پس از ماهها غیبت رسانهای و گمانهزنیهای متعدد درباره وضعیت سلامت و جایگاه سیاسی، انتشار پیام رسمی مجتبی خامنهای به مناسبت «هفته دولت»، فصل جدیدی از ادبیات سیاسی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی را گشوده است. این پیام که در فضای رسانهای داخل ایران به عنوان موضعگیری رسمی «رهبر جمهوری اسلامی» بازتاب یافت، فراتر از یک پیام تبریک متعارف، حاوی دستورالعملهای راهبردی برای دولت چهاردهم و ترسیم خطوط قرمزی است که از این پس «انسجام اجتماعی» و «روایت قدرت» را محور اصلی کنشگری کارگزاران نظام قرار میدهد. این گزارش به تحلیل ابعاد مختلف این پیام، از منظرهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی میپردازد.

شکست سکوت؛ تثبیت جایگاه در سایه ابهام
نخستین نکته حائز اهمیت در این رخداد، زمانبندی و نحوه انتشار پیام است. مجتبی خامنهای از نهم اسفندماه سال گذشته، زمانی که اقامتگاه رهبری هدف حملات قرار گرفت، در انظار عمومی ظاهر نشده بود. غیبت او حتی در مراسم خاکسپاری پدرش، موجی از تردیدها را درباره وضعیت جسمانی او برانگیخت؛ تا جایی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، اخیراً مدعی جراحت شدید وی شد.
در چنین شرایطی، صدور بیانیهای تفصیلی که در آن از عباراتی نظیر «قاطعانه اعلام میکنم» و «ممنوع است» استفاده شده، بیش از آنکه یک پیام اداری باشد، تلاشی برای تثبیت اقتدار و نفی شایعات پیرامون ناتوانی جسمی یا سیاسی اوست. با این حال، تداوم عدم حضور فیزیکی یا انتشار نیافتن فایل صوتی و تصویری از زمان آغاز به کار وی، همچنان لایه غلیظی از ابهام را بر فضای سیاسی ایران حاکم نگاه داشته است.

پارادوکس صداقت و مصلحت؛ نقد غیرمستقیم دولت
بخش مهمی از پیام مجتبی خامنهای به رویکرد اطلاعرسانی دولت مسعود پزشکیان اختصاص دارد. او در حالی که از رئیسجمهور با صفاتی چون «صادق و دلسوز» یاد میکند، بلافاصله مرزی پررنگ میان «صداقت» و «بیان ضعفها» ترسیم میکند.
اخیراً مسعود پزشکیان و عبدالناصر همتی، وزیر اقتصاد (و رئیس پیشین بانک مرکزی)، با زبانی صریح به چالشهای ناشی از محاصره دریایی، توقف فروش نفت و بحران واردات بنزین اشاره کرده بودند. مجتبی خامنهای در پیام خود، این نوع شفافیت را «کمک بزرگ به دشمن» توصیف کرده و خواستار توقف آن شده است. از منظر تحلیلی، این موضعگیری نشاندهنده یک شکاف راهبردی در نگاه به «سرمایه اجتماعی» است؛ جایی که دولت بر این باور است که بیان واقعیتها به جلب اعتماد عمومی کمک میکند، اما راس قدرت معتقد است که روایتِ ضعف، انگیزههای ملی را تضعیف کرده و دوستان نظام را دچار «تحیر و سرگردانی» میکند.
تاکید بر لزوم «روایت و برجستهسازی نقاط مثبت» به جای تمرکز بر لکههای تیره اقتصاد، نشاندهنده دستوری برای بازگشت به سیاست «تبلیغات تهاجمی» و اولویتبندی «روانی» بر «واقعیتهای میدانی» است.

پایان «دوگانهسازیها»؛ ممنوعیت نقد ساختاری
یکی از کلیدیترین فرازهای این پیام، اعلام ممنوعیت «دوگانهسازیهای موهوم» است. عناوینی چون «جنگ یا مذاکره»، «وفاق یا تندروی» و «سازش یا جنگطلبی» که دهههاست استخوانبندی رقابتهای جناحی در ایران را تشکیل میدهند، در این پیام به عنوان عناصری «خسارتبار» معرفی شدهاند.
مجتبی خامنهای با استفاده از واژه «ممنوع»، به طور رسمی پایان دوره گذار و رقابتهای سنتی چپ و راست (یا اصلاحطلب و اصولگرا) را اعلام میکند. این دستورالعمل میتواند به معنای حذف تدریجی فضای نقد دیپلماتیک و اقتصادی در رسانههای داخلی باشد. از دیدگاه منتقدان، حذف این دوگانهها، اگرچه تحت عنوان «انسجام اجتماعی» مطرح میشود، اما در عمل میتواند به معنای یکدستسازی کامل روایتهای رسمی و بستن منافذ بحث درباره گزینههای جایگزین در سیاست خارجی و داخلی باشد.

اقتصاد مقاومتی و دلارزدایی؛ تداوم مسیر گذشته
در حوزه اقتصاد، پیام مذکور بر دو محور همیشگی اما با تاکیدی مضاعف پافشاری میکند: «اقتصاد مقاومتی» و «اسقاط تدریجی دلار». مجتبی خامنهای با اذعان به اینکه اقدامات آمریکا در دوران جنگ و پس از آن بر معیشت مردم تاثیرگذار بوده، راهکار را نه در گشایشهای سیاسی، بلکه در «مدیریت هوشمندانه» و «تکیه بر تولید داخلی» میبیند.
مطالبه برای کوچک کردن «لکههای تیره» نظیر تورم و بیکاری، در حالی مطرح میشود که او همزمان دولت را از بیان محدودیتهای مالی و صادراتی منع کرده است. این رویکرد، دولت چهاردهم را در موقعیت دشواری قرار میدهد؛ چرا که از یک سو باید با واقعیتهای سخت تحریم و کمبود منابع دست و پنجه نرم کند و از سوی دیگر، موظف است تنها از «قدرت و قوت» سخن بگوید. حذف دلار از مبادلات نیز که پیشتر توسط علی خامنهای مطرح شده بود، اکنون به عنوان یک دستور کار قطعی برای دولت پزشکیان تثبیت شده است که نشاندهنده اصرار بر جدایی از نظم مالی جهانی است.

آموزش و فرهنگ؛ نگاه «فراراهبردی»
بخش پایانی پیام به موضوع فرهنگ و آموزش اختصاص دارد که با برچسب «فراراهبردی» متمایز شده است. تاکید بر نقش معلمان، اساتید حوزه و دانشگاه، و به ویژه «بانوان خانهدار» به عنوان مجریان اصلی فرهنگ، نشاندهنده نگاه سنتی و در عین حال ایدئولوژیک به ساختار خانواده و آموزش است. تعبیر «فراراهبردی» به این معناست که تمامی سیاستهای دیگر نظام، از جمله اقتصاد و امنیت، باید تحتالشعاع معیارهای فرهنگی تعریفشده قرار گیرند. این بخش از پیام، پیامی روشن به نهادهای آموزشی و فرهنگی است که باید در راستای بازتولید ارزشهای مدنظر نظام حرکت کنند.
پیام مجتبی خامنهای به مناسبت هفته دولت، بیش از آنکه یک بیانیه اداری باشد، یک «مانیفست حکمرانی» در دوران انتقال قدرت است. او با این پیام، ضمن حمایت ظاهری از دولت مسعود پزشکیان، چارچوبهای حرکتی آن را به شدت محدود کرده است.
از نگاه تحلیلگران، این پیام نشاندهنده عزم راس قدرت برای حفظ «ویترین قدرت» در برابر فشارهای خارجی و جلوگیری از ریزش روحیهی نیروهای داخلی است. با این حال، تضاد میان «واقعیتهای اقتصادی ملموس» برای مردم و «روایتهای مثبت اجباری» که در این پیام بر آن تاکید شده، میتواند چالشهای جدیدی را در رابطه میان دولت و ملت ایجاد کند. ممنوعیت دوگانهسازیها نیز، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت به تنشهای جناحی پایان دهد، اما در بلندمدت راه را بر هرگونه اصلاح ساختاری از طریق گفتگوهای ملی خواهد بست. اکنون باید دید دولت چهاردهم چگونه میان «صداقتِ» وعده داده شده به مردم و «ممنوعیتِ» ابلاغ شده از سوی رهبری، تعادل برقرار خواهد کرد.
- افت ۳۵ درصدی تجارت خارجی ایران همزمان با تشدید فشارهای مالی واشنگتن
- پوتین و پزشکیان در بیشکک دیدار میکنند
- صعود تیم ملی والیبال زنان ایران به نیمهنهایی آسیا و رقابت با چین
- ظهور رسانهای مجتبی خامنهای؛ تحلیل پیام هفته دولت در میان ابهامات سیاسی و اقتصادی
- تورم نقطهای به ۸۹ درصد رسید؛ جهش ۱۲۷ درصدی قیمت خوراکیها و تعمیق شکاف طبقاتی در ایران
