موج کم‌سابقه درگیری‌ها در سیستان و بلوچستان؛ اعلام کشته‌شدن ۱۰ عضو گروه‌های مسلح و بازداشت ۱۴ نفر در گزارش‌های سپاه و وزارت اطلاعات

استان سیستان و بلوچستان در نیمه نخست مهرماه ۱۴۰۵ شاهد یکی از متراکم‌ترین موج‌های درگیری مسلحانه طی ماه‌های اخیر بود؛ تحولاتی که بر پایه آخرین داده‌های رسمی وزارت اطلاعات و قرارگاه قدس سپاه پاسداران، به کشته شدن حداقل ۱۰ تن از عناصر منتسب به گروه‌های مسلح، بازداشت ۱۴ نفر و جان‌باختن دو مأمور انتظامی منجر شده است. بیانیه‌های هم‌زمان این دو نهاد امنیتی درباره انهدام هسته‌های عملیاتی در چند شهر و حتی مناطقی در حاشیه خلیج فارس، در تقارن با حملات مرگبار به گشت‌های پلیس و تبادل آتش سنگین در ارتفاعات راسک، از انتقال تنش‌ها به یک رویارویی فرسایشی حکایت دارد؛ وضعیتی که کارآمدی راهبردهای صرفاً مبتنی بر سرکوب نظامی را در غیاب اصلاحات اقتصادی و اجتماعی بار دیگر در معرض نقد کارشناسانه قرار می‌دهد.

تلفات و بازداشت‌ها به روایت نهادهای اطلاعاتی و نظامی

گزارش‌های رسمی منتشرشده در رسانه‌های دولتی حاکی از دو لایه عملیات مهار و بازداشت طی روزهای گذشته است. در بخش نخست، وزارت اطلاعات ایران در اطلاعیه‌ای در روز سه‌شنبه ۱۴ مهر اعلام کرد که با اجرای عملیاتی فراگیر در شهرهای زاهدان، ایرانشهر، سرباز، سراوان و جزیره قشم، موفق به شناسایی و ضربه به «سه هسته عملیاتی» شده است. بنا بر این بیانیه، این تحرکات پیش‌دستانه پیش از اجرای هرگونه اقدام تخریبی صورت گرفته و به کشته شدن ۲ نفر و بازداشت ۱۰ تن از اعضای این تیم‌ها منتهی شده است. وزارت اطلاعات تأکید کرده که این افراد دوره‌های آموزش نظامی، بمب‌گذاری و ترور را در خارج از کشور گذرانده و در خانه‌های تیمی مستقر بودند.

در لایه‌ای موازی، خبرگزاری دولتی ایرنا به نقل از روابط عمومی قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه پاسداران از پایان عملیات پیگرد یک «تیم تروریستی تکفیری» خبر داد. این تیم از سوی قرارگاه متهم به ترور دو تن از چهره‌های سرشناس اهل سنت، یعنی مولوی یوسف گرگیچ و مولوی محمدانور ریگی، و همچنین دست‌داشتن در جان‌باختن دو مأمور فراجا در ایستگاه قطار خنجک زاهدان در تیرماه ۱۴۰۵ بود. اطلاعیه سپاه اعلام کرد که در امتداد این تعقیب و با کشته شدن ۲ عضو دیگر این هسته در تاریخ ۱۳ مهر در منطقه منزل‌آب زاهدان، مجموع تلفات این گروه به ۸ نفر کشته و ۴ نفر بازداشتی رسیده است. تجمیع این دو آمار رسمی نشان می‌دهد که طی کمتر از ۴۸ ساعت، نیروهای امنیتی پرونده کشته شدن ۱۰ نفر و بازداشت ۱۴ متهم امنیتی را در کارنامه عملیاتی خود به ثبت رسانده‌اند.

اصطکاک میدانی و شبیخون‌های شهری؛ فراتر از مرزها

در سوی دیگر این معادله، گروه‌های مسلح مخالف نیز عملیات‌های خود را در عمق استان گسترش داده‌اند. هم‌زمان با عملیات‌های امنیتی، در ۱۳ مهرماه محور بمپور به ایرانشهر شاهد کمین مسلحانه علیه گشت انتظامی پاسگاه «نوکجو» بود؛ رخدادی که به کشته شدن دو مأمور پلیس و زخمی شدن یک مأمور دیگر انجامید.

علاوه بر این، گزارش‌های میدانی از روزهای ۱۱ و ۱۲ مهر در شهرستان راسک، به ویژه در ارتفاعات «بیدلم» و «شوشگیم»، از ساعت‌ها تبادل آتش با به‌کارگیری سلاح‌های نیمه‌سنگین میان نیروهای نظامی و اعضای مسلح پرده برداشت. هدف قرار گرفتن ادوات ترابری نظامی در منطقه «رودماهی» زاهدان و برخی گزارش‌ها از اصطکاک‌های امنیتی پیرامون مقرهای نظامی دیگر، گویای آن است که خشونت‌ها دیگر محدود به نوار صفر مرزی نبوده و به شاهراه‌ها و شهرها سرایت کرده است.

بن‌بست بازدارندگی: آسیب‌شناسی غلبه نگاه امنیتی

در حالی که تکرار ضربات تاکتیکی به عنوان موفقیت‌های پدافندی از سوی نهادهای رسمی بازتاب می‌یابد، تحلیل‌های ناظر بر مسائل سیستان و بلوچستان نشان می‌دهد که تمرکز انحصاری بر ابزارهای قهری نتوانسته چرخه تولید خشونت را قطع کند. با وجود تلفات و بازداشت‌های متعدد در این سال‌ها، ظهور پیاپی هسته‌های مسلح جدید بیانگر وجود بسترهای مناسب برای سربازگیری این جریانات است.

کارشناسان اقتصادی و چهره‌های مدنی در داخل کشور بارها یادآور شده‌اند که توسعه‌نیافتگی مزمن، بیکاری مطلق در شهرهای جنوبی استان، انسداد مسیرهای دادوستد سنتی و عدم سرمایه‌گذاری زیربنایی، زمینه زیست گروه‌های مسلحی نظیر «جیش‌العدل» را فراهم می‌کند. مسدود کردن راه‌های معیشتی خرد بدون جایگزین‌های صنعتی یا خدماتی، گسست اجتماعی میان جامعه بومی و ساختار اداری-امنیتی را عمیق‌تر کرده است. نادیده گرفتن جایگاه نخبگان محلی و علمای اهل سنت و تنزل دادن تمامی ابعاد بحران این استان به یک «مسئله امنیتی»، راهبردهای حاکمیتی را از دستیابی به یک پایداری سیاسی-اجتماعی محروم ساخته است.

تنش‌های ژئوپلیتیک و مواضع دیپلماتیک

بحران سیستان و بلوچستان همواره متأثر از خلأهای ژئوپلیتیک منطقه‌ای بوده است. مرزهای نفوذپذیر بلوچستان پاکستان، این منطقه را به پناهگاهی امن برای جابه‌جایی هسته‌های مسلح تبدیل کرده است؛ عاملی که تلاش‌های دیپلماتیک تهران و اسلام‌آباد برای کنترل مرزها را با بن‌بست‌های مداوم روبه‌رو می‌سازد. ارتش پاکستان به دلیل درگیری‌های داخلی در ایالت بلوچستان، توان یا اراده لازم را برای ایجاد یک کمربند امنیتی نفوذناپذیر در امتداد مرزهای شرقی ایران نشان نداده است.

از سوی دیگر، مقامات امنیتی ایران مکرراً کشورهای خارجی، از جمله ایالات متحده و اسرائیل را حامی مالی و لجستیکی این گروه‌ها معرفی می‌کنند. در برابر این اتهامات، مقامات واشینگتن در مواضع پیشین خود درباره حقوق اقوام و مسائل امنیتی ایران اظهار داشته‌اند که بحران‌های موجود در مناطق مرزی محصول سیاست‌های تبعیض‌آمیز، نقض حقوق اقلیت‌ها و سوءمدیریت ساختاری است و این ناآرامی‌ها ریشه در تضادهای داخلی جامعه ایران دارد، نه دخالت‌های برون‌مرزی. این تقابل رویکردها باعث شده تا فضای منطقه به صحنه‌ای از جنگ ادراکی و رقابت‌های ژئوپلیتیک تبدیل شود که حل بحران را فراتر از تدابیر استانی می‌برد.

ثبت دست‌کم ۱۰ کشته و ۱۴ بازداشتی از میان عناصر مسلح طی چند روز، اگرچه نمایانگر اشراف اطلاعاتی در رصد برخی خانه‌های تیمی است، اما هم‌زمانی آن با تلفات مأموران پلیس و حملات چریکی به خودروهای نظامی اثبات می‌کند که آتش زیر خاکستر این منازعه با هر عملیات گسترده‌تر می‌شود. تا زمانی که حاکمیت ملی نتواند توسعه اقتصادی متوازن، شمول‌گرایی مذهبی-قومی و ترمیم سرمایه اجتماعی را با اقدامات حفاظتی پیوند زند، سیستان و بلوچستان با هزینه‌های انسانی و راهبردی سنگین، مستعد بازتولید چرخه‌های متناوب تنش باقی خواهد ماند.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم