تنگنای هرمز؛ دیپلماسی در سایه مین و موشک/ آیا «توافق هرمز» از پس تنش‌های نظامی برمی‌آید؟

بازارهای جهانی انرژی بار دیگر تحت تأثیر نوسانات سیاسی و نظامی در منطقه خلیج‌فارس، روزهای پرالتهابی را سپری می‌کنند. در حالی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، از نزدیکی یک توافق برای بازگشایی کامل تنگه هرمز سخن می‌گوید، آمارهای میدانی از کاهش بی‌سابقه تردد کشتی‌ها و افزایش قیمت جهانی گاز و نفت حکایت دارند. تضاد میان «دیپلماسی کلامی» واشینگتن و «واقعیت‌های میدانی» در تنگه هرمز، این پرسش اساسی را پیش روی ناظران قرار داده است که آیا توافق پیشنهادی با میانجی‌گری عمان، در فضای سرشار از تهدیدهای متقابل، شانسی برای موفقیت دارد یا تنها تنفسی کوتاه‌مدت در یک جنگ فرسایشی است؟

بازار انرژی؛ دماسنج بحران در خلیج‌فارس

واکنش سریع بازارهای جهانی به اخبار ضد و نقیض درباره تنگه هرمز نشان‌دهنده عمق وابستگی امنیت انرژی جهان به این آبراه راهبردی است. بر اساس داده‌های بورس بین‌المللی انرژی، قیمت قراردادهای آتی گاز در بازارهای هلند و بریتانیا در اواخر هفته گذشته بیش از ۵ درصد جهش کرد. این نوسان صعودی درست زمانی رخ داد که تردیدها درباره دستیابی ایران و عمان به توافقی پایدار افزایش یافت.

همزمان در بازار نفت، قیمت هر بشکه نفت برنت با ۳ درصد افزایش به حدود ۸۲ دلار رسید. این جهش قیمتی پاسخی به گزارش‌های نگران‌کننده از حملات به نفتکش‌های سعودی در دریای سرخ و خلیج عدن بود. داده‌های شرکت «کپلر» نیز تأیید می‌کند که تردد روزانه از تنگه هرمز به شدت کاهش یافته است؛ به طوری که در بازه زمانی دوشنبه تا پنج‌شنبه گذشته، تنها ۳۳ کشتی از این تنگه عبور کرده‌اند که در مقایسه با ۵۰ کشتی در مدت مشابه هفته قبل، کاهشی چشمگیر را نشان می‌دهد. این ارقام نشان‌دهنده یک «انسداد غیررسمی» است که ریسک سرمایه‌گذاری را به اوج رسانده است.

دیپلماسی ترامپ و پاسخ قاطع تهران

دونالد ترامپ در اظهاراتی متناقض، ضمن تأکید بر اینکه تنگه هرمز «تا حدی باز است»، اذعان کرده که ایران همچنان پتانسیل ایجاد اخلال از طریق مین‌گذاری یا شلیک به اهداف را دارد. او مدعی است که جنگ با ایران به زودی پایان می‌یابد، زیرا به گمان او تهران توان تداوم وضعیت فعلی را ندارد. با این حال، واکنش‌های داخلی در ایران نشان‌دهنده رویکردی متفاوت است.

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، سخنان ترامپ را «دیپلماسی نمایشی تکراری» خوانده و آن را تلاشی شکست‌خورده برای فشار بر ایران جهت کسب امتیاز در مذاکرات قلمداد کرده است. از سوی دیگر، محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی، به صراحت اعلام کرده است که ایران اجازه باز شدن «مسیر دوم» در تنگه هرمز را نخواهد داد؛ اشاره‌ای احتمالی به تلاش‌های آمریکا برای استفاده از مسیرهای جنوبی تحت نظارت عمان. این موضع‌گیری‌ها نشان می‌دهد که تهران کنترل بر تنگه هرمز را نه یک موضوع صرفاً فنی، بلکه ابزاری راهبردی برای موازنه قدرت می‌داند.

توافق هرمز؛ بازگشت به موازنه قدرت جدید؟

گزارش‌های خبری از جمله گزارش رویترز به نقل از مقامات منطقه‌ای حاکی از آن است که پیش‌نویس توافق میان ایران و عمان، شامل امتیازی بی‌سابقه به تهران است: واگذاری کنترل ورود کشتی‌ها به خلیج‌فارس به ایران. اگر این توافق نهایی شود، به معنای تغییر بنیادین در نظم حاکم بر این آبراه بین‌المللی است؛ چرا که پیش از این، تنگه هرمز به عنوان یک مسیر بین‌المللی بدون نیاز به مجوزهای خاص برای تردد تجاری شناخته می‌شد.

اما تحقق این توافق با موانع جدی روبروست. مقامات آمریکایی بارها تأکید کرده‌اند که اجازه نخواهند داد کنترل مهم‌ترین مسیر انتقال انرژی جهان در اختیار ایران قرار گیرد. این بن‌بست دیپلماتیک با تنش‌های نظامی در نزدیکی سواحل ایران تشدید شده است. انتشار خبر شنیده شدن صدای انفجار در جزیره قشم و تأیید خبرگزاری تسنیم مبنی بر «مقابل با اهداف متخاصم»، نشان‌دهنده شکنندگی هرگونه توافق احتمالی در سایه درگیری‌های مستقیم است.

تغییر نقشه انرژی جهان؛ از ریاض به کاراکاس

یکی از مهم‌ترین پیامدهای میان‌مدت این منازعه، تغییر در استراتژی تأمین انرژی ایالات متحده است. بلومبرگ در گزارشی تأمل‌برانگیز اعلام کرد که واردات نفت خام آمریکا از عربستان سعودی در ماه جولای برای نخستین بار از سال ۱۹۸۵ به صفر رسیده است. ناامنی در خلیج‌فارس، پالایشگاه‌های آمریکایی را ناچار کرده است تا به جای نفت سنگین عربستان، به سوی منابع دیگر از جمله ونزوئلا بروند. این چرخش نه تنها روابط سنتی واشینگتن و ریاض را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه نشان می‌دهد که بازارهای جهانی در حال «تطبیق اجباری» با شرایط تداوم ناامنی در خلیج‌فارس هستند.

تهدید به «خاموشی منطقه‌ای»؛ ابزار بازدارندگی جدید

در حالی که مذاکرات دیپلماتیک در جریان است، زبان تهدید میان طرفین تندتر شده است. گزارش‌های خبرگزاری فرانسه و رویترز حاکی از آن است که ایران به کشورهای همسایه و متحدان آمریکا هشدار داده که در صورت هرگونه حمله به زیرساخت‌های انرژی‌اش (به‌ویژه نیروگاه‌های برق)، تمام منطقه را در «خاموشی» فرو خواهد برد. این استراتژی که به معنای هدف قرار دادن تأسیسات حیاتی انرژی در کشورهای حوزه خلیج‌فارس است، هزینه هرگونه اقدام نظامی توسط دولت ترامپ را به شدت افزایش داده است. عباس عراقچی در تماس با مقامات منطقه، این پیام را منتقل کرده است که تهران برای تلافی همه‌جانبه آماده است، مگر آنکه فشارهای دیپلماتیک بر واشینگتن برای جلوگیری از حمله افزایش یابد.

ذخایر مهمات آمریکا؛ پاشنه آشیل یا دیپلماسی؟

یکی از موضوعات چالش‌برانگیز در این تحلیل، وضعیت توان نظامی آمریکا برای ادامه یک جنگ طولانی با ایران است. ترامپ اگرچه گزارش‌های مربوط به کاهش ذخایر موشک‌های دوربرد و دقیق سنتکام را رد می‌کند، اما در اظهارات خود به محدودیت در برخی انواع تسلیحات اذعان کرده است. گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی نشان می‌دهد که جنگ همزمان در اوکراین و درگیری پنج‌ماهه با ایران، بخش بزرگی از ذخایر موشک‌های «پاتریوت» و «تاماهاوک» را مصرف کرده است. این واقعیت لجستیکی می‌تواند توضیحی برای تمایل ترامپ به «پایان سریع جنگ» و اصرار بر دیپلماسی باشد، حتی اگر در ظاهر با ادبیاتی مقتدرانە بیان شود.

توافق در لبه پرتگاه

تحلیل داده‌های موجود نشان می‌دهد که «توافق هرمز» بیش از آنکه یک معاهده فنی برای کشتیرانی باشد، یک نبرد اراده‌ها بر سر تعریف جدیدی از حاکمیت در خلیج‌فارس است. از یک سو، ایران با استفاده از اهرم کنترل میدانی و تهدید به فلج کردن زیرساخت‌های منطقه، به دنبال تثبیت جایگاه خود به عنوان قدرت بلامنازع تنگه است. از سوی دیگر، دولت ترامپ در میان محدودیت‌های تسلیحاتی، فشارهای اقتصادی ناشی از نوسان قیمت انرژی و ضرورت حفظ امنیت متحدان منطقه‌ای، تلاش می‌کند با زبانی تهدیدآمیز، راهی برای خروج آبرومندانه از این بن‌بست بیابد.

واقعیت این است که تا زمانی که «دیپلماسی نمایشی» جای خود را به «پذیرش واقعیت‌های میدانی» ندهد، سایه مین‌ها و موشک‌ها بر سر تنگه هرمز سنگینی خواهد کرد. بازارهای سرمایه و انرژی نیز با هوشمندی این وضعیت را رصد می‌کنند؛ نوسان ۵ درصدی قیمت گاز و جهش قیمت نفت، پیامی روشن به دیپلمات‌هاست: توافق هرمز در حال حاضر نه یک واقعیت در دسترس، بلکه یک «سراب زودگذر» است که تنها با تغییر اساسی در محاسبات راهبردی طرفین می‌تواند به زمین سفت واقعیت برسد. در غیر این صورت، خلیج‌فارس همچنان کانون نوسانات شدید قیمت انرژی و احتمالات جنگی باقی خواهد ماند که برنده‌ای در منطقه نخواهد داشت.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم