پیوستگی پهنه‌های فرونشست و مرگ تدریجی آبخوان‌ها؛ ۱۰ برابر شدن اراضی فرونشستی در هشت سال

داده‌های جدید سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشور از وقوع یک جهش هشداردهنده در ابعاد بحران فرونشست زمین در ایران حکایت دارد؛ وضعیتی که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً پدیده‌ای تدریجی و محدود به چند دشت کشاورزی دانست، بلکه به مرحله ادغام لکه‌های فرونشستی و شکل‌گیری پهنه‌های یکپارچه و تهدیدکننده زیست انسانی و زیرساختی رسیده است.

بر اساس اطلاعات منتشرشده در خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، نسخه به‌روزرسانی‌شده «اطلس مخاطرات طبیعی ایران» نشان می‌دهد که وسعت اراضی درگیر فرونشست طی بازه زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۳، افزایشی ۱۰ برابری یافته است. این داده‌ها حاکی از آن است که مساحت دشت‌های تحت تأثیر فرونشست از حدود ۱۰ هزار کیلومتر مربع در اواسط دهه ۱۳۹۰ به نزدیک ۱۰۰ هزار کیلومتر مربع در سال ۱۴۰۳ رسیده است. فراتر از رشد کمی این ارقام، آنچه ابعاد این بحران را نگران‌کننده‌تر می‌کند، تغییر الگوی فرونشست از «لکه‌های پراکنده» به «پهنه‌های پیوسته» و امتداد آن‌ها به سمت حریم مراکز پرجمعیت و شهرهای بزرگ است.

تغییر الگوی فرونشست: از لکه‌های منزوی تا کلان‌پهنه‌های یکپارچه

دکتر رضا شهبازی، معاون زمین‌شناسی سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشور، در تشریح داده‌های جدید اعلام کرده است که بررسی‌ها بر پایه سنجش‌های چند دوره زمانی (از جمله لایه‌های سال‌های ۱۳۹۵، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۰ و داده‌های اخیر سال ۱۴۰۳) حاکی از بسته شدن فضاهای خالی میان دشت‌های بحرانی است. به بیان دیگر، فشار فزاینده و مستمر بر منابع آب زیرزمینی سبب شده کانون‌های فرونشست با پیشروی در دشت‌های مجاور، به هم پیوند بخورند.

این فرایند پیوستگی در محورهای حیاتی کشور نمود آشکارتری دارد:

 محور مرکزی و پایتخت: در مناطق تهران، البرز و قزوین با یک کلان‌پهنه متصل به یکدیگر مواجه هستیم که به‌ویژه در جنوب‌غرب تهران با تمرکز بالای جمعیت و شریان‌های حیاتی روبه‌رو است.

 فلات مرکزی: استان و شهر اصفهان، و همچنین استان و شهر کرمان همچنان در صدر مناطق پرریسک و با نرخ بالای فرونشست قرار دارند.

 شرق و شمال شرق: دشت مشهد و شمال این شهر در استان خراسان رضوی به شکل مداوم شاهد پیشروی فرونشست به درون بافت شهری است.

 حوضه دریاچه ارومیه: یکی از نگران‌کننده‌ترین یافته‌های آماری مربوط به پیرامون دریاچه ارومیه است؛ جایی که اراضی دشت‌های پیرامونی درگیر فرونشست به حدود ۸۵۰۰ تا ۹۰۰۰ کیلومتر مربع رسیده است. این گستره تقریباً دو برابر مساحت کل بستر دریاچه ارومیه تخمین زده می‌شود.

 دشت‌های شمالی و زاگرس: ورود مناطقی چون استان گلستان و شرق مازندران، بخش‌هایی از شمال خوزستان و تداوم بحران در دشت‌های استان فارس (مرودشت، فسا و جهرم) نشان می‌دهد که این پدیده دیگر به اقلیم‌های خشک سنتی محدود نمانده و کمربندهای خرد و کلان اکولوژیکی متنوعی را گرفتار کرده است.

ناتوانی آبخوان‌ها در جذب سیلاب: خاک عقیم‌شده و مدیریت ناکارآمد

یکی از ارزیابی‌های انتقادی در داده‌های جدید اطلس مخاطرات، بررسی رفتار دشت‌ها در مواجهه با سیلاب‌های گسترده سال ۱۳۹۸ است. طبق تحلیل‌های معاون سازمان زمین‌شناسی، دشت‌هایی مانند گرگان و آق‌قلا، مناطقی از لرستان و حتی بخش‌هایی از خوزستان با وجود قرار گرفتن در معرض سیلاب‌های سهمگین، نتوانستند واکنش مثبتی برای تغذیه و احیای سفره‌های زیرزمینی نشان دهند.

ریشه علمی این ناتوانی، در پدیده «فشردگی لایه خاک» (Compaction) نهفته است. زمانی که تخلیه لایه‌های آبدار زیرزمینی از حد بحرانی عبور می‌کند، فضاهای میان‌دانه‌ای خاک مسدود شده و ساختار اسفنجی زمین از دست می‌رود؛ پدیده‌ای برگشت‌ناپذیر که ظرفیت ذخیره‌سازی آبخوان را برای همیشه نابود می‌کند. این رخداد گواهی بر غفلت ساختاری در برنامه‌ریزی‌های کلان است؛ جایی که سیاست‌گذاری‌های سنتی مدیریت منابع آب، بدون اتکا به پروژه‌های اصولی آبخیزداری، آبخوان‌داری و پخش سیلاب، هم روان‌آب‌های ارزشمند را هدر می‌دهد و هم مانع استفاده از دوره‌های ترسالی برای جبران کسری آب‌های زیرزمینی می‌شود. برای نمونه در استان‌هایی نظیر سیستان و بلوچستان و هرمزگان، بارندگی‌های شدید فصلی بدون هیچ‌گونه مهار و تغذیه زیرسطحی مستقیماً به دریا می‌ریزند.

هم‌پوشانی مخاطرات پنج‌گانه؛ ضرورت رویکرد یکپارچه آمایشی

نسخه جدید اطلس مخاطرات، ۵ محور کلیدی را شامل «زمین‌لرزه و گسل‌های لرزه‌زا»، «فرونشست»، «گردوغبار»، «سیل» و «کارست» مورد بررسی قرار داده است. بازخوانی انتقادی این گزارش نشان می‌دهد این ۵ عامل خطرساز به صورت جزیره‌ای عمل نمی‌کنند، بلکه یک چرخه تشدیدکننده متقابل را شکل داده‌اند.

پهنه‌هایی که تحت تأثیر فرونشست زمین قرار گرفته‌اند، غالباً بستر ایجاد کانون‌های جدید گردوغبار می‌شوند؛ خشکیدگی تالاب‌ها توان خودپالایی و مهار ریزگردها را از بین می‌برد و هم‌زمان در هنگام بارندگی‌های ناگهانی، ناتوانی زمین در نفوذ آب به ایجاد سیلاب‌های مخرب منتهی می‌شود. از سوی دیگر، وقوع فرونشست در نزدیکی خطوط گسلی و زیرساخت‌های شهری با تراکم بالای جمعیتی، آسیب‌پذیری لرزه‌ای سازه‌ها را به شدت افزایش می‌دهد.

افق پیش‌رو: گذار از ثبت داده‌ها به اصلاح سیاست‌های سرزمینی

انتشار داده‌های سازمان زمین‌شناسی، اگرچه گامی مثبت در جهت شفاف‌سازی علمی و مستندسازی ابعاد این چالش سرزمینی به شمار می‌آید، اما به خودی خود بازدارنده نیست. کارشناسان و داده‌های تحلیلی تأکید دارند که پایداری روند توسعه دشت‌های فرونشستی پس از سال ۱۴۰۰، نه نشانه بهبود، بلکه نشانه تثبیت یک فاجعه ساختاری در الگوی مصرف آب، بارگذاری بیش از ظرفیت جمعیتی و توسعه صنعتی و کشاورزی ناپایدار در فلات ایران است.

فاصله میان شناخت علمی مخاطرات و اعمال محدودیت‌های واقعی در بارگذاری‌های عمرانی، کشاورزی و صنعتی هنوز پر نشده است. تا زمانی که مسائلی همچون مهار برداشت‌های مجاز و غیرمجاز از آب‌های زیرزمینی، احیای اصولی تالاب‌ها به عنوان سدهای طبیعی، تغییر الگوی کشت و توقف پروژه‌های بارگذاری سنگین بر آبخوان‌های شکننده به سیاست‌های الزام‌آور و فرابخشی تبدیل نشوند، نقشه‌های مخاطرات تنها ثبت‌کننده تسلیم آرام زمین و کاهش زیست‌پذیری دشت‌های کشور خواهند بود.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم