چالش حاکمیت سایبری در مدار ماهواره‌ها؛ دیپلماسی تهران در برابر فراگیری استارلینک

احضار سفیر نروژ به وزارت امور خارجه ایران به دلیل فعالیت سامانه‌های اینترنت ماهواره‌ای «استارلینک»، بار دیگر مناقشه میان سازوکارهای نظارتی حکومت بر فضای مجازی و پیشرفت فناوری‌های ارتباطی حاکمیت‌گریز را به کانون توجه کشانده است. این اقدام دیپلماتیک که در واکنش به بی‌اثر شدن تدریجی سیاست‌های فیلترینگ و انسداد پهنای باند صورت می‌گیرد، بازتابی از یک چالش ساختاری در مهار زیرساخت‌های نوین اینترنتی است؛ چالشی که در آن مرزهای جغرافیایی و حقوقی سنتی با پرسش‌های بنیادی روبه‌رو شده‌اند.

ابعاد حقوقی و دیپلماتیک؛ تمرکز بر نقش اسلو در اتحادیه بین‌المللی مخابرات

بر اساس گزارش رسانه‌های داخلی از جمله خبرگزاری‌های ایسنا و تابناک، محمد حسنی‌نژاد پیرکوهی، مدیرکل صلح و امنیت بین‌المللی وزارت امور خارجه، با فراخواندن «پاول بیور نستاد»، سفیر نروژ در تهران، مراتب اعتراض رسمی تهران را در قالب یک یادداشت اعتراضی به وی ابلاغ کرد. محور اصلی این اعتراض، موقعیت حقوقی نروژ به عنوان کشور ثبت‌کننده شبکه استارلینک در اتحادیه بین‌المللی مخابرات (ITU) است.

به گفته حسنی‌نژاد، مطابق با تصمیمات پیشین هیئت مقررات رادیویی (RRB) این اتحادیه، دولت نروژ موظف بوده تدابیر لازم را برای ممانعت از ارسال سیگنال و فعالیت‌های غیرمجاز این شبکه در حوزه سرزمینی ایران اتخاذ کند. دستگاه دیپلماسی ایران عدم اجرای این مقررات را «بی‌عملی» خوانده و نروژ را به نادیده گرفتن تعهدات بین‌المللی متهم ساخته است. در کنار این اعتراض حقوقی، مقامات وزارت خارجه با اشاره به بهره‌گیری واشنگتن و تل‌آویو از این فناوری، سامانه‌های اینترنت ماهواره‌ای را ابزاری برای پیشبرد مداخله‌جویی‌های منطقه‌ای و نقض حاکمیت ملی ایران ارزیابی کرده‌اند. مقامات آمریکایی در مقاطع مختلف اظهار کرده‌اند که تسهیل دسترسی آزاد به اینترنت برای شهروندان ایرانی را به عنوان بخشی از اولویت‌های حقوق بشری و ارتباطی خود دنبال می‌کنند؛ رویکردی که تهران آن را مصداق دخالت سیستماتیک در امنیت داخلی می‌داند.

اذعان به ناتوانی فنی؛ تناقض‌های آشکار در سیاست‌گذاری داخلی

با وجود تأکید وزارت خارجه بر پیگیری‌های بین‌المللی، گزارش‌های نهادهای بین‌المللی و اظهارات صریح مسئولان فناوری در داخل ایران، تصویری متفاوت از کارآمدی این اقدامات ارائه می‌دهند. در گزارش رسمی بررسی مطالبات ایران در نشست ژوئیه هیئت مقررات رادیویی، صراحتاً قید شده است که حاکمیت ایران به دلیل ساختار فیزیکی کوچک، طراحی قابل حمل و گستردگی سرزمینی، قادر به مکان‌یابی و ردیابی سامانه‌های استارلینک فعال در سراسر کشور نیست.

معاون وزیر ارتباطات: میخ آخر را بر تابوت حکمرانی فضای مجازی» خواهد کوبید

این واقعیت فنی پیش‌تر نیز از سوی مدیران ارشد ارتباطات کشور تأیید شده بود. محمد حافظ حکمی، معاون وزیر ارتباطات، در اظهاراتی واقع‌بینانه اذعان کرده بود که «استارلینک به عنوان یک ابزار جدید حاکمیت‌گریز، اساساً بر بستر شبکه ارتباطی کشور تعریف نشده است.» وی با اشاره به پیچیدگی فنی از کار انداختن این شبکه توضیح داده بود که مقابله مستقیم با این پایانه‌ها در ابعاد میدانی، نیازمند تصمیماتی غیرمتعارف نظیر قطع سراسری برق یک منطقه خواهد بود. این مقام وزارت ارتباطات با لحنی هشدارآمیز تأکید کرده بود که گسترش روزافزون استفاده از اینترنت ماهواره‌ای، عملاً «میخ آخر را بر تابوت حکمرانی فضای مجازی» خواهد کوبید؛ رویکردی که تا امروز متکی بر شبکه ملی اطلاعات و اعمال فیلترینگ در مبادی ورودی ترافیک بین‌الملل بوده است.

تقابل امنیتی؛ از ادعای اختلال موفق تا تهدید به پاسخ نظامی

در سوی دیگر این معادله، رویکرد نهادهای بالادستی فضای مجازی بر نمایش توانمندی فنی و بازدارندگی امنیتی استوار است. محمدامین آقامیری، رئیس مرکز ملی فضای مجازی، در موضع‌گیری اخیر خود مدعی شده است که ایران در جریان اعتراضات سراسری سال گذشته توانسته است ترمینال‌های استارلینک را «به صورت مدیریت‌شده» از کار بیندازد و ابزارهای شناسایی آن‌ها را در اختیار دارد؛ هرچند وی هیچ‌گونه مستندات فنی پیرامون نحوه و دامنه اثرگذاری این تدابیر ارائه نکرد.

آقامیری فراتر از مباحث نظارتی، چشم‌انداز تقابل را به سطوح نظامی ارتقا داد و تصریح کرد که در صورت استفاده از زیرساخت‌های ماهواره‌ای به عنوان «ابزار جنگی»، این تاسیسات می‌توانند به عنوان «هدف نظامی مشروع» شناسایی شوند. هم‌زمان، اشاره او به ضرورت طراحی سازوکارهای تنظیمی در حوزه‌های نوین مانند هوش مصنوعی، نشان‌دهنده درک حاکمیت از تغییر سریع زمین بازی ارتباطات است؛ اگرچه راهکارهای پیشنهادی همچنان در پارادایم سنتی کنترل، جرم‌انگاری و محدودسازی سیر می‌کنند.

نمادهای عیان و فرسایش اهرم «قطع اینترنت»

در یک دهه گذشته، رویه ثابت نهادهای امنیتی ایران در مواجهه با ناآرامی‌ها و بحران‌های اجتماعی، اعمال خاموشی دیجیتال، مسدودسازی پهنای باند و محدود کردن پیام‌رسان‌های پرمخاطب بوده است. کارآمدی این استراتژی، وابسته به انحصار دولت بر شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات اینترنتی (ISPها) و درگاه‌های ورودی فیبر نوری بود. اما ورود ترمینال‌های ماهواره‌ای این معادله انحصاری را با تزلزل مواجه کرده است.

ابعاد نمادین این رویارویی زمانی بیش از پیش برجسته شد که نماینده اسرائیل در سازمان ملل متحد با در دست داشتن یک پایانه استارلینک در صحن مجمع عمومی به سراغ هیئت ایرانی رفت؛ اقدامی که به‌طور نمادین کارایی مرزهای جغرافیایی در عصر ارتباطات مداری را به چالش کشید و بازتاب گسترده‌ای در فضای رسانه‌ای پیدا کرد. این رخداد، فراتر از یک مانور تبلیغاتی، آسیب‌پذیری ساختار نظارت سنتی ایران در عصر وب ماهواره‌ای را به رخ کشید.

برآیند؛ بن‌بست ابزارهای سنتی در عصر ارتباطات مداری

احضار سفیر نروژ و تلاش برای وادار کردن مجامع تخصصی مانند ITU به اعمال فشار علیه اپراتورهای ماهواره‌ای، نشان‌دهنده تغییر جهت استراتژی ایران از راه‌حل‌های صرفاً فنی به فشارهای دیپلماتیک است. این تغییر رویکرد ناشی از یک واقعیت گریزناپذیر است: پروتکل‌های رادیویی منظومه‌های ماهواره‌ای مدار پایین (LEO) به گونه‌ای توسعه یافته‌اند که مهار فنی آن‌ها در سطح کشور نه صرفه اقتصادی دارد و نه امکان‌پذیری عملیاتی.

رویکرد دوگانه مقامات مسئول، حاکی از یک شکاف جدی میان واقعیت‌های انکارناپذیر فناورانه و دکترین‌های امنیتی است. در حالی که بدنه تخصصی ارتباطات از فروپاشی نظام حکمرانی فضای مجازی بر پایه تحدید اینترنت سخن می‌گوید، نهادهای امنیتی بر راهکارهای نظامی و انسداد ماهواره‌ای تأکید دارند. با فراگیرتر شدن و ارزان‌تر شدن تجهیزات گیرنده اینترنت مداری، ادامه سیاست‌های انقباضی و فیلترینگ نه تنها به بازتولید کنترل منجر نخواهد شد، بلکه توان نظارتی حاکمیت بر زیست‌بوم دیجیتال را بیش از گذشته تضعیف خواهد کرد.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم