روزنامه آمریکایی نیویورکتایمز در گزارشی تکاندهنده، از ابعاد یک پروژه فوقمحرمانه پرده برداشته است که طبق آن، ایالات متحده و اسرائیل در صدد بودند محمود احمدینژاد را به عنوان رهبر دولت انتقالی در ایران منصوب کنند.
این طرح که در مراحل آغازین جنگ اخیر تدوین شده بود، با هدف بهرهبرداری از شکافهای داخلی و پایگاه اجتماعی وی طراحی شد، اما وقوع حوادث غیرمنتظره در جریان یک عملیات نظامی، اجرای این سناریوی راهبردی را با بنبست مواجه کرد.
جزئیات عملیات ناکام در میدان ۷۲ نارمک
بر اساس مستندات منتشر شده در گزارش اختصاصی نیویورکتایمز به تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ (۱۹ مه ۲۰۲۶)، حمله هوایی ارتش اسرائیل به محل اقامت محمود احمدینژاد در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، برخلاف تصور عمومی، یک عملیات ترور نبوده است. این گزارش به نقل از مقامات آگاه آمریکایی فاش میکند که هدف اصلی از بمباران میدان ۷۲ نارمک، نابود کردن حلقههای امنیتی و حفاظتی اطراف وی و «آزاد کردن» رئیسجمهور پیشین از حصر خانگی بوده است.

طراحان این عملیات در صدد بودند تا در خلأ قدرت ناشی از فروپاشی احتمالی ساختارهای کلان سیاسی و نظامی، احمدینژاد را به عنوان چهرهای پوپولیست که دارای پایگاه اجتماعی در بخشهای سنتی جامعه است، به صحنه بازگردانند. با این حال، این عملیات مطابق برنامه پیش نرفت؛ اصابت ترکش و موج انفجار منجر به مجروحیت شدید احمدینژاد شد. یکی از نزدیکان وی در گفتگو با این روزنامه تأیید کرده است که او اگرچه در ابتدا این حمله را تلاشی برای آزادی خود تلقی میکرد، اما پس از تجربه این حادثه مرگبار، از همکاری با طرح تغییر نظام فاصله گرفته و سکوت پیشه کرده است.
از شعار «محو اسرائیل» تا گزینه مطلوب موساد
محمود احمدینژاد که متولد سال ۱۳۳۵ در گرمسار است، سوابق طولانی در نهادهای نظامی از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارد. دوران ریاستجمهوری وی بین سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲، با تندترین مواضع علیه موجودیت اسرائیل و نفی هولوکاست گره خورده بود. وی در همایش «جهان بدون صهیونیسم» در سال ۱۳۸۴، صراحتاً خواستار محو اسرائیل از نقشه جهان شده بود.

نیویورکتایمز تأکید میکند که دقیقاً همین سابقه رادیکال، انتخاب او را به عنوان یک مهره راهبردی برای سازمانهای اطلاعاتی غرب، به امری شوکهکننده تبدیل کرده است. چرخش از یک چهره ضدصهیونیست تندرو به مهرهای برای گذار سیاسی تحت حمایت غرب، نشاندهنده پیچیدگیهای پنهان در لایههای قدرت و تغییر اولویتهای راهبردی در منطقه است.
تحلیل لایههای انتخاب یک «مهره غیرمنتظره»
به گفته مقامات آمریکایی، طراحان این پروژه بر روی سه محور اصلی برای انتخاب احمدینژاد تمرکز کرده بودند:
۱. انزوا و انگیزه انتقام: پس از سالها طرد شدن از سوی هسته سخت قدرت و رد صلاحیتهای مکرر، واشینگتن و تلآویو تصور میکردند او آمادگی لازم برای بازی در سناریوی جدید را دارد.

۲. برند پوپولیستی: توانایی وی در تهییج تودهها و شعارهای معیشتی، ابزاری کارآمد برای کنترل آشوبهای احتمالی پس از جنگ محسوب میشد؛ ویژگیای که در چهرههای دموکراتخواه کمتر دیده میشود.
۳. انعطاف در رفتارهای پیشبینیناپذیر: طراحان معتقد بودند شخصیت غیرقابل پیشبینی او، امکان چرخش ناگهانی از مواضع پیشین به سمت پذیرش نظم جدید جهانی را فراهم میکند.
ابهامات امنیتی و پرسشهای بیپاسخ
این افشاگری، فرضیات قدیمی درباره نفوذ سرویسهای جاسوسی در سطوح عالی مدیریتی ایران را دوباره بر سر زبانها انداخته است. برخی ناظران معتقدند تمرکز موساد بر چهرهای با سابقه پاسداری، نشاندهنده وجود شبکههای نفوذ عمیق در نهادهای حساس است. پیش از این نیز ادعاهایی درباره ارتباط برخی اعضای دفتر وی با سرویسهای خارجی مطرح شده بود که اکنون با گزارش نیویورکتایمز، این ادعاها ابعاد جدیتری به خود گرفته است.
عباس امیریفر، از نزدیکان سابق وی، پیشتر از جراحت پا و موجگرفتگی او خبر داده و مدعی شده بود که وی به مکانی امن در شمال کشور منتقل شده است. با این حال، مقامات آمریکایی اذعان کردهاند که در حال حاضر از سرنوشت دقیق و محل نگهداری وی اطلاعی ندارند.

واکنشها به گزارش نیویورکتایمز
در حالی که کاخ سفید با انتشار بیانیهای کلی، تنها بر هدف قرار دادن توانمندیهای موشکی و هستهای ایران تأکید کرده و از تایید مستقیم این طرح خودداری نموده است، مقامات اسرائیلی سکوت کامل اختیار کردهاند. رسانههایی مانند رادیو فردا نیز خاطرنشان کردهاند که اگرچه این گزارش بر پایه اظهارات مقامات ناشناس است، اما سکوت معنادار احمدینژاد در ماههای اخیر و غیبت او از فضای رسانهای، بر اعتبار این فرضیات افزوده است.
این گزارش در نهایت تصویری از یک بازی راهبردی پیچیده را ترسیم میکند که در آن، مرزهای ایدئولوژی و منافع سیاسی به شکلی لغزنده جابهجا میشوند. پرونده «عملیات آزادی احمدینژاد» تا زمان روشن شدن وضعیت سلامت و مکان استقرار وی، به عنوان یکی از اسرارآمیزترین بخشهای تاریخ جنگ اخیر باقی خواهد ماند.
