر جامعه محلی: تخلیه روستاهای مرزی (مانند مناطق قصرشیرین و سومار) و کنترل شدید جادهها با هدف ایجاد منطقه حایل و استقرار یگانهای زرهی و توپخانه.
فرسایش توان نظامی احزاب: از طریق کمینهای اطلاعاتی در داخل مرز و حملات موشکی به عقبه آنها در اقلیم کردستان.
پیام دیپلماتیک به اربیل و بغداد: تداوم حملات پهپادی، پیامی روشن به دولت عراق برای خلع سلاح یا اخراج کامل این گروههاست.
ادامه این وضعیت، بهویژه استفاده از فضاهای آموزشی و مذهبی به عنوان سنگرهای نظامی، نه تنها شکاف میان حاکمیت و مردم را در این مناطق عمیقتر میکند، بلکه میتواند با یک اشتباه محاسباتی در درگیریهای میدانی، به فاجعهای انسانی در مراکز پرجمعیت غیرنظامی تبدیل شود. در غیاب یک راهحل سیاسی پایدار، کردستان بار دیگر به میدان مین سیاستهای منطقهای تبدیل شده است؛ میدانی که در آن خط فاصل میان جبهه جنگ و زندگی روزمره مردم، روز به روز محوتر میشود.
- پایان ۲۳ سال حضور نظامی آمریکا در عراق؛ موازنه شکننده میان نفوذ تهران، اهرمهای مالی واشنگتن و چالشهای بغداد
- شتاب چهار برابری پیری جمعیت در برابر فقر ساختار حمایتی؛ ایران در آستانه «ابرچالش سالمندی»
- انگشت اتهام بریتانیا به سوی جمهوری اسلامی؛ ردپای تهران در توطئه امنیتی علیه پایگاه بمبافکنهای آمریکا
- دیپلماسی در تنگنای «تقدم و تاخر»؛ پاسخ واشنگتن به طرح هفتروزه تهران و معمای هرمز
- اوجگیری تاریخی تورم نقطهای در مرز ۹۰ درصد و انقباض ۱۰ درصدی اقتصاد؛ فریبکاری آماری حاکمیت در سایه سقوط ریال
