«آمریکاییها میدانند رئیسجمهور و وزیر خارجه در ایران کارهای نیستند و محلی از اعراب ندارند.» این جمله محمد سراج، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی، در گفتوگو با سایت «دیدهبان ایران»، تنها یک اظهارنظر جناحی تند علیه دولت مسعود پزشکیان نیست؛ بلکه نمایانگر اوج شکاف ساختاری در حاکمیتی است که همزمان درگیر تبادل آتش نظامی با ایالات متحده، انسداد شریانهای انرژی در تنگه هرمز و فرسایش شدید اقتصادی است. این گزاره، دقیقاً در برههای بیان میشود که هیئت دیپلماتیک ایران در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد تلاش میکند از طریق کانالهای میانجی، مسیرهای مهار بحران را بیازماید. اعلام صریح بیاثر بودن دستگاه دیپلماسی رسمی از تریبونهای داخلی، آشکار ساخت که در تهران، نزاع بر سر «مذاکره یا ادامه جنگ» از یک اختلاف راهبردی گذشته و به اتهامزنی پیرامون «تسلیم، خیانت و خلعید از دولت» تبدیل شده است.

انهدام اقتدار اجرایی به نام بازدارندگی
سخنان محمد سراج فراتر از نادیده گرفتن اختیارات قوه مجریه، مرزهای انسجام تصمیمگیری در وضعیت جنگی را به چالش کشید. او با بیان اینکه «اگر فرصت پیدا کنم لحظهای برای گرفتن انتقام درنگ نمیکنم و از آقایان عراقچی و پزشکیان هم اجازه نمیگیرم»، رسماً سازوکارهای رسمی تصمیمسازی را دور زد و افزود که مواضع حکومت را نه وزارت خارجه، بلکه چهرههایی چون محسن رضایی در شورای عالی امنیت ملی تعریف میکنند.
محمد سراج: اگر فرصت پیدا کنم لحظهای برای گرفتن انتقام درنگ نمیکنم و از آقایان عراقچی و پزشکیان هم اجازه نمیگیرم
این رویکرد، تجلی بیرونی جریانی است که در هفتههای اخیر، هرگونه ابتکار دیپلماتیک را مساوی با خیانت به آرمانهای تقابل تعریف کرده است. سایت تحلیلی «رویداد۲۴» در گزارشی پیرامون این فشارها، به تحرکات سازمانیافته طیفهای رادیکال اشاره میکند؛ از جمله مواضع مهری طالبی دارستانی که از تجمعات اعتراضی با شعار «عزل پزشکیان»، اعلام جرم علیه عباس عراقچی و حسن روحانی و درخواست استعفای رئیس قوه قضاییه در صورت عدم محاکمه آنان سخن گفته است. همزمان، حسین شریعتمداری در روزنامه «کیهان»، طرح عناوینی همچون «صلح شرافتمندانه» یا «پایان عزتمندانه جنگ» از سوی رؤسایجمهور پیشین را دارای «آبشخوری مشکوک و هماهنگ با دشمن» خوانده و خواهان ورود دستگاههای امنیتی شده است.
در سطحی دیگر، کارشناسان این طیف همچون فؤاد ایزدی، هر نوع سخن گفتن از مصالحه را «ارسال پالس ضعف» ارزیابی کرده و نسخههایی چون «بستن تنگه هرمز و توقف دستکم دوماهه هرگونه واژه مذاکره» را تجویز میکنند. رسانههایی نظیر «فارسپلاس» و چهرههایی چون سید محمود نبویان نیز با استناد به لحن تند دونالد ترامپ، دوگانه «جنگ یا مذاکره» را پروژهای برای تحمیل تسلیم قلمداد میکنند. در این فضا، منطق مسلط تندروها این است که دستگاه دیپلماسی نه تنها نباید سخن بگوید، بلکه صلاحیت قانونی و سیاسی آن برای سخن گفتن نیز باید علناً در سطح بینالمللی سلب شود.

تقابل واقعگرایی با توهم استغنا؛ نبرد برای مهار فرسایش
در برابر این جریان، کارشناسان مستقل و چهرههای اعتدالی تلاش میکنند با کنار زدن انگزنیهای سیاسی، خطرات فلج شدن سیاست خارجی را گوشزد کنند. روزنامه «اعتماد» در یادداشتی به قلم علیرضا ظریفیان، با نقد دیدگاهی که مذاکره را امتیاز دادن میداند، تأکید کرد: «مذاکره کردن تسلیم شدن نیست و حرف زدن با طرف مقابل به معنای پذیرفتن خواستههای او تلقی نمیشود.» این دیدگاه تصریح میکند که نفی دیپلماسی در میانه بحران، محروم کردن کشور از ابزارهای بازیگری و واگذاری میدان به اراده حریف است؛ چرا که قدرت نظامی تنها در صورتی بازدارنده است که بتواند به تضمینهای حقوقی و امتیازات سیاسی ترجمه شود.
علیرضا ظریفیان: مذاکره کردن تسلیم شدن نیست و حرف زدن با طرف مقابل به معنای پذیرفتن خواستههای او تلقی نمیشود
از بعد عینی و اقتصادی نیز اصرار بر تعلیق دیپلماسی هزینههایی تولید کرده که با بیانیههای سیاسی قابل انکار نیست. حسن هانیزاده، کارشناس روابط بینالملل، در گفتوگو با «اقتصادآنلاین» با هشدار نسبت به تداوم وضعیت «نه جنگ و نه صلح»، اظهار داشت که برای لغو تحریمهای فلجکننده و توقف بحرانهایی مانند لغو پروازهای بینالمللی، راهی جز نشان دادن نرمش و اتخاذ تصمیمهای عقلانی باقی نمانده و گروههای سیاسی باید مصلحت ملی را بر منافع جناحی مقدم بدارند.
صمدی افشار: معادلات تنگه هرمز و بحران بازار نفت تنها زمانی برای ایران ارزش استراتژیک دارد که پشت میز مذاکره به کاهش فشار نظامی، رفع محاصره دریایی و آزادسازی منابع مسدودشده بدل شود
این دیدگاه با هشدارهای بابک صمدی افشار، پژوهشگر مسائل راهبردی، در مصاحبه با «سیاست روز» همپوشانی دارد. صمدی افشار نشان میدهد که معادلات تنگه هرمز و بحران بازار نفت—که قیمت برنت را تا بالای ۱۰۰ دلار رسانده و تردد کشتیهای تجاری را به حداقل کاهش داده—تنها زمانی برای ایران ارزش استراتژیک دارد که پشت میز مذاکره به «کاهش فشار نظامی، رفع محاصره دریایی و آزادسازی منابع مسدودشده» بدل شود. همچنین مهدی خورسند، کارشناس بینالملل، در گفتوگو با «ایمنا» از وجود بستههای موازنهساز مانند محدودسازی سطح غنیسازی در برابر رفع حصر بنادر و تحریمها خبر میدهد؛ واقعیتی که نشان میدهد تعاملات فنی در جریان است، هرچند که در داخل با برچسب خیانت روبرو شود.

سیگنال بیاعتباری به واشنگتن؛ هدیه تندروها به حریف
پیامد مخرب گزاره «کارهای نبودن رئیسجمهور»، فراتر از دعواهای حزبی تهران است. در شرایطی که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، به دلیل تأثیر مستقیم بحران انرژی بر اقتصاد داخلی و نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای کنگره، مکرراً اظهار داشته است که خواهان پایان دادن به جنگ و بازگرداندن قیمت بنزین به شرایط عادی است، سخن گفتن از بیاختیار بودن دولت ایران، بیشترین آسیب را به موضع چانهزنی کشور وارد میکند.
وقتی یک نماینده مجلس علناً اعلام میکند که دستگاه سیاست خارجی «محلی از اعراب ندارد»، در واقع به طرف مقابل این پیام را مخابره میکند که توافق با دولت پزشکیان و هیئت دیپلماتیک مستقر، ارزش اجرایی ندارد. این خط تخریب، اختیارات مذاکرهکنندگان ایرانی در نیویورک، مسقط یا دوحه را بیاعتبار میسازد و ابتکاراتی همچون سازوکار توافق اسلامآباد را عقیم میکند؛ طرحی که بنا داشت میان دستاوردهای میدانی و چانهزنی سیاسی موازنه برقرار کند.

قربانی شدن بقای ملی در پای نزاع باندی
وضعیت کنونی، پرده از بحرانی عمیقتر در نظام حکمرانی برمیدارد: در شرایطی که موجودیت اقتصادی و زیرساختی کشور در معرض بالاترین سطوح تهدید قرار دارد، بخشی از الیت سیاسی در تهران، حفظ انحصار گفتمانی و حذف رقبای میانهرو را حتی بر نجات کشور از یک جنگ فراگیر مقدم میشمارد.
برچسبزنی «تسلیم و خیانت» به هر صدای خواهان صلح و نفی مشروعیت دولت منتخب، نه نشانه اقتدار، بلکه نماد ازکارافتادگی سیستماتیک در هماهنگی میان «میدان» و «دیپلماسی» است. تندروها در حالی ادعای وطنپرستی و مقاومت سر میدهند که با تخریب دیپلماتهای کشور، تنها مسیرهای پیشگیری از فاجعه را تخریب میکنند. در نهایت، تاوان این بیاعتبار کردن عامدانه نهادهای رسمی کشور را نه تریبوندارانی میپردازند که از پاسخگویی مصون هستند، بلکه شهروندانی خواهند پرداخت که هزینه سنگین سقوط اقتصادی و پیامدهای جنگی بیپایان را به دوش میکشند.
- «رئیسجمهور کارهای نیست»؛ خلعید از دیپلماسی در اوج جنگ و مناقشه بر سر «خیانت»
- مخمصه بغداد میان تحریمهای واشنگتن و منافع با تهران؛ تلاش برای گشایش «دالان هوایی بشردوستانه»
- پافشاری تهران بر شروط بازگشایی هرمز؛ اصرار بر اهرم ژئوپلیتیک در شرایط فرسایش موازنه قدرت
- انزوای بیسابقه بانکی و هوایی رژیم در خاورمیانه و اروپا؛ گسترش حلقه محاصرە به ۵۰ کشور
- عقبنشینی شتابزده جمهوری اسلامی از لفاظیهای جنگطلبانه؛ تکذیب حمله به فرودگاههای منطقه پس از تهدیدهای توخالی
