تولد هنرمند سوری، یارا صبری، در خانوادهای هنری چیزی جز انباشت تجربهها و صیقل خوردن استعدادی که از پیش در او وجود داشت، نبود. این خانواده برای او بهمنزله آکادمیای علمی و عملی در عرصه هنر بود؛ پدرش هنرمند برجسته سلیم صبری و مادرش زندهیاد ثناء دبسی بود.
با آنکه او در رشته علوم گردشگری تحصیل کرد و در مؤسسه عربی موسیقی نوازندگی آموخت، استعداد بازیگری مسیرش را تحتالشعاع قرار داد و از سال 1989 با ایفای نقشها و شخصیتهای متعدد هنری درخشید؛ از «شجرة النارنج» در نقش «بثینه» گرفته تا نقش «سوزان» در سریال «ابناء وأمهات» و نیز حضور در «الشقيقات»، «خان الحرير»، «أيام الغضب» و «الثريا».




افزون بر این، یارا صبری در فصلهای اول، دوم، چهارم و پنجم «بقعة ضوء» نیز حضور داشت. اما اثری که در حافظه بینندگان ماندگار شد و همچنان مانده است، «الفصول الأربعة» با شخصیت مشهور «نادیا» بود؛ شخصیتی که مخاطبان هنوز او را با موقعیتها، شیوه رفتارش و تأثیری که بر آنان گذاشت به یاد میآورند. فضای شامی نیز در انتخابهای صبری حضوری پررنگ داشت؛ چنانکه مشارکت او در «أهل الراية» و «أولاد القيمرية» و آثار بسیار دیگر فراموشنشدنی است.
این ستاره سوری در آثار مهم دیگری نیز ردپای خود را بر جا گذاشته است؛ از جمله «التغريبة الفلسطينية» که برای نقشش در آن، جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره «أدونيا للدراما» را به دست آورد. همچنین در آثاری چون «بكرا أحلى»، «على حافة الهاوية»، «الحصرم الشامي» و «جلسات نسائية» حضور داشت و برای نقشش در «تخت شرقي» نیز در همان سال جایزه «أدونيا» را کسب کرد.
کار در خاک وطن
صبری به لطافت شناخته میشود و جنبه طنزآمیز شخصیتش نیز آشکار است؛ از همین رو، خودجوشی و بیتکلفیاش به چشم میآید و موفقیتش در نقشهایی که نیازمند شیرینی و طنزِ بیتکلفاند، کاملاً مشهود است. همین موضوع باعث شده این شخصیتها در ذهن و حافظه مخاطبان ماندگار شوند و دوستدارانش از او نقشهای بیشتری از این دست بخواهند.
با وجود آنکه این ستاره سوری از پیامدهای مخالفتش با نظام پیشین سوریه و مطالبهاش برای زندگی آزاد و شرافتمندانه برای مردم سوریه آگاه بود، و میدانست این موضع بر کار هنریاش اثر خواهد گذاشت، ترجیح داد در کنار انسانیت خود و آنچه وجدان و وظیفهاش بر او حکم میکرد بایستد؛ امری که باعث شد سالهای طولانی سوریه را ترک کند و در جستوجوی زندگی بهتر برای خود و فرزندانش باشد.
صبری در دوران غربتش در برخی آثار خارج از کشور نیز حضور داشت؛ از جمله «وجوه وأماكن»، «سمرقند» و «أوركيديا». او پس از سقوط نظام در دسامبر گذشته به وطنش سوریه بازگشت و سوریها با گرمی فراوان و با مراسمی شامی موسوم به «العراضة» از او استقبال کردند و ابراز امیدواری کردند که پس از این غیبت، بار دیگر در سوریه جلوی دوربین برود.
این بازگشت به تصویربرداری برای یارا صبری بالفعل رخ داده است؛ او در گفتوگو با وبسایت «الحل نت» توضیح داد که در دو اثر کوتاه حضور داشته که نخستین آنها با عنوان «يوم وشوي»، اولین بازگشت او به کار در داخل سوریه بوده است.
او میافزاید: «رویدادهای «يوم وشوي» به آخرین روز پیش از سقوط نظام ساقطشده در سوریه میپردازند و من در آن نقش «مادر» را بازی میکنم. اما اثر دوم با عنوان «المقعد الأخير» در 15 قسمت ساخته شده و در آن نقش مدیر یک مدرسه خصوصی را ایفا میکنم؛ مدرسهای با دانشآموزانی متنوع و دیدگاههایی متفاوت، و مدیر باید با محبت و خرد، مشکلاتی را که در داخل مدرسه رخ میدهد حل کند.»
او در پاسخ به این پرسش که آیا شرطهایش امروز نسبت به گذشته برای پذیرش یک اثر تغییر کرده است یا نه، به «الحل نت» تأکید کرد که شرطها و نگاهش به شیوه حرفهایاش تغییر نکرده و به گفته خودش هم زیاد نیست؛ مهمترین آنها این است که نقش، متناسب با گونه دراماتیکِ اثر باشد.
درامای معرّب
بسیاری موفقیت یارا صبری را در نقش «ميادة» در سریال معرّب «العميل» دنبال کردند؛ جایی که توانست موفقیتی چشمگیر به دست آورد و با صحنهها، شیوه بازی و نوع اجرای خود بر مخاطب اثر بگذارد. او در این اثر نقش مادری داغدیده را بازی میکند؛ مادری که یک فرزندش سالها پیش گم شده و فرزند دیگرش نیز رفتارهایی آکنده از ابهام دارد، بهویژه پس از نزدیک شدنش به رئیس یک باند. به این ترتیب، حس گمگشتگی او و اجرایش به حالتی زیبا و منحصربهفرد بدل شد؛ اجرایی سرشار از انسانیت، و آمیخته به قدرت در جایی و ضعف در جایی دیگر.
درباره این تجربه، موفقیت آن و خرسندی یارا صبری از بازتابهایی که این اثر در مجموع برانگیخت، او توضیح میدهد که با تکرار این تجربه در ترکیه مخالفتی ندارد، با وجود همه دشواریهایی که به همراه دارد؛ اما آن را ایستگاهی متمایز در این نوع درام میداند.






صبری ادامه میدهد: «درامای معرّب بهطور کلی تجربهای بسیار قدیمی است و منحصر به ما عربها نیست. منظورم این است که آثاری کرهای به نسخه ترکی بازسازی شدهاند و آثاری ایتالیایی و مکزیکی هم به زبانهای دیگر بازتولید میشوند. همه گونههای درام وجود دارند و هر کدام مخاطب خود را دارند و من نمیتوانم همه آنها را با یک حکم واحد ارزیابی کنم؛ برخی خوباند و برخی ضعیف.»
صبری معتقد است که پس از گسترش آثار معرّب و مشترک، ضروری است محیطی امن و فضایی هنری تازه برای بازگشت تولید محلی سوری فراهم شود؛ تولیدی که راه را برای حضور شمار زیادی از بازیگرانِ فارغالتحصیل آکادمیها و استعدادهای نو باز میکند و به آنها فرصت موفقیت میدهد؛ همانگونه که پیشتر برای ستارگان کنونی رخ داد که نخستین موفقیتهایشان را در درام محلی به دست آوردند؛ درامی که سنگ بنای حرکت به سوی افقهای گستردهتر بود. این امر به موفقیت و قدرت درامای سوری نیز کمک میکند.
یارا صبری.. کارنامه و مشارکتهای فرهنگی
هنرمند یارا صبری همواره به مشارکت در فعالیتهای فرهنگی، انسانی و اجتماعی اهتمام دارد. او همچنین از زمان بازگشتش به سوریه، در فعالیتهای بسیاری که به مردم و مخاطبان مربوط میشود شرکت کرده و میکوشد پیش از هر چیز حضور داشته باشد تا از هر مسئله انسانی، فکری، هنری یا اجتماعی حمایت کند.
اخیراً حضور برجسته او در مراسم بزرگداشت رماننویس فقید خالد خلیفه و رونمایی از جایزهای به نام او در دمشق برای پاسداشت دستاورد فرهنگیاش جلب توجه کرد. صبری در اینباره به «الحل نت» تأکید میکند که خالد خلیفه برای بسیاری از سوریها، رماننویس، انسان، برادر، دوست و قطبنمای اخلاقی و ملیِ واقعی است و او نیز در همین چارچوب به او مینگرد.
او میافزاید: «رابطه من با ادبیات و کتابخوانی از زمانی آغاز شد که آگاهیام شکل میگرفت؛ با اصرار مادر زیبایم، زندهیاد ثناء دبسی، که مرا به خواندن وامیداشت تا جایی که به بخشی بدیهی از زندگی روزمرهام تبدیل شد. اکنون نیز میکوشم آثار روایی برجستهای را که دوستان به من پیشنهاد میکنند بخوانم؛ همانطور که داستانهای کوتاه را هم دوست دارم و از آنها لذت میبرم.»
از سوی دیگر یارا صبری ابراز کرد که از حضور در هیئت داوران «جشنواره فیلم شارجه برای کودکان و نوجوانان» که چند روز پیش به پایان رسید، خرسند است و این مشارکت را فرصتی دانست که به او امکان داد مجموعهای از فیلمهای کوتاه را ببیند و با فیلمسازان بااستعدادی آشنا شود؛ همچنین جلسه گفتوگو با آنان پس از پایان داوری را نیز ثمربخش و مهم توصیف کرد.
صبری درباره سازوکار انتخاب فیلم برنده گفت: انتخاب فیلم برنده مستلزم آن است که بیشترین تعداد ممکن از عناصر برجستگی هنری را در کنار هم بیابیم و بر همین اساس، دست به انتخاب بزنیم.
پس از یک کارنامه هنری طولانی، و پیش از آن همراهی و مسیر زندگیاش با پدر و مادر هنرمند و برجستهاش، سلیم صبری و ثناء دبسی، صبری همواره میل به نوسازی هنری را در خود احساس میکند و معتقد است هنر جهانهایی را در خود دارد که هنوز بیشترشان را کشف نکردهایم. با این حال، او دوست دارد تجربه بازی در سینما را تکرار کند، زیرا برای آن جادو، تداوم، حافظه و روحی ویژه قائل است.
او در پایان، درباره مهمترین چیزهایی که از پدر و مادرش گرفته است، میگوید: «میگویند من آمیزهای از شادی و پویایی پدرم و مهربانی و پشتکار مادرم هستم؛ مادری که همیشه نخستین آموزگار من بود و نقش بزرگی در شکلگیری حرفهای، هنری و اخلاقی من داشت. او به من تعهد، احترام به وقت و حرمت مردم را آموخت.»
