در حالی که تقویم سیاسی جهان روزهای پرالتهابی را سپری میکند، رویارویی جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به نقطهای رسیده است که بسیاری از ناظران آن را «نقطه بازگشتناپذیر» توصیف میکنند. بامداد یکشنبه ۱۳ اردیبهشت، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با ادبیاتی که آمیزهای از تحقیر و تهدید بود، از دریافت طرحی جدید از سوی تهران خبر داد؛ طرحی که از طریق کانال دیپلماتیک پاکستان منتقل شده است. اما همزمان با این تحرک دیپلماتیک، غرش موتورهای هواپیماهای ترابری و سوخترسان آمریکایی در آسمان خاورمیانه، روایتی متفاوت را بازگو میکند: دیپلماسی آخرین نفسهای خود را زیر سایه سنگین ناوها و موشکها میکشد.
پیشنهاد ۱۴ بندی ایران؛ پافشاری بر خطوط قرمز
گزارشهای دریافتی از منابع نزدیک به شورای عالی امنیت ملی و همچنین دادههای رسانههایی چون اکسیوس و الجزیره، نشان میدهد که ایران پیشنهادی جامع، اما سختگیرانه را در سه مرحله و ۱۴ بند تدوین کرده است. تهران در این طرح، برخلاف انتظار واشینگتن، نهتنها از مواضع خود عقبنشینی نکرده، بلکه بر «خطوط قرمز» سنتی خود پافشاری ورزیده است.
مرحله اول: پایان جنگ و رفع محاصره
ایران در اولین گام، خواستار تبدیل وضعیت «آتشبس فعلی» به «پایان قطعی و رسمی جنگ» در تمامی جبههها، از جمله ایران و لبنان شده است. این مرحله شامل خروج کامل نیروهای آمریکایی از محیط پیرامونی ایران، رفع محاصره بنادر جنوبی و آزادسازی فوری داراییهای بلوکه شده است. یکی از چالشبرانگیزترین بندهای این مرحله، درخواست ایران برای «پرداخت غرامت» از سوی آمریکا بابت خسارات وارده در جریان درگیریهای اخیر و تحریمهاست. همچنین تهران سازوکار جدیدی را برای امنیت تنگه هرمز پیشنهاد داده که در آن نقش محوری بر عهده ایران باشد.

مرحله دوم: پرونده هستهای و غنیسازی تحت نظارت
در مرحله دوم، ایران آمادگی خود را برای گفتگو درباره فعالیتهای هستهای اعلام کرده است. اما شروط ایران در این بخش صریح است: توقف غنیسازی اورانیوم با غنای بالا برای یک دوره ۱۵ ساله، مشروط به اینکه هیچگونه زیرساخت هستهای تخریب نشود و هیچ تأسیساتی برچیده نشود. پس از این دوره، ایران حق بازگشت به غنیسازی با نرخ ۳.۶٪ را بر اساس اصل «تولید بدون ذخیرهسازی» (صفر کردن موجودی انباشته) برای خود محفوظ میداند.
مرحله سوم: نظام امنیت بومی
در گام نهایی، تهران پیشنهاد ورود به یک گفتگوی راهبردی با محیط عربی و کشورهای منطقه را مطرح کرده است تا یک نظام امنیتی فراگیر بدون دخالت نیروهای فرامنطقهای ایجاد شود.
واکنش ترامپ؛ دیپلماسی به سبک «فشار حداکثری ۲»
دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی خود، «تروث سوشیال»، واکنشی سرد و بدبینانه به این پیشنهاد نشان داد. او با بیان اینکه ایران «هنوز بهای کافی برای اقدامات ۴۷ سال گذشتهاش نپرداخته است»، عملاً شانس پذیرش این طرح را به حداقل رساند. ترامپ با استفاده از عبارت «محاصره بسیار دوستانه» برای توصیف بستن بنادر ایران، نشان داد که به دنبال تسلیم کامل تهران است، نه یک توافق متوازن.

رئیسجمهور آمریکا در گفتگو با خبرنگاران، ضمن تکرار تمایلش برای نابودی کامل توان موشکی ایران، هشداری جدی داد: «اگر آنها رفتار نامناسبی داشته باشند، گزینه نظامی همچنان روی میز است.» این اظهارات نشان میدهد که واشینگتن این طرح را نوعی «خرید زمان» از سوی ایران تلقی میکند و قصد ندارد فشار محاصره دریایی را که گفته میشود ممکن است ماهها طول بکشد، رها کند.
آرایش جنگی در منطقه؛ آمادهباش برای «ساعت صفر»
در حالی که در رسانەها صحبت از دیپلماسی است، در میدان واقعیت، شواهد حاکی از آمادهسازی برای یک رویارویی گسترده است. دادههای وبسایت «فلایترادر ۲۴» از یک پل هوایی نظامی عظیم میان اروپا و خاورمیانه پرده برداشته است.
پرواز غولهای ترابری: دستکم ۱۲ فروند هواپیمای C-17A Globemaster III از پایگاههای آمریکا در آلمان و سایر نقاط اروپا به سمت پایگاههای خط مقدم در خاورمیانه گسیل شدهاند. هر یک از این هواپیماها قادر به جابهجایی ۷۷ تن تجهیزات سنگین، از جمله تانکهای آبرامز یا سامانههای پدافندی، به همراه ۱۰۰ نیروی عملیاتی هستند.
پشتیبانی سوخترسانها: حضور همزمان چندین فروند بوئینگ KC-135 (استراتوتانکر) در حریم هوایی اطراف اسرائیل و مناطق مجاور، نشاندهنده آمادگی برای پشتیبانی از جنگندههایی است که قرار است عملیاتهای دوربرد یا مداوم انجام دهند.
همزمان، دیدار «برد کوپر»، فرمانده سنتکام، با ترامپ و سپس اعزام فوری او به ناو «یواساس تریپولی» در دریای عرب، پیامی روشن به تهران مخابره میکند: آمریکا برای «بدترین سناریو» آماده است.

افزایش احتمال شروع دوبارە جنگ
شکاف میان خواستههای دو طرف به قدری عمیق است که میانجیگری پاکستان نیز نتوانسته پلی بر روی آن بسازد. پافشاری ایران بر خطوط قرمزی همچون «حفظ زیرساختهای هستهای» و «دریافت غرامت»، با راهبرد ترامپ که بر اساس «تغییر رفتار بنیادین» یا «فروپاشی اقتصادی» استوار است، در تضاد کامل قرار دارد.
سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (SAS) با انتشار پیامی شدیداللحن، به ترامپ هشدار داده است که او در بنبست گرفتار شده و باید بین «عملیات غیرممکن» یا «توافق بد» یکی را انتخاب کند. این پیام نشاندهنده این است که تهران نیز خود را برای رویارویی آماده کرده و قصد ندارد تحت فشار محاصره دریایی، از توان دفاعی و هستهای خود عقبنشینی کند.
از سوی دیگر، روزنامه «هاآرتص» و خبرگزاری «اکسیوس» معتقدند که رد دومین طرح پیشنهادی ایران توسط ترامپ در کمتر از یک هفته، به معنای پایان یافتن مسیرهای مسالمتآمیز است. مقامات کاخ سفید بر این باورند که تنها راه تغییر محاسبات تهران، تداوم و تشدید محاصره است؛ محاصرهای که ایران آن را «بازی با شاهرگهای حیاتی جهان» میداند و پیشتر هشدار داده بود که امنیت غذایی جهان و زنجیره تأمین کود شیمیایی در گرو تدبیر ایران در تنگه هرمز است.
بنبست دیپلماسی و اسلحه روی میز
وضعیت فعلی نشاندهنده یک «بازی با حاصلجمع صفر» است. ترامپ به دنبال نابودی کامل توان موشکی و هستهای ایران است و تهران به دنبال تثبیت جایگاه خود به عنوان یک قدرت منطقهای و رفع کامل تحریمها بدون واگذاری امتیازات بنیادین.
با توجه به افزایش بیسابقه فعالیتهای هوایی نظامی آمریکا، اعزام فرماندهان ارشد به منطقه و لحن تهاجمی ترامپ، احتمال اینکه بنبست دیپلماتیک فعلی به یک جرقه نظامی منجر شود، بیش از هر زمان دیگری است. اگر واشینگتن به رد طرحهای پیشنهادی ادامه دهد و ایران نیز بر خطوط قرمز خود پافشاری کند، منطقه خاورمیانه در آستانه جدیترین درگیری قرن بیست و یکم قرار خواهد گرفت؛ جنگی که دیگر تنها به مرزهای جغرافیایی محدود نخواهد ماند و شاهرگهای اقتصادی و امنیتی کل جهان را تحت تأثیر قرار خواهد داد. در این میان، تنها سؤالی که باقی میماند این است: آیا “ساعت صفر” پیش از آنکه طرح جدیدی بررسی شود، فرا خواهد رسید؟
