انتشار گزارشهایی مبنی بر قرار گرفتن پایگاههای نظامی ایالات متحده در خاک آلمان در فهرست اهداف احتمالی ایران، نشاندهنده ورود تنشهای تهران و غرب به مرحلهای بیسابقه است؛ مرحلهای که در آن جغرافیای رویارویی از خاورمیانه و آبهای خلیج فارس فراتر رفته و به عمق خاک کشورهای اروپایی گسترش یافته است.
به گزارش خبرگزاری رویترز به نقل از نشریه آلمانی «ویرتشافتسووخه» (WiWo)، دستگاههای اطلاعاتی غربی ارزیابی کردهاند که تأسیسات نظامی آمریکا در آلمان، از جمله پایگاه هوایی راهبردی «رامشتاین» و پایگاه «اشپانگدالم»، تحت رصد اطلاعاتی ایران قرار گرفتهاند. بر اساس این گزارش، اسرائیل حدود سه هفته پیش به شرکای آمریکایی و آلمانی خود درباره تهدیدهای بالقوه علیه این تأسیسات هشدار داده بود؛ هشداری که مشخصاً بر مراکزی متمرکز است که پشتیبانی عملیاتی، لجستیکی و تدارکاتی از هرگونه اقدام نظامی ایالات متحده مرتبط با درگیری با ایران را بر عهده دارند. اگرچه وزارت دفاع آلمان و فرماندهی نیروهای آمریکایی تاکنون از اظهارنظر رسمی در این باره خودداری کردهاند، اما همپوشانی این تحول با رویدادهای امنیتی اخیر در بریتانیا، نشان از تغییر معادلات امنیتی اروپا دارد.

انتقال کانون تهدید به جغرافیای اروپا
نگرانیهای اطلاعاتی در برلین محدود به حملات متعارف موشکی از راه دور نیست. آنگونه که رسانههای داخلی ایران از جمله خبرگزاری «ایلنا» و روزنامه «دنیای اقتصاد» در بازتاب این گزارش تشریح کردهاند، محور اصلی این هشدارها بر سناریوهای نبرد نامتقارن، نفوذ اطلاعاتی، خرابکاری، و بهرهگیری از پهپادهای انتحاری کوچک علیه هواپیماها، انبارها و زیرساختهای حیاتی متمرکز است.
این تحول دقیقاً همراستا با پرونده امنیتی پایگاه هوایی «فرفورد» در بریتانیا ارزیابی میشود؛ پایگاهی که محل استقرار بمبافکنهای استراتژیک «بی-۱» ایالات متحده به شمار میرود. روزنامه واشنگتنپست پیشتر گزارش داده بود که این بمبافکنها پس از دریافت هشدارهای اطلاعاتی مبنی بر احتمال انجام عملیات پهپادی مشابه تاکتیکهای نبرد اوکراین، با عجله خاک بریتانیا را ترک کردهاند. در همین پیوند، بازداشت چندین مظنون از جمله یک شهروند ۲٢ ساله ایرانی توسط پلیس ضدتروریسم بریتانیا، به این برآورد امنیتی دامن زد که شبکههای عملیاتی منتسب به ایران ممکن است قابلیت اقدام مستقیم در خاک اروپا را آزمایش کنند؛ موضوعی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، نیز در موضعگیری خود آن را علنی کرد و اظهار داشت که خروج بمبافکنها مستقیماً ناشی از تهدیدات منتسب به ایران بوده است. این ادعا البته با واکنش فوری سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن روبهرو شد و نمایندگی ایران آن را «گمانهزنیهای بیاساس و مغرضانه» توصیف کرد.

خوانش تهران: حق مشروع پاسخ متقابل یا پروندهسازی غرب؟
در ساختار دفاعی و رسانهای داخل ایران، طرح چنین گزارشهایی با دو رویکرد موازی تحلیل میشود. از یک سو، رسانههایی مانند خبرگزاری «وانا» (WANA) و روزنامه «شرق» هشدار میدهند که همزمانی این گزارشهای اطلاعاتی با انتشار تصاویر ماهوارهای موسسه «علم و امنیت بینالمللی» (ISIS) از فعالیتهای عمرانی در سایت «مرکز مینزدایی» در شمالشرق تهران، نوعی فضاسازی حقوقی و رسانهای برای مشروعیتبخشی به حمله مجدد اسرائیل یا آمریکا به خاک ایران است.
از سوی دیگر، دکترین رسمی بازدارندگی ایران همواره بر این اصل استوار بوده است که در صورت وقوع جنگ فراگیر، هر نقطهای که به عنوان مبدأ یا پشتیبان لجستیکی حملات علیه تمامیت ارضی کشور مورد استفاده قرار گیرد، هدفی مشروع خواهد بود. در همین چارچوب، سردار حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، تصریح کرده بود که نیروهای مسلح ایران در برابر هرگونه اقدام نظامی پاسخ قاطع خواهند داد و آزمودن مجدد اراده تهران را خطایی محاسباتی دانست. بنابراین، از نگاه برنامهریزان نظامی در تهران، تفاوتی میان پایگاههای آمریکا در حوزه خلیج فارس با پایگاههای رامشتاین یا فرفورد در اروپا وجود ندارد، اگر این پایگاهها به زنجیره تأمین عملیاتی علیه ایران تبدیل شوند.

انسداد دیپلماتیک و پیامدهای امنیتی برای پایتختهای اروپایی
گسترش سایه درگیری به آلمان و بریتانیا در شرایطی رخ میدهد که مسیرهای دیپلماتیک با بنبستی جدی مواجه شدهاند. مقامات ارشد کاخ سفید، شرایط را برای هرگونه مصالحه پیچیدهتر کردهاند. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در گفتوگو با رویترز اظهار کرد که تهران باید ظرفیت غنیسازی خود—بهویژه در سطح ۶۰ درصد—را به شکل معناداری کاهش دهد و تأکید کرد که واشنگتن قولهای زبانی را نمیپذیرد. ونس همچنین اظهار داشت که با توجه به تحولات قدرت، تصمیمگیر نهایی در ساختار سیاسی ایران برای واشنگتن مبهم به نظر میرسد. همزمان، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز اظهار کرد که خط قرمز قطعی دونالد ترامپ ممانعت کامل از دستیابی ایران به سلاح هستهای است و تهران هرگز اجازه نخواهد یافت از این آستانه عبور کند.
در پاسخ به این مواضع، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، ابهام در سازوکار تصمیمگیری را رد کرد و یادآور شد که سیاستها در مجاری قانونی از جمله شورای عالی امنیت ملی تعریف میشوند. بقائی اولویت فوری کشور را رفع موانع تجاری در تنگه هرمز و پایان تحریمها عنوان کرد و افزود که فعالیتهای هستهای در این مرحله وارد معامله نخواهند شد.
این گره کور مذاکراتی، ضریب خطا و تقابل سخت را بالا برده است. در صورت صحت ارزیابیهای اطلاعاتی درباره رصد پایگاههای آلمان، پایتختهای اروپایی با وضعیتی کاملاً جدید مواجه هستند: آنها دیگر صرفاً میانجیهای دیپلماتیک یا میزبانان دور از صحنه نبرد نیستند، بلکه قلمرو سرزمینیشان به بخشی از میدان عملیاتی درگیری تبدیل شده است.
تقارن پروندههای امنیتی از بازسازی سایت شمالشرق تهران تا رخدادهای بریتانیا و اکنون رصد پایگاههای رامشتاین و اشپانگدالم در آلمان، نمایانگر ورود تقابل ایران و محور غرب به فازی چندوجهی است. قرار گرفتن پایگاههای اروپایی در مدار بازدارندگی و تهدید تهران—چه در قالب عملیات نامتقارن مستقیم و چه از طریق اقدامات اطلاعاتی—این پیام را به برلین و لندن مخابره میکند که همراهی لجستیکی با واشنگتن در یک درگیری نظامی، هزینه سرزمینی مستقیم برای اروپا در پی خواهد داشت.
از سوی دیگر، این راهبرد میتواند نتیجه معکوس نیز به همراه داشته باشد؛ چرا که ورود خاک اروپا به جغرافیای ناامنی، شکافهای سنتی میان اروپا و آمریکا بر سر رویکرد در قبال تهران را ترمیم کرده و همراهی اروپاییها با اقدامات بازدارنده و حتی پیشدستانه واشنگتن و تلآویو علیه زیرساختهای دفاعی و هستهای ایران را محتملتر از هر زمان دیگری میسازد.
- سقوط تاریخی تراز دریای خزر به کمترین حد در ۵۰۰ سال گذشته؛ انفعال تهران در برابر بحران زیستمحیطی شمال
- از هرمز تا بابالمندب؛ عقبنشینی نفوذ ایران و احتمال ورود سوریه به پرونده یمن
- حفظ توان موشکی رژیم ایران در سایه وقفه حملات آمریکا؛ تهدید جنگ نامتقارن و باجخواهی منطقهای
- دستاوردهای بابالمندب، بحث درباره نقش آمریکا در یمن را داغ کرد
- «هرمز» میان دو روایت؛ آیا ایران کنترل این گذرگاه حیاتی را از دست داده است؟
