تیغه‌های فشار بر پیکر زندان؛ تحلیل وضعیت بحرانی زندانیان سیاسی در ایران

در ماه‌های اخیر، گزارش‌های منتشر شده از وضعیت زندان‌های ایران، تصویری از تلاقی بحران‌های حقوقی، امنیتی و منطقه‌ای را ترسیم می‌کند. از یک سو، روایت‌های تکان‌دهنده‌ای از خشونت‌های سازمان‌یافته و تعرض در بازداشتگاه‌ها به گوش می‌رسد و از سوی دیگر، گروهی از برجسته‌ترین اندیشمندان بین‌المللی با انتشار نامه‌ای سرگشاده، نسبت به وضعیت زندانیانی که آن‌ها را «گرفتار میان دو تیغه قیچی سرکوب» می‌خوانند، هشدار داده‌اند. این گزارش به بررسی ابعاد مختلف فشارهای ساختاری بر زندانیان سیاسی و عقیدتی با تکیه بر اسناد و روایت‌های اخیر می‌پردازد.

زندانیان در تلاقی‌گاه سرکوب داخلی و تنش‌های بین‌المللی

در روزهای اخیر، بیش از ۲۰ استاد دانشگاه و فعال سیاسی شناخته‌شده بین‌المللی، از جمله جودیت باتلر، آنجلا دیویس و رشید خالدی، در نامه‌ای که در روزنامه گاردین منتشر شد، وضعیت زندانیان سیاسی ایران را از زاویه‌ای متفاوت تحلیل کردند. نویسندگان این نامه معتقدند زندانیان در ایران همزمان با دو نیروی فشار مواجه‌اند: از یک طرف، نظام حکمرانی که بر کنترل مطلق سیاسی و اجتماعی تأکید دارد و از طرف دیگر، قدرت‌های خارجی که با ابزارهای جنگ و تحریم، زیست مدنی ایرانیان را تهدید می‌کنند.

در این نامه به حادثه بی‌سابقه بمباران بخشی از مجتمع زندان اوین توسط اسرائیل در تابستان ۱۴۰۴ اشاره شده است؛ واقعه‌ای که طی آن درمانگاه و بند زندانیان تراجنسیتی هدف قرار گرفت. این اندیشمندان استدلال می‌کنند که زندانیان سیاسی ایران به «تلفات جانبی» رقابت‌های منطقه‌ای تبدیل شده‌اند. این نگاه تحلیلی نشان می‌دهد که فضای زندان در ایران دیگر تنها یک مسئله داخلی نیست، بلکه به بخشی از جغرافیای منازعات بین‌المللی تبدیل شده است که در آن، جان زندانی از سوی هر دو طرف درگیر، نادیده گرفته می‌شود.

روایت‌های تعرض؛ ابزاری برای درهم‌شکستن مقاومت

یکی از هولناک‌ترین جنبه‌های گزارش‌های اخیر، افشای جزئیات خشونت‌های جنسی در بازداشتگاه‌هاست. روایت غزل مرزبان، زن ترنس زندانی در اوین، نمونه‌ای از این وضعیت است. او در نامه‌ای که اخیراً منتشر شد، از تجربه تعرض جنسی در یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی در اردیبهشت ۱۴۰۲ پرده برداشت. مرزبان در این روایت تأکید می‌کند که این اقدام نه یک رفتار خودسرانه، بلکه ابزاری برای تحقیر و وادار کردن او به سکوت و پذیرش اتهامات بوده است.

گزارش‌های مشابه از سوی نهادهای مدنی و زندانیان دیگر، از جمله کارزار «نه به تعرض» که توسط نرگس محمدی هدایت می‌شد، نشان می‌دهد که استفاده از خشونت جنسی به عنوان یکی از روش‌های «بازجویی فنی» یا شکنجه سفید، به تناوب در گزارش‌های حقوق بشری تکرار شده است. مرزبان که اکنون به اتهاماتی نظیر «تبلیغ علیه نظام» به بیش از ۹ سال حبس محکوم شده، در نامه خود از ممانعت مقام‌های قضایی برای ثبت شکایتش خبر داده است؛ موضوعی که نشان‌دهنده نبود سازوکارهای نظارتی مستقل در ساختار بازداشتگاه‌های امنیتی است.

 شکنجه‌های نوین و اعدام‌های نمایشی

مستندات دریافتی از بازداشتگاه‌های تهران و سنندج، پرده از روش‌های جدیدی برای گرفتن اعترافات اجباری برمی‌دارد. گزارش یک زندانی (که هویتش محفوظ مانده) نشان می‌دهد که «اعدام مصنوعی» یا نمایشی، همچنان به عنوان یک شکنجه روانی خشن در جریان است. انداختن طناب دار بر گردن زندانی در نیمه‌شب و وادار کردن او به نوشتن وصیت‌نامه، با هدف تخریب کامل ثبات روانی فرد انجام می‌شود.

علاوه بر این، «خوراندن اجباری داروهای ناشناس» وجه دیگری از نقض حقوق انسانی در بازداشتگاه‌هاست. در حالی که زندانیانی مانند معصومه ساربان‌زاده در زندان دولت‌آباد اصفهان با محکومیت‌های سنگین و محرومیت‌های درمانی مواجه‌اند، گزارش‌هایی از تجویز داروهای روان‌گردان یا مسکن‌های قوی بدون نظارت پزشکی در بازداشتگاه‌های موقت منتشر شده است. این اقدامات، در کنار نگهداری طولانی‌مدت در سلول‌های انفرادی فاقد نور و تهویه، مصداق بارز رفتارهای غیرانسانی و ظالمانه است که در قوانین داخلی ایران (از جمله اصل ۳۸ قانون اساسی) و معاهدات بین‌المللی صراحتاً منع شده است.

 بحران اعدام و واکنش‌های مدنی

وضعیت صدور و اجرای احکام اعدام در ماه‌های اخیر به مرحله بحرانی رسیده است. اعدام دو زندانی در ایلام (دنیا و خداداد محمدی) و خطر اجرای حکم محمدرضا رضایی در خرم‌آباد، موجی از اعتراضات خانواده‌ها را در پی داشته است. تجمع خانواده‌ها مقابل دادگستری خرم‌آباد در روزهای گذشته، نشان‌دهنده تغییر در رفتار مدنی بستگان زندانیان است؛ آن‌ها به جای سکوت، به خیابان آمده و خواهان توقف احکامی هستند که بر پایه دادرسی‌های مبهم صادر شده‌اند.

این اعتراضات میدانی با کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در داخل زندان‌ها پیوند خورده است. اکنون در بیش از ۶۰ زندان ایران، زندانیان با اعتصاب غذای هفتگی نسبت به گسترش مجازات مرگ اعتراض می‌کنند. این هم‌صدایی بین داخل و خارج زندان، فشار بی‌سابقه‌ای را متوجه نهاد قضایی کرده است تا در مورد روند صدور احکام، شفافیت بیشتری به خرج دهد.

انسداد حقوقی و مسئولیت ساختاری

بررسی پرونده‌هایی همچون پرونده معصومه ساربان‌زاده که به اتهام «تشکیل گروه برای برهم زدن امنیت» به ۵ سال حبس محکوم شده، نشان می‌دهد که دستگاه قضایی همچنان از تفاسیر موسع و کلی از مفاهیم امنیتی برای صدور احکام سنگین استفاده می‌کند. در این میان، محرومیت زندانیان از دسترسی به وکیل مستقل در مرحله بازجویی و بی‌توجهی به سوابق پزشکی (مانند مورد زندانی که علیرغم جراحی تومور مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته)، اعتبار دادرسی‌ها را زیر سوال برده است.

وضعیت کنونی زندانیان سیاسی در ایران، بازتابی از یک انسداد حقوقی است که در آن نهادهای نظارتی به بخشی از ساختار سرکوب تبدیل شده‌اند. با این حال، انتشار نامه‌های سرگشاده از سوی زندانیان و حمایت چهره‌های آکادمیک بین‌المللی، نشان می‌دهد که دیوارهای زندان در برابر جریان اطلاع‌رسانی نفوذپذیر شده‌اند. آنچه امروز در زندان‌های ایران می‌گذرد، صرفاً یک مسئله صنفی یا سیاسی نیست، بلکه یک بحران انسانی است که تداوم آن می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری برای ثبات اجتماعی و وجهه بین‌المللی ایران در پی داشته باشد.

توقف فوری اعدام‌ها، فراهم کردن دسترسی به درمان تخصصی برای زندانیان بیمار و تشکیل کمیته‌های مستقل برای تحقیق درباره ادعاهای تعرض جنسی، حداقل اقداماتی است که می‌تواند از عمق این بحران بکاهد. بدون تغییر در رویکرد امنیتی به مقوله زندان، «تیغه‌های قیچی» که اساتید دانشگاه از آن سخن گفته‌اند، بیش از پیش کرامت انسانی و حیات شهروندان را در معرض نابودی قرار خواهد داد.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم