تلاش نیویورک برای مصادره ۶۱ میلیون دلار رمزارز؛ گشوده شدن جبهه تازه واشنگتن علیه درآمدهای نفتی تهران

اقدام اخیر دادستانی ناحیه جنوبی نیویورک مبنی بر ثبت دادخواست حقوقی برای مصادره حدود ۶۱ میلیون دلار رمزارز، نشان‌دهنده تغییر فاز محسوسی در سازوکارهای تحریمی ایالات متحده علیه ایران است. بر اساس اسناد منتشرشده از سوی وزارت دادگستری آمریکا، این دارایی‌ها بخشی از عواید فروش نفت خام و فرآورده‌های نفتی تحریم‌شده ایران ارزیابی شده که از طریق یک شبکه چندلایه مالی و صرافی‌های دیجیتال جابه‌جا شده است. این پرونده فراتر از یک مناقشه حقوقی صرف، حاکی از گسترش دامنه رهگیری‌های مالی از نظام بانکی سنتی و توقیف فیزیکی نفتکش‌ها به عمق ساختار بلاکچین و دارایی‌های رمزارزی است؛ پدیده‌ای که می‌تواند هزینه‌های مبادله و راه‌های تنفس ارزی اقتصاد ایران را با چالش‌های فنی و عملیاتی جدی‌تری مواجه کند.

مختصات حقوقی پرونده و معماری شبکه مالی

بر اساس اطلاعات ارائه‌شده در دادخواست دادستانی فدرال، دارایی‌های هدف‌گذاری‌شده به شبکه‌ای موسوم به «نهاد A» (Entity A) متصل هستند. مقام‌های قضایی آمریکا عنوان کرده‌اند که حداقل هفت آدرس رمزارزی وابسته به این ساختار، مجموعاً جریان مالی بالغ بر ۱.۵ میلیارد دلار از درآمدهای نفتی ایران را هدایت و توزیع کرده‌اند.

در کانون این پرونده، دو شرکت ثبت‌شده در هنگ‌کنگ به نام‌های «بلسد تراست» (Blessed Trust) و «هکسا ویل» (Hexa Whale) قرار دارند. دادستانی نیویورک اعلام کرده است این مجموعه‌ها که در ظاهر به عنوان شرکت‌های مدیریت دارایی یا کارگزاری کالا فعالیت می‌کردند، در واقع نقش تبدیل‌کننده دارایی‌های نقدی (فیات) به رمزارز و انتقال آن به ذی‌نفعان را ایفا کرده‌اند. به گفته نهادهای قضایی آمریکا، بخشی از این تراکنش‌ها از طریق حساب‌های معاملاتی این شرکت‌ها در صرافی بین‌المللی «بایننس» انجام شده و سپس به کیف‌پول‌های دیجیتال غیرامانی (Unhosted Wallets) و نهادهای مالی مرتبط با ساختار نظامی و دولتی ایران از جمله سپاه پاسداران منتقل شده است.

در واکنش به طرح این ادعاها، صرافی بایننس اعلام کرده که تدابیر سخت‌گیرانه‌ای در قبال رعایت مقررات تحریمی اعمال می‌کند و همکاری کامل با نهادهای مجری قانون را در دستور کار دارد. نکته کلیدی در دادخواست دادستانی این است که این صرافی متهم به نقض عامدانه تحریم‌ها نشده، بلکه هدف پرونده، توقیف وجوهی است که از زیرساخت‌های پلتفرم و شرکت‌های وابسته عبور کرده‌اند. علاوه بر این، به ادعای دادستان‌ها، استفاده این شبکه از صادرکنندگان دارایی‌های دیجیتال در داخل خاک ایالات متحده، بهانه‌ و مستمسک حقوقی لازم را برای اعمال صلاحیت قضایی دادگاه‌های فدرال آمریکا فراهم ساخته است.

AC Graphic File – 10 – US Seeks $61M Crypto Forfeiture Linked to Iranian Oil Sales

مواضع رسمی واشنگتن و بازتاب آن در داخل ایران

شان‌اس باکلی، معاون دادستان ایالات متحده در ناحیه جنوبی نیویورک، در خصوص این پرونده اظهار داشت که تهران برای تأمین نیازهای مالی و برنامه‌های نظامی خود به فروش نفت در بازار غیررسمی وابسته است و این پرونده گامی در راستای قطع این خطوط پشتیبانی مالی به شمار می‌رود. وی همچنین اظهار کرد که حکومت ایران از شبکه‌ای بین‌المللی در چین و دیگر مناطق برای پولشویی این وجوه استفاده کرده است. جیمز سی. بارناکل جونیور، مسئول دفتر میدانی اف‌بی‌آی در نیویورک، نیز اظهار داشت که این دادخواست توانایی نهادهای نظارتی را در ردیابی جریان دارایی‌های رمزنگاری‌شده و مسدود کردن راه‌های دور زدن تحریم‌ها به نمایش می‌گذارد.

در داخل ایران، رسانه‌های رسمی و تحلیلی از جمله خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، «انتخاب» و «اقتصادنیوز»، با بازتاب این خبر، اقدام دادستانی نیویورک را پیگیری رویکرد اعمال فشار حداکثری و تلاش‌های حقوقی یک‌جانبه واشنگتن برای ضبط درآمدهای صادراتی کشور قلمداد کردند. از سوی دیگر، پایگاه تحلیلی «اقتصادآنلاین» با نگاهی کارشناسی‌تر به این پرونده، آن را نشانه‌ای از «گشوده شدن جبهه‌ای تازه علیه مسیرهای مالی صادرات نفت ایران» توصیف کرد. این رسانه داخلی یادآور شد که فرآیند نظارت بین‌المللی اکنون وارد سامانه‌های نامتمرکز و تراکنش‌های توزیع‌شده شده است و الگوهای پیشین دور زدن تحریم‌ها از طریق صرافی‌های رمزارزی با ریسک‌های فزاینده‌ای همراه شده‌اند.

سراب ناشناس‌بودن در اقتصاد دیجیتال

این رخداد فرصتی را برای بازخوانی انتقادی یکی از راهبردهای کلان مدیریت تحریم‌ها در ایران فراهم می‌کند. برای چندین سال، بخشی از تصمیم‌گیران و مروجان راهکارهای غیرمتعارف ارزی در کشور، رمزارزها را ابزاری مصون از دست‌اندازی نظام مالی غرب و سازوکاری بی‌نقص برای بی‌اثر کردن تحریم‌ها تبلیغ می‌کردند. پرونده ۶۱ میلیون دلاری نیویورک به وضوح نشان داد که شفافیت ساختاری دفتر کل بلاکچین (Public Ledger) یک شمشیر دولبه است. برخلاف تصور عمومی، بیشتر تراکنش‌های رمزارزی در شبکه‌های عمومی نه «ناشناس» بلکه «مستعار» هستند و نهادهای تنظیم‌گر با بهره‌گیری از ابزارهای پیشرفته هوش مصنوعی و تحلیل داده‌های درون‌زنجیره‌ای (On-Chain Analysis)، توانایی پیوند زدن این شناسه‌ها به هویت‌های واقعی را پیدا کرده‌اند.

از بعد اقتصادی، اتکا به شرکت‌های واسطه‌ای در مناطقی چون هنگ‌کنگ یا امارات، چرخه‌ای پرهزینه را به منابع ملی کشور تحمیل می‌کند. تجارت نفت از طریق کانال‌های غیررسمی نه تنها مستلزم اعطای تخفیف‌های سنگین در مرحله فروش است، بلکه در مرحله بازگشت ارز نیز مستلزم پرداخت کارمزدهای چنددرصدی به شرکت‌های پوششی است. هنگامی که ریسک توقیف و پیگرد حقوقی دارایی‌ها به این معادله افزوده شود، مشخص می‌گردد که بخش قابل توجهی از منافع حاصل از صادرات انرژی کشور به جای ورود به چرخه واقعی اقتصاد و مهار تورم داخلی، در میان‌لایه‌های دلالی و توقیف‌های بین‌المللی تحلیل می‌رود.

همچنین، ادغام شدید بازار رمزارز با استیبل‌کوین‌های مبتنی بر دلار و شرکت‌های خدمات‌دهنده مستقر در قلمرو نظارتی غرب، فرار کامل از دامنه نفوذ دلار را غیرممکن ساخته است. شرکت‌های واسطه برای تبادل دارایی ناگزیرند در مقاطعی از سیستم‌های متمرکز بانکی یا صادرکنندگان تحت لیسانس آمریکا استفاده کنند که همین نقطه، پاشنه آشیل تمام این طراحی‌ها می‌شود.

تلاش برای توقیف ۶۱ میلیون دلار رمزارز توسط دادستانی نیویورک، فراتر از یک خسارت مقطعی، نمادی از ورود تقابل تحریمی به مرحله داده‌محور و زنجیره‌ای است. این تحول نشان می‌دهد که بهره‌گیری از فناوری‌های نوین بدون محاسبه زیرساخت‌های حقوقی و نظارتی بین‌المللی، نمی‌تواند راهکاری پایدار برای غلبه بر انزوای بانکی باشد. برای اقتصاد ایران که نیازمند درآمدهای پایدار حاصل از فروش منابع طبیعی برای بازسازی زیرساخت‌هاست، این رویداد باید هشداری واقع‌بینانه تلقی شود؛ تداوم شیوه‌های پرهزینه دور زدن تحریم‌ها در شرایطی که تکنولوژی‌های نظارتی هر روز پیشرفته‌تر می‌شوند، هزینه استرداد منابع ملی را به مرزهای غیرقابل توجیهی نزدیک می‌کند.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم