از پهپادهای روسی تا سفره‌های خالی؛ گزارش نیویورک تایمز از تبدیل دریای خزر به شریان بقای حکومت  ایران

گزارش تحقیقی جدید روزنامه نیویورک تایمز پرده از واقعیتی برمی‌دارد که نشان‌دهنده تغییر جهت معنادار در استراتژی‌های بقای حکومت ایران است. در حالی که افکار عمومی و فشارهای بین‌المللی عمدتاً بر خلیج فارس و دریای عمان متمرکز شده‌اند، این روزنامه آمریکایی فاش کرده است که دریای خزر اکنون به اصلی‌ترین شریان پنهانی برای دور زدن تحریم‌ها و تامین نیازهای نظامی و اقتصادی تبدیل شده است. حمله اخیر اسرائیل به بندر انزلی که در آن مرکز فرماندهی نیروی دریایی و چندین شناور هدف قرار گرفتند، نشان داد که این پهنه آبی در شمال ایران دیگر یک منطقه امن و دور از تنش نیست، بلکه به قلب تپنده همکاری‌های پنهانی تهران و مسکو بدل گشته است.

بر اساس تحلیل‌های منتشر شده در نیویورک تایمز، دریای خزر که پیش از این تنها به عنوان منبعی برای منابع طبیعی و تجارت محلی شناخته می‌شد، اکنون نقشی کلیدی در عبور از محاصره اقتصادی ایفا می‌کند. گزارشگران این روزنامه، نیکلاس کولیش، نیل مک فارکور و جولیان بارنز، تاکید کرده‌اند که این مسیر دریایی به حکومت ایران اجازه داده است تا با وجود برتری نظامی آمریکا در خلیج فارس، همچنان به عنوان یک بازیگر تهاجمی در منطقه باقی بماند. در شرایطی که مردم ایران با بحران‌های معیشتی دست و پنجه نرم می‌کنند، بخش بزرگی از توان اقتصادی کشور صرف بازسازی زرادخانه‌های نظامی از طریق این مسیر شمالی می‌شود. طبق آمارهای ارائه شده، روسیه قطعات پهپادهای تهاجمی را از طریق خزر به ایران می‌فرستد تا خسارات ناشی از درگیری‌های اخیر که به نابودی 60 درصد از توان پهپادی ایران منجر شده، جبران شود.

خزر؛ پناهگاهی برای پنهان‌کاری‌های اقتصادی و نظامی

نیویورک تایمز در گزارش خود بر این نکته تاکید می‌کند که برای حکومتی که با انسداد مسیرهای تجاری سنتی روبروست، دریای خزر یک موهبت جغرافیایی محسوب می‌شود. برخلاف خلیج فارس که تحت نظارت دقیق ناوگان‌های بین‌المللی است، در خزر تنها 5 کشور همسایه حق حضور دارند و این موضوع دسترسی نهادهای نظارتی بین‌المللی را عملاً قطع کرده است. این روزنامه به نقل از نیکول گراژوسکی، پژوهشگر متخصص در امور ایران و روسیه، می‌نویسد: که خزر به دلیل ماهیت مات و غیرشفافش، “ایده‌آل‌ترین مکان برای فرار از تحریم‌ها و انتقال محموله‌های نظامی” است. گزارش‌های اقتصادی نشان می‌دهند که بسیاری از کشتی‌ها در این مسیر با خاموش کردن سیستم‌های ردیابی خود، به صورت مخفیانه به جابجایی کالا می‌پردازند تا از دید ماهواره‌ها پنهان بمانند.

در حالی که شعارهای حکومتی از پیروزی بر تحریم‌ها سخن می‌گویند، واقعیت‌های میدانی حکایت از وابستگی خطرناک و یک‌جانبه به روسیه دارد. نیویورک تایمز فاش کرده است که در پی بسته شدن تنگه هرمز، حکومت ایران مجبور شده است کالاهای اساسی و معیشتی مردم را از مسیرهای گران‌تر و طولانی‌تر شمالی تامین کند. محمد رضا مرتضوی، رئیس کانون انجمن‌های صنایع غذایی، در گفتگو با رسانه‌های دولتی تایید کرده است که بنادر شمالی ایران اکنون به صورت شبانه‌روزی برای واردات گندم، ذرت و روغن فعالیت می‌کنند. این تغییر مسیر اضطراری، اگرچه نیازهای اولیه را تا حدی پوشش می‌دهد، اما هزینه‌های حمل و نقل و قیمت تمام شده کالا را به شدت افزایش داده و فشار مضاعفی بر سفره خالی شهروندان ایرانی وارد کرده است. بر اساس آمارهای بندری، سالانه 2 میلیون تن گندم روسیه که پیش از این از دریای سیاه می‌آمد، اکنون از مسیر خزر وارد ایران می‌شود.

الکساندر شاروف، رئیس موسسه “روس‌ایران‌اکسپو” که به صادرکنندگان روسی برای یافتن خریدار در ایران کمک می‌کند، در گفتگو با نیویورک تایمز پیش‌بینی کرده است که حجم کالاهای جابجا شده در خزر طی سال جاری میلادی 2 برابر شود. او معتقد است بحران در تنگه هرمز باعث شده تا حتی شرکت‌های بزرگ که پیش‌تر از ترس تحریم‌های غرب برای فعالیت در خزر تردید داشتند، اکنون به این مسیر روی بیاورند. با این حال، برای مردم عادی ایران که با قیمت‌های نجومی نان و کالاهای اساسی دست و پنجه نرم می‌کنند، این اعداد و ارقام تنها به معنای وابستگی بیشتر به روسیه و ادامه سیاست‌هایی است که اولویت آن‌ها بقای حکومت است، نه بهبود سطح زندگی شهروندان.

رویاهای ژئوپلیتیک و واقعیت‌های تلخ معیشتی

نیویورک تایمز در ادامه تحلیل خود به ریشه‌های تاریخی این همکاری اشاره می‌کند و می‌نویسد که تهران و مسکو بیش از دو دهه است که رویای ساخت یک کریدور تجاری عظیم از دریای بالتیک به اقیانوس هند را در سر می‌پرورانند. اما این رویاهای بلندپروازانه که در گزارش نیویورک تایمز به عنوان “طرح‌های عمدتاً کاغذی” توصیف شده‌اند، با واقعیت‌های زیرساختی ایران همخوانی ندارند. ناوگان کشتیرانی فرسوده در دریای خزر و عدم توسعه بنادر متناسب با حجم کالاها، باعث شده تا تجارت در این منطقه با کندی و هزینه‌های گزاف روبرو باشد. سوال اساسی اینجاست که در اوج بحران اقتصادی ایران، چرا منابع ملی صرف پروژه‌هایی می‌شود که بیش از رفاه مردم، در خدمت اهداف نظامی و تقابل‌های بین‌المللی هستند؟

آنا بورشفسکایا، تحلیلگر بین‌المللی، در گفتگو با نیویورک تایمز خاطرنشان کرده‌ است که حمله اسرائیل به بندر انزلی دقیقاً با هدف قطع همین شریان‌های حیاتی نظامی انجام شده است. روسیه و ایران با امضای معاهده همکاری‌های گسترده در ژانویه 2025، پیوند خود را بیش از پیش تقویت کرده‌اند، اما این پیوند به جای آنکه گرهی از مشکلات معیشتی ایرانیان باز کند، ایران را به میدان نبرد قدرت‌های بزرگ تبدیل کرده است. نادیده گرفتن خزر توسط سیاست‌مداران آمریکایی در سال‌های گذشته، فرصتی برای پنهان‌کاری‌های حکومتی فراهم کرد، اما اکنون این “سیاه‌چاله جغرافیایی” به مرکز توجه تبدیل شده و پیامدهای آن به صورت مستقیم امنیت ملی و ثبات اقتصادی ایران را تحت تاثیر قرار داده است.

گزارش نیویورک تایمز تصویری تیره از آینده اقتصادی ایران در سایه این سیاست‌ها ترسیم می‌کند. تکیه بر مسیرهای پنهانی خزر، اگرچه ممکن است برای مدتی ماشین نظامی را روشن نگه دارد، اما راهکار پایداری برای نجات اقتصاد در حال فروپاشی نیست. مردمی که شاهد افزایش روزانه قیمت‌ها هستند، به خوبی درک می‌کنند که این جابجایی‌های استراتژیک در بنادر شمالی، تاثیری در بهبود کیفیت زندگی آن‌ها ندارد و تنها به معنای انزوای بیشتر در نظام بین‌الملل و وابستگی فزاینده به متحدی است که خود درگیر جنگ و تحریم است. دریای خزر که می‌توانست نماد صلح و رفاه باشد، اکنون در سایه سیاست‌های تقابلی، به مسیری برای انتقال تجهیزات جنگی و دور زدن شفافیت مالی تبدیل شده است و هزینه این بازی خطرناک را بار دیگر، شهروندان عادی با معیشت خود می‌پردازند.

کامیار امیری

کامیار امیری

دبیر و ویراستار بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم