تنش در اعماق زاگرس؛ کوه کلنگ، کانون جدید مناقشه میان واشینگتن و تهران

در حالی که تنش‌های میان ایالات متحده و ایران به مرحله‌ای حساس و پیش‌بینی‌ناپذیر رسیده است، نامی جدید در جغرافیای سیاسی منطقه طنین‌انداز شده است: «کوه کلنگ» (Pickaxe Mountain). این ارتفاعات صخره‌ای در قلب رشته‌کوه زاگرس، اکنون به نقطه ثقل تهدیدهای متقابل میان دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و مقامات ارشد نظامی و امنیتی در تهران تبدیل شده است. مناقشه بر سر این سایت که گفته می‌شود یکی از مستحکم‌ترین تاسیسات زیرزمینی جهان است، فراتر از یک درگیری لفظی ساده، نشان‌دهنده بن‌بستی استراتژیک است که توازن قوا در خاورمیانه را به چالش می‌کشد.

کوه کلنگ؛ دژ نفوذناپذیر در دل گرانیت

تاسیسات موسوم به کوه کلنگ (یا کلنگ گزلا) در استان اصفهان و در مجاورت شهرستان نطنز واقع شده است. بر اساس گزارش‌های ماهواره‌ای و تحلیل‌های ژئولوژیک، این سایت در عمق ۸۰ تا ۱۴۰ متری زمین حفر شده است. اهمیت استراتژیک این مکان بیش از هر چیز به بستر سنگی آن بازمی‌گردد؛ کوهی متشکل از سنگ‌های گرانیت و رسوبی با قدمتی بیش از ۱۵۰ میلیون سال که به عنوان یک چتر حفاظتی طبیعی عمل می‌کند.

کارشناسان نظامی معتقدند این عمق از زمین، فراتر از توان نفوذ قدرتمندترین بمب‌های غیرهسته‌ای زرادخانه ایالات متحده است. بمب سنگر‌شکن GBU-57 موسوم به “MOP” که حدود ۱۴ تن وزن دارد، تنها قادر است تا عمق ۶۰ متری بتن یا سنگ سخت نفوذ کند. قرارگیری تاسیسات ایران در عمق ۱۴۰ متری، آن را عملاً از حملات مستقیم هوایی متعارف مصون می‌دارد؛ واقعیتی که واشینگتن را بر آن داشته تا به جای نابودی کامل، بر هدف قرار دادن «ورودی‌ها» و «مجاری تهویه» متمرکز شود.

تهدیدات واشینگتن؛ از جنگ روانی تا گزینه نظامی

دونالد ترامپ در گفت‌وگوهای اخیر خود با رسانه‌های محافظه‌کار، با لحنی بی‌سابقه از حمله احتمالی به این مرکز سخن گفته است. او مدعی است که ایالات متحده «اشراف اطلاعاتی گسترده‌ای» بر کوه کلنگ دارد و این مکان را به عنوان یک هدف احتمالی برای «ضربه بزرگ و محکم» معرفی کرده است. ترامپ با اشاره به اینکه واشینگتن حرکات خودروها و فعالیت‌های ساخت‌وساز در این منطقه را رصد می‌کند، تاکید کرده است که هدف می‌تواند «ورودی اصلی» این تاسیسات باشد تا کل مجموعه غیرقابل استفاده شود.

از نگاه واشینگتن، کوه کلنگ نه یک کارخانه مونتاژ سانتریفیوژ ساده ـ آن‌گونه که تهران ادعا می‌کند ـ بلکه پناهگاهی برای غنی‌سازی اورانیوم در سطوح بالاست که به دور از چشم بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در حال تکمیل است. مقامات آمریکایی این سایت را به عنوان «بیمه راهبردی» ایران برای رسیدن به آستانه هسته‌ای قلمداد می‌کنند.

پاسخ تهران؛ استراتژی بازدارندگی و تهدید متقابل

در مقابل، تهران با اتخاذ موضعی سرسختانه، هرگونه فعالیت هسته‌ای غیرمجاز در این کوه را رد کرده است. یک منبع ارشد امنیتی در گفتگو با سی‌ان‌ان، پیام تهران را شفاف ارضا کرد: «هرگونه اقدام نظامی علیه کوه کلنگ با پاسخی ویرانگر مواجه خواهد شد.» تهران هشدار داده است که بهای این تنش را تنها واشینگتن نخواهد پرداخت، بلکه «سربازان آمریکایی در منطقه و شرکای منطقه‌ای او» هدف قرار خواهند گرفت.

این منبع تاکید کرده است که ادعاهای آمریکا مبنی بر انجام فعالیت‌های هسته‌ای در کوه کلنگ «نادرست» است و ساخت این تاسیسات را بخشی از حقوق دفاعی خود برای حفاظت از دستاوردهای علمی در برابر حملات خرابکارانه پیشین می‌داند. ایران همچنین پیوند مستقیمی میان امنیت این تاسیسات و وضعیت تنگه هرمز برقرار کرده است؛ پیامی که نشان می‌دهد هرگونه درگیری در اعماق زاگرس، بلافاصله به آب‌های استراتژیک خلیج فارس تسری خواهد یافت.

زاگرس؛ فراتر از یک کوهستان

رشته‌کوه زاگرس با درازای ۱۶۰۰ کیلومتر، نقشی حیاتی در دکترین دفاعی ایران ایفا می‌کند. از دیدگاه ژئوپولیتیک، زاگرس برای ایران تنها یک پدیده جغرافیایی نیست، بلکه «عمق استراتژیک» است. سختی زمین و دشواری دسترسی لجستیکی، هرگونه عملیات زمینی در این منطقه را برای نیروهای خارجی به یک کابوس بدل می‌کند.

ترامپ در حالی تهدید به نابودی این مرکز می‌کند که تحلیل‌گران معتقدند کنترل یا نابودی کامل تاسیساتی در این ابعاد، مستلزم یک لشکرکشی وسیع یا بمباران‌های مستمر و طولانی‌مدت است که می‌تواند منطقه را به یک جنگ تمام‌عیار بکشاند. قیاس وضعیت فعلی با جنگ کره در سال‌های ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۳ نشان می‌دهد که دو طرف در وضعیتی میان «جنگ سرد و گرم» گرفتار شده‌اند؛ جایی که در حین جریان داشتن مذاکرات (یا یادداشت‌های تفاهم)، تبادل آتش و تهدیدهای نظامی نیز به موازات آن ادامه دارد.

چالش‌های بازرسی و بن‌بست دیپلماتیک

یکی از نقاط کلیدی اختلاف، عدم دسترسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به سایت کوه کلنگ است. در حالی که ایران تنها اجازه بازدید از سایت‌های «بدون خطر اشاعه» مانند بوشهر را صادر کرده، کوه کلنگ به دلیل ماهیت نظامی-امنیتی‌اش، خارج از محدوده بازرسی‌ها باقی مانده است. این «ابهام استراتژیک» از سویی باعث افزایش قدرت بازدارندگی ایران شده و از سوی دیگر، بهانه‌های لازم را به تندروها در واشینگتن برای اصرار بر گزینه نظامی داده است.

بن‌بست یا انفجار؟

مناقشه کوه کلنگ نشان‌دهنده پارادوکس قدرت در قرن بیست و یکم است؛ جایی که پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌های نظامی (بمب‌های MOP) در برابر قدیمی‌ترین زره‌های طبیعی زمین (سنگ‌های گرانیت زاگرس) قرار گرفته‌اند. تهدیدهای ترامپ می‌تواند بخشی از استراتژی «فشار حداکثری» برای بازگرداندن تهران به میز مذاکره تحت شرایط جدید باشد، اما واکنش تند تهران نشان می‌دهد که ریسک خطای محاسباتی در این بازی به شدت بالاست.

در نهایت، کوه کلنگ به نمادی از تقابل دو اراده تبدیل شده است. واشینگتن بر جلوگیری از «واقعیت‌های جدید در اعماق زمین» اصرار دارد و تهران بر حفاظت از آنچه «حق حاکمیت و امنیت ملی» خود در سایه دیوارهای سنگی زاگرس می‌خواند، پافشاری می‌کند. در این میان، سربازان منطقه و اقتصاد جهانی چشم به ورودی‌های تونل‌هایی دوخته‌اند که سرنوشت صلح یا جنگ در خاورمیانه ممکن است از درون آن‌ها رقم بخورد.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم