تراز آب دریای خزر با عبور از تمامی خطوط قرمز هیدرولوژیک، به پایینترین سطح ثبتشده طی ۵۰۰ سال اخیر سقوط کرد؛ فاجعهای زیستمحیطی که در چهار سال گذشته با شتابی ۶ برابری تشدید شده و موجودیت بزرگترین پهنه آبی محصور در خشکی جهان را در معرض تهدیدی برگشتناپذیر قرار داده است. در حالی که خشکی خزر اکوسیستم شکننده شمال کشور، بنادر بازرگانی، تالابهای بینالمللی و معیشت میلیونها تن از ساحلنشینان را مستقیماً به نابودی میکشاند، کارگزاران جمهوری اسلامی با بیعملی مطلق و دنبالهروی از سیاستهای مسکو، عملاً منافع ملی و امنیت زیستمحیطی ایران را تسلیم بیتوجهی منطقهای کردهاند.
بر اساس دادههای تکاندهنده مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی، افت آب خزر از سال ۱۴۰۰ تاکنون به تنهایی معادل افت ثبتشده در طول ۲۵ سال پیش از آن بوده و بیش از ۱ متر از عمق آب کاسته شده است. محمدرضا کاویانپور، رئیس مؤسسه تحقیقات آب وزارت نیرو، در گفتگو با رسانهها تأیید کرد که میانگین سطح آب در ایستگاه پایش جزیره کولالی به منفی ۲۹.۴۲ متر رسیده که نازلترین تراز در کل تاریخ مطالعات مدرن است. احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی ایران، نیز هشدار داد که همزمانی افزایش دما و تبخیر با افت محسوس ورودی رودخانههای شمالی، چشمانداز بازیابی تراز این پهنه آبی را در هالهای از ابهام برده است.

ظهور جزایر تازه و خطر تکرار فاجعه دریاچه آرال در شمال خزر
عقبنشینی سریع آب در مناطق کمعمق شمالی، به پدیدار شدن پیاپی خشکیها و جزایر ناشناخته در بستر دریا منجر شده است. به گزارش شبکه خبری یورونیوز، در جریان تازهترین گشتهای هوایی در نزدیکی جزیره کولالی، جزایر متعددی سر از آب برآوردهاند که تا چندی پیش کاملاً زیر آب بودند. دانیار آکیمژانوف، فعال محیط زیست و عضو گروه اکتشاف جزایر، با تأکید بر اینکه این پدیدهها دیگر یک استثنا نیستند گفت: “جزیرهای که اخیراً ثبت شد، کوچکترین آنها است و در طول چهار سال گذشته چندین خشکی بزرگ با طول بیش از ۱ کیلومتر و عرض ۳۰۰ متر از دل آب بیرون آمدهاند.”
دانشمندان بینالمللی هشدار میدهند که این روند، شمال دریاچه خزر را به سرنوشتی مشابه فاجعه مرگ دریاچه آرال نزدیک میکند. بر پایه ارزیابیهای مؤسسه پژوهشی قزاقستان برای خزر که به دستور قاسم ژومارت توکایف، رئیسجمهوری قزاقستان، تأسیس شد، تنها بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ بیش از ۱۶ هزار و ۳۸۴ کیلومتر مربع از سطح پوشیده از آب در شمالشرق خزر خشک شده است. سیفان کوریچه، دانشمند هیدروکلیماتولوژی در دانشگاه آلاباما، با تأکید بر اینکه افت آب میتواند تا پایان قرن به ۸ متر برسد یادآور شد: “بخش شمالی خزر کمعمق است و کاهش ۵ متری آب میتواند بیش از ۷۷ هزار کیلومتر مربع از بستر دریا را بیابانی کند؛ این سناریو به معنای خشکیدن کامل یکسوم از مساحت خزر و وقوع یک تراژدی ویرانگر اقلیمی در منطقه است.”
نقش سدسازیهای روسیه بر رود ولگا و سکوت منفعلانه دیپلماسی تهران
عامل بنیادین در خشکیدن بزرگترین دریاچه جهان، مداخلههای انسانی و انحراف منابع آبی توسط فدراسیون روسیه در حوضه آبریز رود ولگا است؛ شریانی که بیش از ۸۰ درصد آب ورودی به دریای خزر را تأمین میکند. دولت روسیه با احداث بیش از ۴۰ سد عظیم مخزنی، توسعه کانالهای انحرافی برای مصارف صنعتی و مزارع کشاورزی و توسعه مسیرهای کشتیرانی داخلی، حقآبه خزر را عملاً مسدود ساخته است. در حالی که کاهش آورد رود ولگا عامل اصلی این بحران معرفی شده، کارشناسان مستقل معتقدند مدیریت یکجانبه روسیه بر منابع آب بالادست، دریاچه خزر را به قربانی پروژههای اقتصادی مسکو بدل کرده است.
در این میان، انفعال دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی و خودداری سران حکومت از مطالبه حقوق آبی ایران، نشاندهنده سرسپردگی سیاسی تهران به کرملین است. مقامات رژیم به دلیل نیاز مبرم به حمایتهای دیپلماتیک و تسلیحاتی روسیه در عرصه بینالمللی، چشم خود را بر غارت حقآبه خزر بستهاند و حتی از طرح یک شکایت یا اعتراض رسمی در مجامع منطقهای پرهیز میکنند. این محافظهکاری خائنانه در حالی ادامه دارد که پیامدهای خشکشدن خزر، بیش از هر کشوری، اکوسیستم استانهای گیلان، مازندران و گلستان را در معرض تهدید طوفانهای نمکی و خشکسالی پایدار قرار داده است.

نابودی فکهای خزری و فروپاشی شیلات و تالابهای ساحلی ایران
سقوط آزاد تراز آب، تنوع زیستی بیهمتای خزر را به پرتگاه انقراض کشانده است. فک خزری، تنها پستاندار این حوضه آبی، در طول یک قرن گذشته با سقوط ۹۰ درصدی جمعیت مواجه شده و شمار آن از ۱ میلیون قلاده به کمتر از ۱۰۰ هزار رأس تنزل یافته است. آسل بایموکانووا، پژوهشگر مؤسسه هیدروبیولوژی و بومشناسی قزاقستان، فاش ساخت که جزایر امنی که فکها برای استراحت و زادآوری از آنها استفاده میکردند، به خشکی اصلی متصل شده و مساحت آنها بیش از ۱۵ برابر کاهش یافته است؛ وضعیتی که با نازک شدن یخهای زمستانی همراه شده و شانس بقای تولههای این گونه جانوری نادر را به صفر نزدیک کرده است.
در سواحل شمالی ایران نیز خسارات اقتصادی و محیطزیستی ابعادی غیرقابل جبران یافته است. با پسروی آب دریا، تالابهای استراتژیک از جمله تالاب انزلی، بوجاق و خلیج گرگان با خشکیدگی و شوری فزاینده روبهرو شدهاند. شیلات شمال کشور و زیستگاه ماهیان خاویاری که روزگاری ثروت ملی ایران محسوب میشدند، رو به نابودی کامل گذاشتهاند و صیادان بومی در بنبست معیشتی گرفتار شدهاند. افزون بر این، کاهش عمق کانالهای دسترسی در بنادر مهمی چون انزلی، نوشهر و امیرآباد، تأسیسات بندری را ناکارآمد ساخته و هزینههای لایروبی را به ارقامی سرسامآور رسانده است.
دیپلماسی نمایشی در آوازه و بیعملی سران پنج کشور ساحلی
در شرایطی که ناقوس مرگ خزر به صدا درآمده، واکنش مقامات جمهوری اسلامی به حضور در نشستهای تشریفاتی و صدور بیانیههای بیاثر محدود مانده است. در نشست اخیر کارگروه مقامات عالیرتبه کشورهای ساحلی در شهر آوازه ترکمنستان، کاظم غریبآبادی، معاون امور حقوقی و بینالمللی وزارت امور خارجه و نماینده ویژه جمهوری اسلامی در امور دریای خزر، تنها به ابراز نگرانی کلی و استقبال از تشکیل کمیسیونهای بررسی بسنده کرد. این رویکرد انفعالی که هیچ ضمانت اجرایی برای واداشتن روسیه به رهاسازی آب ولگا ندارد، گواهی روشن بر بیکفایتی رژیم در مدیریت بحرانهای بینالمللی است.
طرح برنامههای ده ساله در چارچوب کنوانسیون تهران بدون الزام مسکو به تغییر سیاستهای مخرب سدسازی، بازی با زمان و فریب افکار عمومی است. استمرار سیاستهای کنونی رژیم ولایت فقیه که منافع سرزمینی و محیط زیست ایران را قربانی اتحادهای شکننده خارجی کرده، فاجعهای همتراز با نابودی دریاچه ارومیه را در کرانههای خزر رقم خواهد زد. نجات بزرگترین دریاچه جهان مستلزم خروج از لاک انفعال، اعمال دیپلماسی قاطع بر پایه قوانین بینالمللی آب و پاسخگو کردن قدرتهای متجاوز منطقهای است؛ امری که از یک حاکمیت گرفتار در فساد و بحرانهای داخلی برنمیآید.
- هشدار سازمان ملل درباره بازداشت زنان در افغانستان
- سقوط تاریخی تراز دریای خزر به کمترین حد در ۵۰۰ سال گذشته؛ انفعال تهران در برابر بحران زیستمحیطی شمال
- از هرمز تا بابالمندب؛ عقبنشینی نفوذ ایران و احتمال ورود سوریه به پرونده یمن
- حفظ توان موشکی رژیم ایران در سایه وقفه حملات آمریکا؛ تهدید جنگ نامتقارن و باجخواهی منطقهای
- دستاوردهای بابالمندب، بحث درباره نقش آمریکا در یمن را داغ کرد
