در ادامه زنجیره ترورها و اقدامات حذفی جمهوری اسلامی در خارج از مرزها، گزارشها از شهر لسآنجلس آمریکا حاکی از وقوع یک حمله سازمانیافته علیه یکی از چهرههای مخالف رژیم ایران است. حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) اعلام کرد که فواد پاشایی، دبیرکل این حزب، در مقابل منزل شخصی خود مورد سوءقصد قرار گرفته و هماکنون در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان بستری است. بر اساس اطلاعات منتشر شده توسط منابع مطلع، مهاجمان پیش از اجرای عملیات، اقدام به قطع دوربینهای مداربسته محل کردهاند که این موضوع نشاندهنده حرفهای بودن و برنامهریزی قبلی برای این ترور سیاسی است.

این واقعه موجی از نگرانی و خشم را در میان فعالان سیاسی و حقوق بشری برانگیخته است. اگرچه پلیس لسآنجلس تحقیقات اولیه خود را آغاز کرده، اما هنوز جزئیات بیشتری از هویت ضاربان منتشر نشده است. با این حال، ناظران سیاسی و شخصیتهای برجسته، با اشاره به سوابق طولانی رژیم تهران در حذف فیزیکی منتقدان، انگشت اتهام را مستقیماً به سمت نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی نشانه رفتهاند. دریا صفایی، نماینده پارلمان بلژیک، در شبکه اجتماعی اکس این واقعه را تداوم سیاست ارعاب رژیم علیه مخالفان برونمرزی توصیف کرد.
واکنش شیرین عبادی و اتهام تروریسم دولتی علیه تهران

شیرین عبادی، حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل، با انتشار بیانیهای تند تحت عنوان “ترور در قلب آمریکا”، رژیم ایران را آمر اصلی این جنایت معرفی کرد. خانم عبادی در این بیانیه تأکید کرد: “تردیدی وجود ندارد که این یک سوءقصد سیاسی بوده و دستور آن از تهران صادر شده است.” وی با اشاره به عملکرد شفاف فواد پاشایی در مبارزات آزادیخواهانه، خاطرنشان کرد که جهان باید در برابر ماشین آدمکشی جمهوری اسلامی که اکنون مرزهای دموکراسیهای غربی را درنوردیده، بیدار شود.
برنده جایزه صلح نوبل همچنین به راهبرد جدید رژیم در استفاده از شبکههای تبهکار بینالمللی برای اجرای ترورها اشاره کرد. به گفته شیرین عبادی، تهران به جای اعزام مستقیم مأموران خود، از واسطهها و گروههای جنایتکار استفاده میکند تا فاصلهای ظاهری میان آمر و عامل ایجاد کرده و از تبعات حقوقی بگریزد. وی تصریح کرد که مماشات غرب با این تروریسم دولتی، تنها منجر به جسورتر شدن نهادهای امنیتی ایران در خاک اروپا و آمریکای شمالی شده است.
کارنامه خونبار؛ ۴ دهه ترور در ۴۰ کشور جهان
سوءقصد به جان فواد پاشایی، نخستین اقدام از این دست نیست. بر اساس گزارش رسمی وزارت خارجه آمریکا با عنوان “ترورها و فعالیتهای تروریستی ایران در خارج از کشور”، جمهوری اسلامی از زمان استقرار در سال ۱۳۵۷ تاکنون، بیش از ۳۶۰ مورد ترور هدفمند را در بیش از ۴۰ کشور جهان هدایت کرده است. این عملیاتها که توسط نیروی قدس سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات طراحی میشوند، طیف گستردهای از مخالفان شامل رهبران سیاسی، نظامیان پیشین، هنرمندان و حتی شخصیتهای مذهبی را هدف قرار دادهاند.
از مشهورترین قربانیان این ماشین کشتار میتوان به شاپور بختیار، آخرین نخستوزیر پیش از انقلاب، ارتشبد غلامعلی اویسی و شهریار شفیق در پاریس اشاره کرد. همچنین ترور عبدالرحمان قاسملو و صادق شرفکندی، رهبران حزب دمکرات کردستان ایران در وین و برلین (واقعه میکونوس)، از جمله اسناد غیرقابلانکاری هستند که دخالت مستقیم مقامات ارشد نظام در آدمکشیهای برونمرزی را به اثبات رساندهاند. در بسیاری از این پروندهها، نظیر ترور کاظم رجوی در سوئیس، احکام بازداشت بینالمللی برای مقاماتی چون علی فلاحیان، وزیر سابق اطلاعات، صادر شده است.
تغییر تاکتیک رژیم؛ از پوشش دیپلماتیک تا پیمان با کارتلهای مواد مخدر
تحقیقات پلیس بینالملل و نهادهای امنیتی غربی نشان میدهد که رژیم ایران طی سالهای اخیر تاکتیکهای خود را پیچیدهتر کرده است. در حالی که در دهههای گذشته مأمورانی با پاسپورتهای دیپلماتیک، نظیر اسدالله اسدی، مستقیماً در انتقال مواد منفجره و طراحی بمبگذاری دست داشتند، اکنون رژیم به سمت استفاده از “اشخاص ثالث” و باندهای قاچاق حرکت کرده است. دولت استرالیا و نهادهای امنیتی بریتانیا پیشتر هشدار داده بودند که جمهوری اسلامی برای ساکت کردن روزنامهنگاران شاغل در رسانههایی نظیر “بیبیسی” و “ایران اینترنشنال”، به سراغ گروههای تبهکار حرفهای رفته است.
وزارت خارجه آمریکا در گزارشهای خود تأکید کرده است که استفاده از پوشش دیپلماتیک همچنان ادامه دارد، اما تمرکز بر استخدام تبهکاران محلی افزایش یافته تا ردی از نیروهای امنیتی تهران باقی نماند.
ترور مرموز محمدرضا کلاهی در هلند و قتل مسعود مولوی در ترکیه، نمونههایی از این دست هستند که طی آنها دیپلماتهای ایرانی به دلیل همکاری با جوخههای ترور از خاک اروپا اخراج شدند. این پنهانکاری هدفمند، زنگ خطر را برای امنیت ملی کشورهای میزبان به صدا درآورده است.
گروگانگیری امنیت شهروندان و ضرورت برخورد قاطع بینالمللی
رژیم ایران علاوه بر ترور فیزیکی، سیاست “آزار و اذیت فرامرزی” را علیه فعالان مدنی و خانوادههای آنان در داخل کشور به شدت دنبال میکند. گزارشهای مأموران ویژه سازمان ملل متحد حاکی از آن است که روزنامهنگاران رسانههای فارسیزبان در لندن و واشینگتن، به طور مداوم با تهدید به ربایش و مرگ روبرو هستند. استفاده ابزاری رژیم از پلیس بینالملل (اینترپل) برای تعقیب مخالفان سیاسی، بخش دیگری از این کارزار سرکوب است که هدف آن ایجاد فضای رعب و وحشت حتی در دورترین نقاط جهان است.
در شرایطی که تنشهای نظامی میان واشینگتن و تهران در خلیج فارس به اوج خود رسیده و سیاست فشار حداکثری علیه رژیم ادامه دارد، افزایش اقدامات تروریستی در خاک آمریکا نشاندهنده استیصال و خوی تهاجمی حکومتی است که بقای خود را در حذف صدای منتقدان میبیند. سوءقصد به جان فواد پاشایی بار دیگر این حقیقت را یادآوری کرد که برای رژیم تهران، هیچ مرزی در ارتکاب جنایت وجود ندارد و امنیت جهانی مستقیماً با مهار این ماشین ترور گره خورده است.
