به‌دنبال لبنان؛ گروه‌های عراقی در آتش وفاداری به تهران

گروه‌های مسلح عراقی همسو با ایران که حدود دو دهه پیش شکل گرفتند، اکنون با خطرناک‌ترین پیچ تاریخی خود روبه‌رو هستند؛ به‌گونه‌ای که این گروه‌ها ــ به‌ویژه آنهایی که بر حفظ سلاح و وفاداری مطلق به تهران پافشاری دارند ــ خود را در برابر گزینه‌هایی سرنوشت‌ساز می‌بینند که هیچ‌کدام بی‌هزینه نیست. این وضعیت هم‌زمان با شکل‌گیری دولت جدید رخ داده است؛ دولتی که با حمایتی کم‌سابقه از سوی آمریکا روی کار آمده تا معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی کاملاً متفاوتی نسبت به گذشته تحمیل کند.

بغداد اکنون در فضایی آکنده از انتظار سیاسی و امنیتی به سر می‌برد؛ آن هم در میانه درهم‌تنیدگی پیچیده پرونده‌های داخلی و منطقه‌ای. در این میان، دولت علی الزیدی با جدیت می‌کوشد چارچوب تفاهم‌های تازه‌ای را ترسیم کند که ثبات صحنه را تضمین کند و کشور را از هرگونه پیامد و لرزش ناشی از اقدامات گروه‌های مسلح دور نگه دارد.

گروه‌های وابسته به ایران با سلاح قمار می‌کنند و وارد فهرست اهداف آمریکا می‌شوند

منابع ویژه از درون «چارچوب هماهنگی» به «الحل نت» گفتند ــ به شرط فاش نشدن هویتشان به دلیل حساسیت موضوع ــ که شکاف ساختاری در میان نیروهای سیاسی شیعه تشدید شده است؛ آن هم پس از آنکه جریان‌های اصلی تصمیم گرفتند به‌طور کامل از ترکیب کابینه جدید دولت علی الزیدی فاصله بگیرند و مخالفت مطلق خود را با شروط آمریکا و تحولات جاری اعلام کنند.

این شکاف در پی شکل‌گیری دو اردوگاه متضاد پدید آمده است؛ اردوگاه نخست شامل گروه‌هایی است که تصمیم گرفته‌اند برای حفظ شبکه‌های اقتصادی و دستاوردهای سیاسی خود، در مسیر تحویل سلاح، ادغام کامل در ساختار دولت و گذار به فعالیت سیاسی حرکت کنند. در مقابل، اردوگاه دوم که شامل «کتائب حزب‌الله»، «حرکة النجباء» و «حرکة أنصار الله الأوفیاء» است، بر ماندن در سنگر رویارویی آشکار، حفظ زرادخانه نظامی و ادامه وفاداری به ایران اصرار دارد.

در همین راستا، شاخه سیاسی «کتائب حزب‌الله» که در قالب «کتلة حقوق» فعالیت می‌کند، تصمیم گرفت دولت الزیدی را تحریم کند و به صف اپوزیسیون بپیوندد. این جریان تأکید کرده است که هرگونه تلاش برای تعرض به سلاح آنان یا همسویی با دیدگاه آمریکا درباره انحصار سلاح در دست دولت، به تعبیر خودش، خط قرمزی است که نمی‌توان از آن عبور کرد.

«حرکة النجباء» به رهبری اکرم الکعبی نیز همین موضع را اتخاذ کرده و از ورود به فعالیت سیاسی خودداری کرده است. همچنین «حرکة أنصار الله الأوفیاء» به رهبری حیدر الغراوی نیز همین رویکرد را در پیش گرفته است. این دو، بار دیگر بر پایبندی خود به عقیده فرامرزی و وفاداری کامل به تهران تأکید کرده‌اند، بی‌آنکه به فشارهای سنگینی توجه کنند که واشنگتن از طریق بسته تحریم‌ها و پاداش‌های مالی تازه صادرشده از سوی وزارت خزانه‌داری و وزارت خارجه آمریکا اعمال می‌کند.

در روزهای اخیر، نام ابو حسین الحمیداوی، دبیرکل «کتائب حزب‌الله»، بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است؛ پس از آنکه واشنگتن برای نخستین بار تصویر رسمی او را منتشر و هویتش را به‌صورت علنی فاش کرد و در برابر ارائه اطلاعات درباره او، جایزه‌ای تا سقف 10 میلیون دلار تعیین کرد. همین پاداش برای ارائه اطلاعات درباره محل اختفای حیدر الغراوی، رهبر «حرکة أنصار الله الأوفیاء»، و اکرم الکعبی، رهبر «حرکة النجباء»، نیز تعیین شده و نام هر دو در فهرست تروریسم قرار گرفته است.

اعلام پاداش مالی برای ارائه اطلاعات درباره ابو حسین الحمیداوی، رهبر «کتائب حزب‌الله» – وزارت خارجه آمریکا/ برنامه «پاداش برای عدالت»

در جریان جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران، گروه‌های مسلح و در رأس آنها «الکتائب»، «النجباء» و «أنصار الله الأوفیاء»، در حمایت از تهران صدها حمله نظامی گسترده انجام دادند و با عبور از قواعد جغرافیایی سنتی درگیری، کوشیدند معادله‌ای از تقابل در مقیاسی وسیع تحمیل کنند.

بر اساس داده‌های رسمی منتشرشده از سوی وزارت خارجه آمریکا، این گروه‌ها در طول 40 روز پرالتهاب جنگ اخیر، بیش از 600 حمله نظامی علیه منافع آمریکا در عراق انجام داده‌اند؛ جنگی که جرقه آن در 9 اسفند / 28 فوریه گذشته زده شد و سپس با توافق آتش‌بس موقت متوقف شد.

اعلام پاداش مالی برای ارائه اطلاعات درباره اکرم الکعبی، رهبر «حرکة النجباء» – وزارت خارجه آمریکا/ برنامه «پاداش برای عدالت»

این گروه‌های همسو با ایران با استفاده از راکت‌های کاتیوشا، موشک‌های «گراد» و پهپادها، حملاتی را علیه سفارت، منافع و پایگاه‌های آمریکا در بغداد، بصره و اربیل، مرکز اقلیم کردستان، انجام دادند؛ افزون بر آن، کشورهای خلیج و پایگاه‌های آمریکا در سوریه را نیز هدف قرار دادند.

رها کردن از سوی ایران؛ خون گروه‌ها روی میز مذاکره!

ناظران و تحلیلگران سیاسی در بغداد معتقدند این پافشاری ایدئولوژیک، «الکتائب»، «النجباء» و «أنصار الله الأوفیاء» را در مسیر تقابلی اجتناب‌ناپذیر قرار داده که تا حد زیادی به الگوی لبنان و سناریوی تراژیک «کوره‌سوزان» شبیه است؛ همان وضعیتی که «حزب‌الله» لبنان در جنگ اخیر با آن روبه‌رو شد. به باور آنان، این گروه‌ها به‌سوی همان تله، انزوای سیاسی و فروپاشی کامل نظامی رانده می‌شوند.

تحلیل‌های عمیق از پشت‌پرده صحنه نشان می‌دهد که طرف ایرانی از عقیده ریشه‌دار این گروه‌ها و شتاب نظامی آنها بهره برد تا آنها را به خط دفاعی پیشرفته‌ای برای حفاظت از منافع حیاتی خود تبدیل کند؛ اما به‌محض نخستین پیچ واقعی دیپلماتیک، به‌سرعت این گروه‌ها را رها کرد و آنها را بدون هیچ پوشش واقعی، با سرنوشتی نامعلوم تنها گذاشت.

اطلاعات موجود حاکی است که ایران در جریان مسیر مذاکرات، از طریق معامله بر سر نفوذ منطقه‌ای برای آرام‌سازی جبهه‌ها حرکت کرده است؛ به‌گونه‌ای که تهران انعطاف آشکاری در رها کردن میدانی و سیاسی بازوهای مسلح خود در بغداد و بیروت نشان داده و از فداکاری‌های آنها به‌عنوان برگ‌های برنده روی میز مذاکره استفاده کرده تا بقای نظام ایران و منافع راهبردی کلان خود را به بهای خون متحدانش تضمین کند.

به گفته کارشناسان امنیتی، تصمیم این گروه‌ها برای ماندن در جبهه مخالفت با تحویل سلاح و ادامه همسویی با تهران، ممکن است آنها را ناچار کند به‌تنهایی تبعات و شوک‌های بازگشتی را در صحنه عراق تحمل کنند؛ به‌ویژه پس از آنکه گروه‌های هم‌پیمانشان مانند «عصائب أهل الحق» به رهبری قیس الخزعلی و «سازمان بدر» به رهبری هادی العامری، آنها را رها کردند و در جریان جنگ علیه ایران ترجیح دادند برای حفاظت از صعود سیاسی خود و تثبیت وزارتخانه‌هایشان در دولت جدید، در جایگاه تماشاگر بایستند.

منابع آگاه به «الحل نت» گفته‌اند که در میان تحلیلگران و نظریه‌پردازان نزدیک به گروه‌های همسو با ایران، حالتی از خشم و نارضایتی فروخورده حاکم است؛ افرادی که در برنامه‌های تلویزیونی حاضر می‌شوند و آشکارا از ناامیدی خود نسبت به اقدام شرکای پیشینشان در «فروختن مسئله و تهران» برای حفظ امتیازهای مالی و سیاسی به‌دست‌آمده سخن می‌گویند.

آنچه صحنه را برای اردوگاه مخالف، یعنی «الکتائب»، «النجباء»، «أنصار الله الأوفیاء» و همراهانشان، پیچیده‌تر می‌کند، ماهیت حمایت منطقه‌ای و بین‌المللی بی‌سابقه‌ای است که دولت جدید علی الزیدی از آن برخوردار است؛ حمایتی که از دولت ترامپ، کشورهای خلیج، مصر، ترکیه، روسیه و سوریه آغاز می‌شود و تا تأیید غیرمنتظره مقتدی الصدر، رهبر «جریان صدر»، امتداد می‌یابد. این وضعیت هرگونه پوشش سیاسی یا مردمی را از گروه‌هایی که بر نگه داشتن سلاح خارج از چارچوب دولت اصرار دارند، سلب می‌کند.

امروز گروه‌های همسو با ایران از نظر میدانی و دیپلماتیک کاملاً بی‌پشتوانه مانده‌اند؛ در حالی که این مجموعه‌ها به‌سوی «سوختن وجودی» رانده می‌شوند، تهران سرگرم تنظیم برگ‌های مذاکره‌ای و دیپلماتیک مستقیم خود با واشنگتن برای حفاظت از جایگاه و منافع حیاتی‌اش است و متحدانش در بغداد را با سرنوشت فروپاشی تنها گذاشته است.

از منهتن تا بغداد؛ پیگرد آمریکا و طرح پتراوس، گروه‌های وابسته به ایران را در محاصره قرار داده است

این خفگی سیاسی هم‌زمان شده است با فعال شدن ابزارهای اطلاعاتی و حقوقی فرامرزی واشنگتن علیه رهبران این گروه‌ها که با تحویل سلاح مخالف‌اند؛ از جمله اعلام وزارت دادگستری آمریکا مبنی بر بازداشت و انتقال محمد باقر السعدی، از چهره‌های برجسته «کتائب حزب‌الله»، از ترکیه به منهتن نیویورک به اتهام برنامه‌ریزی برای اجرای بیش از 20 عملیات تروریستی در کشورهای غربی و آمریکا، و آغاز محاکمه او.

در همین چارچوب، کارشناسان امنیتی معتقدند عملیات مربوط به السعدی و زمان‌بندی آن، پیامی بازدارنده و کاملاً روشن از سوی آمریکا است که مستقیماً خطاب به اکرم الکعبی، حیدر الغراوی، ابو حسین الحمیداوی و دیگر رهبران گروه‌های همسو با تهران ارسال شده است؛ پیامی با این مضمون که پوشش بین‌المللی به‌طور کامل برداشته شده و گزینه‌ها میان تمکین به شروط واشینگتن یا مواجهه با سرنوشت حتمی نظامی و اطلاعاتی در قالب انزوا و تعقیب، به‌شدت محدود شده است.

در پشت‌پرده بغداد، این تحولات شتاب‌گرفته ــ از جمله حضور اخیر دیوید پتراوس، رئیس پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ــ به‌عنوان طرحی امنیتی یکپارچه خوانده می‌شود که هدف آن منزوی کردن «کتائب حزب‌الله»، «النجباء» و «أنصار الله الأوفیاء» و دیگر گروه‌های هم‌مسیر آنها و خلع نفوذشان است؛ اقدامی که مقدمه‌ای برای ادغام آنچه از نهادهای مسلح باقی می‌ماند، زیر چتر یک وزارتخانه امنیتی تازه‌تأسیس و تحت نظارت یک فرمانده نظامی از ارتش عراق خواهد بود.

پتراوس که پس از سقوط نظام صدام حسین مسئولیت‌های متعددی در ارتش آمریکا در داخل عراق بر عهده داشت، جمعه گذشته به بغداد سفر کرد و در جریان این سفر با مقام‌های ارشد عراقی دیدارهای رسمی انجام داد؛ در همین حال، منابع آگاه جزئیاتی از پشت‌پرده این سفر را فاش کردند.

به گفته این منابع به «الحل نت»، هدف از سفر پتراوس، پایه‌گذاری یک وزارتخانه امنیتی ــ جدا از دفاع و کشور ــ است که سه تشکیلات را در بر گیرد؛ در رأس آنها «الحشد الشعبی»، پلیس فدرال و پلیس مرزی، با این احتمال که نیروهای «پیشمرگه» نیز به همان وزارتخانه ملحق شوند. در نتیجه، «الحشد» به نهادی درون یک مؤسسه امنیتی تبدیل خواهد شد و فعالیت آن پس از کنار گذاشتن عناصر مرتبط با گروه‌های همسو با ایران، از این گروه‌ها جدا می‌شود.

در مجموع، نشانه‌های کنونی حاکی از آن است که عراق تحت فشار آمریکا به‌تدریج در حال فاصله گرفتن از مدار نفوذ مطلق ایران و بازتعریف روابط خود با محیط عربی و بین‌المللی است؛ آن هم در شرایطی که گروه‌های نزدیک به ایران همچنان بر ماندن در «کوره وفاداری» اصرار دارند و خودکشی سیاسی و نظامی را به تحویل سلاح و ادغام در نقشه راه ترسیم‌شده از سوی واشنگتن ترجیح می‌دهند.

علی کرملی

علی کرملی

روزنامه‌نگار عراقی، نویسنده و دبیر بخش محتوای تصویری و دیجیتال در «الحل نت». دارای مدرک کارشناسی روزنامه‌نگاری از دانشگاه بغداد.

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم