تنش بی‌سابقه میان تهران و واشینگتن؛ از تهدید به مصادره اموال شخصی فرماندهان سپاه تا هشدار به پاسخ نظامی در خلیج فارس

در پی تحولات روزهای اخیر، جبهه تقابل میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران از فاز تحریم‌های سنتی عبور کرده و به سطحی از رویارویی مستقیم اقتصادی و نظامی رسیده است که می‌تواند توازن قوا در منطقه را بازتعریف کند. اظهارات بی‌سابقه «اسکات بسنت»، وزیر خزانه‌داری آمریکا درباره ردیابی دارایی‌های شخصی مقامات نظامی ایران، در کنار هشدار صریح «محمدباقر قالیباف»، رئیس مجلس ایران مبنی بر پاسخ نظامی به محاصره دریایی، و اذعان بی‌پرده سخنگوی دولت به نقش مستقیم تحریم‌ها در سقوط ارزش پول ملی، نشان‌دهنده ورود بحران به مرحله‌ای است که در آن «اقتصاد» و «امنیت» بیش از هر زمان دیگری به هم گره خورده‌اند.

استراتژی جدید واشینگتن: عبور از نهادها به سمت دارایی‌های فردی

مواضع اخیر اسکات بسنت در حاشیه نشست گروه ۲۰، نشان‌دهنده تغییری بنیادین در دکترین فشار اقتصادی واشینگتن است. برخلاف دوره‌های پیشین که تحریم‌ها عمدتاً ساختار کلان نهادها را هدف می‌گرفتند، وزیر خزانه‌داری آمریکا این بار از ردیابی «ثروت‌های شخصی» و «اموال پنهان» سخن گفته است. بسنت با نام بردن از شرکت‌های امانی (تراست) در جزایر ویرجین بریتانیا و اشاره به «خانه‌های ۱۰۰ میلیون دلاری» در سراسر جهان، پیام مستقیمی را به بدنه مدیریتی سپاه پاسداران مخابره کرد.

این تهدید به مصادره اموال شخصی، نشان‌دهنده آغاز فاز «جراحی اقتصادی» است که هدف آن ایجاد شکاف در لایه‌های درونی قدرت از طریق به خطر انداختن امنیت مالی فردی مقامات ارشد است. علاوه بر این، اعلام برنامه زمان‌بندی برای تحریم‌های هفتگی علیه بانک‌ها و نهادهایی که با سپاه تجارت می‌کنند، نشان می‌دهد واشینگتن به دنبال مسدود کردن کامل شریان‌های باقی‌مانده «بانکداری سایه» است. تحریم شعب بانک مصر در امارات در روزهای گذشته، نخستین گام عملی در این مسیر تلقی می‌شود که هدف آن قطع دسترسی تهران به سیستم مالی مبتنی بر دلار در کشورهای همسایه است.

بی‌ارزشی راهبردی تنگه هرمز؛ واقعیت یا بلوف سیاسی؟

یکی از کلیدی‌ترین و شاید تندترین مواضع بسنت، ادعای او مبنی بر «بی‌ارزش شدن» تنگه هرمز ظرف دو سال آینده است. وی با اشاره به رایزنی‌های خصوصی با چین، مدعی شده است که با توسعه خطوط لوله زمینی و جایگزینی مسیرهای انتقال انرژی، وابستگی جهان به این گلوگاه راهبردی از بین خواهد رفت. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که پیش‌تر گزارش‌هایی از افزایش ظرفیت صادرات نفت عراق از طریق ترکیه و بهره‌برداری امارات از تاسیسات فجیره منتشر شده بود. با این حال، ادعای «بی‌ارزش شدن» این آبراه بین‌المللی که همچنان مسیر عبور بخش مهمی از انرژی جهان است، بیش از آنکه یک واقعیت فنی نزدیک باشد، به نظر می‌رسد ابزاری برای تضعیف قدرت چانه‌زنی ایران در معادلات ژئوپلیتیک و کاهش اثرگذاری تهدیدات نظامی تهران است.

واکنش نظامی تهران: دکترین «بستن تنگه در برابر محاصره»

در پاسخ به این فشارها، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در موضع‌گیری تندی که نشان‌دهنده بن‌بست دیپلماتیک فعلی است، محاصره دریایی آمریکا را به معنای «اعلان جنگ نظامی» دانست. قالیباف با تکرار این موضع که «اگر ایران نفت صادر نکند، هیچ‌کس نخواهد توانست نفت صادر کند»، تهدید کرد که در صورت تشدید محاصره، ایران منتظر نخواهد ماند و پاسخ نظامی خواهد داد.

نکته حائز اهمیت در سخنان قالیباف، پیوند زدن فشارهای خارجی به مسائل امنیت داخلی است. او با متهم کردن «دشمن» به هدایت یک «جنگ ترکیبی»، هدف نهایی این فشارها را ایجاد اغتشاش داخلی و ترور عنوان کرد. این تغییر لحن و تاکید بر آمادگی نظامی، نشان می‌دهد که تهران احساس می‌کند فشارهای اقتصادی به نقطه‌ای رسیده است که تنها با ابزارهای بازدارندگی نظامی می‌تواند از فروپاشی کامل نظم اقتصادی خود جلوگیری کند.

اذعان دولت به واقعیت‌های اقتصادی: پایان دوران انکار؟

همزمان با این تنش‌های بیرونی، جبهه داخلی ایران با بحران ارزی بی‌سابقه‌ای روبه‌روست. عبور قیمت دلار از مرز ۲۱۲ هزار تومان در بازار آزاد، شوک شدیدی به معیشت مردم وارد کرده است. در این میان، موضع‌گیری فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، واجد اهمیت ویژه‌ای است. او در نشستی خبری صراحتاً اعلام کرد که فشار اقتصادی و گرانی دلار «مستقیماً حاصل فشارها و تحریم‌های آمریکا» است.

این اذعان صریح از سوی سخنگوی دولت، تغییری محسوس در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی محسوب می‌شود که در سال‌های گذشته غالباً بر «بی‌اثر بودن تحریم‌ها» یا «نقش اصلی سوءمدیریت داخلی» تاکید داشت. اگرچه معاون اجرایی رئیس‌جمهور همچنان ناترازی بانک‌ها را عامل ۶۷ درصد تورم می‌داند، اما سخنان مهاجرانی نشان‌دهنده این واقعیت است که دولت پزشکیان در برابر ابعاد گسترده تحریم‌های جدید، توانایی خود برای مدیریت بازار ارز را تا حد زیادی از دست داده است. وعده دولت برای اجرای یک «برنامه هفت‌محوری» اقتصادی نیز در حالی مطرح می‌شود که به دلیل «ملاحظات امنیتی»، جزئیات آن پنهان نگاه داشته شده است؛ موضوعی که خود به ابهامات و بی‌ثباتی در بازار دامن می‌زند.

بن‌بست

گزارش‌های میدانی و مواضع رسمی طرفین نشان می‌دهد که بحران فعلی تفاوت‌های ساختاری با دوره‌های پیشین دارد. از یک سو، واشینگتن با هدف قرار دادن «دارایی‌های شخصی» مقامات سپاه و پیگیری تحریم‌های بانکی به‌صورت هفتگی، به دنبال ایجاد فرسایش سریع در بدنه قدرت است. از سوی دیگر، تهران با عبور از دیپلماسی نرم، به سمت تهدیدات نظامی صریح و هشدار درباره بستن مسیرهای انتقال انرژی حرکت کرده است.

اذعان سخنگوی دولت به تاثیر مستقیم تحریم‌ها بر نرخ دلار، نشان‌دهنده آن است که اتاق جنگ اقتصادی آمریکا توانسته است مستقیماً سفره‌های مردم را هدف قرار دهد. این وضعیت، ایران را در برابر یک دوراهی دشوار قرار داده است: یا بازگشت به میز مذاکره تحت فشارهای شدید خردکننده، و یا حرکت به سمت تقابل نظامی محدود در خلیج فارس برای شکستن محاصره اقتصادی.

در این میان، سخنان بسنت درباره مذاکرات خصوصی با چین و تلاش برای بی‌اثر کردن اهمیت ژئوپلیتیک ایران، نشان‌دهنده تلاشی همه‌جانبه برای انزوای کامل تهران است. با این حال، تجربه دهه‌های اخیر نشان داده است که فشارهای اقتصادی به تنهایی منجر به تغییر رفتار سیاسی نشده و در عوض، خطر وقوع درگیری‌های نظامی ناخواسته در آبراه‌های استراتژیک را به شدت افزایش داده است. آنچه اکنون در صحنه سیاسی و اقتصادی ایران مشاهده می‌شود، تصویری از یک رویارویی تمام‌عیار است که در آن «دلار» و «موشک» به ابزارهای اصلی چانه‌زنی تبدیل شده‌اند. باید دید آیا برنامه‌های محرمانه دولت برای دور زدن تحریم‌ها و تهدیدات نظامی پارلمان، می‌تواند مانع از سقوط بیشتر ارزش پول ملی و فروپاشی ثبات اقتصادی شود، یا منطقه به سمت یک انفجار بزرگ سوق داده خواهد شد.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم